شتاب حکومت در تحویل گیری زندان بگرام
. نگرانی دیگر آنست که ممکن است برخی زندانیان تحت شکنجه قرار گیرند. این دو مسئله باعث شده بود که زندان بگرام به صورت کامل به زندان بانان افغان واگذار نگردد. حکومت آقای کرزی اما اززواویه ی دیگر به زندان بگرام می نگرد. ابعاد امنیتی وحقوق بشری آن چندان مورد توجه حکومت قرار نداشته وندارد. تصورنمی رودکه حتا در خیال آقای کرزی نیز رسوخ کرده باشد. آنچه که آقای کرزی رادر گرفتن زندان بگرام تحریص می کند مواد وموارد دیگری است که به برخی ازان می توان اشاره داشت.
نخست این که زندان بگرام در نظر آقای کرزی یک وسیله است برای اقتدار نمایی حکومت. بدین معنا که آقای کرزی علی رغم برخی انکار هایی که کرده است مبنی براین که در انتخابات آینده شرکت نخواهد کرد وتیم کاری او نیز جزیی از نامزدان انتخاباتی اینده نخواهد بوداماآن گونه که پیدا است او در تلاش است تا نا کامی های حکومت در بیش از ده سال گذشته را با برخی حرکت های نمادین بپوشاند ودر انظار عمومی این گونه جلوه دهد که اوخواستارتامین حاکمیت ملی در کشور است. این دید گاه این پرسش را مطرح می کند، که اگر حکومت خواستار تامین حاکمیت ملی باشد، ایا فقط یک راه برای تامین این نظر وجود دارد یا آن که می توان راه های کم هزینه تر وکم تنش تری را در پیش گرفت که هم به قول معروف هم سیب به دست آید وهم دل یار نرنجد؟ بدین معنا که اگر حاکمیت ملی صرف به سپردن امنیت زندان بستگی داشته باشد می توان راه مذاکره وتفاهم با خارجی هارا در پیش گرفت وبه این مهم دست پیدا کرد بدون آنکه تنش درروابط میان حکومت وخارجی خا رجی ها ایجاد شود. ولیکن نحوه ی مواجه شد ن حکومت ورسانه ای کردن آن ،معنای جز این ندارد که اقای کرزی دید گاه سود انگارانه دارد ومی خواهد توجه عمومی را به خود جلب کند. ولیکن حکومت ازدرک این مهم غافل مانده است که میان دو گزینه ونفع وضرر آن مقایسه کند وراه کم هزینه تری را در پیش گیرد.
نکته ی دیگر انست که آقای کرزی می خواهد با گرفتن امنیت زندان بگرام بخشی از طالبان را رها کندتابتواند با این رهایی دردل طالبان نفوذورسوخ بیابد تا برای پیشبرد روند های سیاسی در آینده ازآنها سود ببرد. گرچه این تجربه اول رئیس جمهور کرزی نیست، رها کردن زندانیان طالبان اززندان قندهار،فرار برخی زندانیان از زندان پل چرخی در سال های گذشته وآزادی برخی زندانیان به مناسبت های گونا گون اززندان بگرام، بیانگر آنست که حکومت سخت به این فرایند دل بسته است وگمان می برد که می تواند نفوذی دردل ها ایجاد کند وبه اصطلاح تالیف قلوب کند! این که گفته می شود که اقای کرزی در صدد قهرمان سازی است نیز در همین راستا قابل تحلیل است. آقای کرزی این نکته را فراموش کرده است که قهرمانان در تاریخ کسانی بوده اند که اندکی از خود گذشته اند،و آنان که نامی ا زخود بر جای نهاده اند عمل فراتر ازاین گونه حرکت ها انجام داده اند،خانه ی ویرانی را آباد کرده اند. شکم گرسنه ای راسیر کرده اندویا آن که پیشگام نبردی بوده اندوحد اقل کمتر از مردم برای خود خواسته اند. کم خواستن برای خود وبیشتر طلب کردن برای مردم، یکی از صفات نیکویی است که می تواند نام ماندگاری ازآدم هابرجای نهد که این صفات نیکو هنوز در وجود اقای کرزی تحقق نیافته است. وقتی شکم مردم از نان خشک سیر نمی شود، اما مصارف ارگ اقای کرزی سر به ملیون ها دالر می زند ؛چگونه توقع دارد که به عنوان قهرمان جایی دردل ها بگشاید ومردم با نام نیک ازاویاد کند.اما متاسفانه نه ذهنیت شخصی او نکته های ظریف ازاین دست را درک می کند، نه مشاوران ونزدیکان او ازاین ضریب هوشی بهره مند هستند که اورا به عمل های این چنینی مشوره دهند. آنچه مسلم است این که ،مشاوران او،خصلت های ضد غربی خودرا براو تحمیل می کنند واوهم تصور می برد که این گونه سخن گفتن وتنش ایجاد کردن می تواند اورا قهرمان بسازد. نحوه ی سخن گفتن آقای کرزی با غربی ها نه تنها بر اساس نورم سیاسی نیست که بیانگر خصلت های منفی مشاوران اوست. بدین معنا که موضع گیری ها گاهی با مطالعه وتحقیق صورت می گیرد واقای کرزی با سخن گفتن خود، جمع بندی یک سیر مطالعاتی را باز گو کند که این گونه برخوردها علی القاعده با تانی وتامل صورت می گیرد وازاحساسات نا پخته به دور است وهم چنان کمتر دچار نوسان وتزلزل می شود. اما چنانچه دیده شده است سخنان آقای کرزی چندان بی پایه وکم محتواوابزار انگارانه است که گاهی سخنان قبل از چاشت تا بعد ازچاشت او تفاوت حتا تباین دارد واین گونه سخنان به معنای آنست که گفته های آقای کرزی بر داده های تحقیقاتی – علمی وحتا سیاسی استوار نیست.
به هر حال مقامات ایالات متحده امریکا گفته اند که زندان بگرام رادر هفته ی آینده به نیرو های افغان تحویل خواهند داد،دیده شود که اقای کرزی ازاین آتش برای پخت چه فطیری سود خواهد برد؟ آیا می خواهد با آن فطیر انتخابات را بپزد یا آن که می خواهد دل طالبان کرام را نرم تر کند وانان را در پای میز مذاکره ویاصندوق انتخابات بکشاند؟