رئيس جمهور كرزي وآزمون ديگر!
در افغانستان گرچه نظام سياسي كشور داعيه دموكراسي دارد وحكومت كنوني خودرا بر خاسته از متن مردم مي داند. اما متاسفانه كمتركسي مي داند كه وضعيت كشور چگونه است وهم آينده را نمي توان پيش بيني كرد . آشفتگي كنوني ازاين جهت است كه عملكردحكومت به صورت شفاتف به مردم ورسا نه هاي گروهي توضيح د اده نمي شود. اين ابهام آفريني وعملكرد غير شفاف خود به يك سياست تبديل شده است . همه مي دانند كه وضعيت آشفته اي بر حكومت حاكم است اما اين اشفتگي به صورت موردي ، علني وشفاف در اختيار رسا نه ها قرار نمي گيرد. تا هنوز مقام مسئولي كه سياست هاي حكومت را تشريح كرده باشد وجود نداشته است. اين سر در گمي وابهام در يك جهت ويك بعد نيست بلكه فضاي كلي كشوررا درخود فرو برده است .اقتصاد ، سياست، فرهنگ در مجموع وضعيت اشفته اي دارند. چند روز پيش درباره عملكرد استاد هاي دانشگاه كابل حرف وحديثي فراواني از سوي يكي از نمايندگان مجلس گفته شد وآن نماينده اظهار نگراني كرد كه امتحان كانكور وسيله اي براي سوي استفاده برخي استاد هاي بد اخلاق واحيانا فاسد قرار گرفته است . البته اين صداي اولي نيست كه بلند مي شود اما اين صد ا متاسفانه هيچ گاه به گوش حكومت نرسيده است ياان كه رسيده ودربرابر آن سكوت شده است . يا آن كه جذب استاد هاي با سواد وتحصيل يافته به دليل اداره هاي فاسد دانشگاه با مشكلات وموانع جدي مواجه مي باشد ودرده سال گذشته تا كنون اين معضل مرتفع نشده است. اين وضعيت به يكي از مراكز مهم فرهنگي كشور مربوط مي شود . در بخش هاي ديگر فرهنگي آشفتگي ها بيشتراز آنست كه حتا تصور شود.در بخش اقتصاد وتجارت وصنعت ومعدن نيز وضعيت اشفته تر از همه است. كسي كه درراس وزارت خانه ها قرار گرفته اند، انگاربه مال موروثي اجدادخود دست يافته باشند .هم در حيف وميل هاي اموال عمومي دست گشوده دارند وهم در تعين افراد وپرسنل وزارت خانه ها . كساني به سمت سخن گوي ويا مشاور آن وزارت خانه ها تعين مي شوند كه هرگز خواب چنين سمتي را نديده اند وبراي چنين كاري ساخته نيزنشده اند. وضعيت سياسي هم اشفته تر ونا مطبوع تر ونا مطلوب تر ازآنست كه روي آن گفت گويي رود. مجموع مواضع نا روشن، ابهام آلود وغير شفاف،سبب مي شود كه آينده اي كشور در ابهام جدي فرو رود وكسي نداند كه چه بر سر كشور خواهد آمد ودر نتيجه كشور روي به كدام سوي دارد؟
ازاين ابهام ها وسياست هاي غير شفاف و گاه متناقض اين گونه مي توان بر داشت كرد كهاقاي كرزي بر اساس فهم وعقل فردي ويا ذهنيت هاي اطرافيان خود تصميم مي گيرد ومي خواهدهمه امور كشور را تحت كنترل خود د اشته باشد وسررشته همه ي امور را يا خود به دست گير يا دردست افراد نزديك به خود بسپارد.
وقتي از صلح سخن مي رود اقاي كرزي احساس نگراني مي كند كه بايد سررشته اصلي مذاكره با مخالفان مسلح دردست نماينده هاي حكومت افغانستان باشد. اين در حالي است كه نماينده هاي حكومت كه عمدتا درشوراي عالي صلح متمر كز شده اند نشان داده اند كه جز تحميل هزينه هاي بيشتر بر حكومت واستفاده جويي هاي شخصي راهي به دهي نمي برند. هم چنان كه تا هنوز نبرده اند.نتيجه اين انحصار طلبي ها آن شده كه راهي به سوي صلح گشوده نشده وچشم اندازي روشني نيز ديده نمي شود. لذاآينده را جز استمرار خشونت نمي توان پيش بيني كرد.
تنها راهي كه مي تواند به بن بست ها خاتمه دهد تغير حكومت وسپردن مسئوليت هاي حكومتي در دست آدم هاي با كفايت است كه اين فرايند با انتخابات صورت مي گيرد كه انهم در سايه اشفتگي سياست هاي اقاي كرزي قرار گرفته است. كسي تا هنوز نمي دانست كه اقاي كرزي با انتخابات چگونه معامله خواهد كرد؟
حال كه قانون وظايف ومسئوليت هاي كميسيون انتخابات به تازگي از سوي پارلمان كشور به تصويب رسيده است آزموني ديگري براي رئيس جمهور كرزي كهآن را
توشيح خواهد كرد يا خير؟
. اين در حالي است كهاقاي كرزي قبل براين با اين قانون مخالفت كرده بود وحضور مشاوران خارجي را به بهانه اي افغانيزه كردن انتخابات غير قابل قبول دانسته بود. درآخرين مشورتي كه با نهاد هاي مدني انجام داده است به نحوي حاضر شده است كه مشوره هارا جدي بگيرد ووضعيت كشوررا درك كند. اگر چنين باشد بايد ازان استقبال كرد وآن را گامي به سوي رهايي از بحران دانست. توشيح قانون وظايف ومسئوليت هاي كميسيون انتخابات ازمون جديد ي براي رئيس جمهور كرزي مي تواند بيانگر موضع جديد او باشد كه او با اين مشوره ها موافق است يانه؟ اگر او قانون جديد را توشيح كند ومشوره نهاد هاي مدني را در انتخاب رئيس كميسيون انتخابات جدي بگيرد ونظر آنهارا به كار ببندد اين اميد واري ايجاد خواهد شد كه آقاي كرزي به ديد روشني رسيده است . اين نويد را مي دهد كه دست از دخالت در امور انتخابات نيز بر خواهد داشت وانتخابات به عنوان يك روند دموكرايتك از گزند دخالت هاي او در امان خوا هد بود . ممكن است با پذيرفتن روند هاي دموكراتيك ومدني برخي مشكلات كشور هم چنان پا بر جاي باقي بماند وليكن به رسميت شناختن حق مردم ودخالت دادن آنان در سرنوشت خود مي تواند گامي بسيار مهم براي كاهش خشونت دركشور باشد.
اقاي كرزي لابد تاريخ گروه هاي هاي خشونت طلب وزياده خواه را خوانده است .هرگروهي كه از پشتوانه مردمي برخوردار نباشد ومردم در همكاري با حكومت براي تامين امنيت تلاش ورزند، بي هيچ ترديد آن گروه ها شكست خواهند خورد . تن دادن به انتخابات وبه رسمت شناختن حق مردم در تعين سرنوشت خود، ميدان دادن به مردم و تنگ كردن ميدان عمل گرو هاي خشونت طلب وافراطي است ؤاقاي كرزي دركنار تلاش هاي صلح جويانه اين پوتانسيل قوي ونيرومند را نيزبايد مد نظر قرار دهد وبستر هاي به منصه ظهورپيوستن اين توان راآماه سازد.