غیر سیاست، واقعیت یا توهم؟
تحلیل گران و کار شناسن شبه قاره هند چند گزینه را مورد اشاره واستناد قرار می دهند.
یکی آنست که پاکستان در آستانه انتخابات قرار دارد وآن فرایندی است که قدرت های فرا منطقه ای درآن بی تاثیر نیستند وهمگامی ویا مخالفت آن قدرت ها،می تواند بر سرنوشت انتخابات آن کشور تاثیر بسزایی داشته باشد. حزب مردم برای ان که باز هم بتوانند در قدرت بماند، می کوشد وانمود سازد که سیاست خود در قبال مسایل منطقه ای وبین المللی را تغیر داده است؛ لذا آنچه به نام تغیر یاد می شود تغیرتاکتیک بیش نیست ونباید آن را یک دگر دیسی راهبردی نامید. بنابراین هیچ بعید نیست که با سپری شدن انتخابات در آن کشور آب دوباره به جوی باز گردد وسیاست های پاکستان در قبال افغانستان کمافی السابق ادامه پیدا کند؛ لذا نمی شود بر سخنان مقام های پاکستانی اعتماد کرد وواقعا تغیر را چرخشی مثبت در سیاست های آن کشور در قبال افغانستان نامید.
عامل دومی که به عنوان عامل تغیر سیاست های پاکستان درقبال افغانستان نام برده می شود. پناه گرفتن برخی حلقه های طالبان پاکستانی در افغانستان است . این گمانه در نزد حاکمان پاکستان به وجود آمده است که تکرار سیاست های گذشته ی آن کشور در قبال افغانستان باعث می شود که حکومت افغانستان ، نیرو های ناتو وایالات متحده برای مصئون ماندن سر بازان خود از اهرم طالبان علیه آن کشور استفاده کنندو کاری که خود پاکستانی ها مبدع آن بوده اند. وبرای خنثا کردن دخالت های پاکستان ، نیروهای طالبان پناه گرفته را تمویل وتجهیز کنند درنتیجه شرایط ازآن چه است بد تر وتاریک تر شود در نتیجه ثبات لرزان کنونی به کلی رخت بر بندد لذا پاکستانی هابه خاطر مصئون ماندن ازاین گونه واکنش ها سیاست های خود در قبال افغانستان را ممکن است تغیر دهند. این که گفته می شود که زندانیان طالبان با مشورت حکومت افغانستان رهامی شوند، نیز ناشی از همین رویکرد جدید پاکستان در قبال افغانستان خواهد بود.حال این طالبان پناه گرفته چه قدر می توانند اوضاع داخلی پاکستان را تحت تاثیر قرار دهند؛ باید کمیت تشکیلات آنان وکیفیت حضور آنها ووتعامل احتمالی آنهابا نیرو های بین المللی وافغانستانباید مورد ارزیابی قرار گیرد . اگر کمیت قابل توجهی باشد می توان این گزینه را مثبت ارزیابی کرد .
سومین دلیل تغیر سیاست های پاکستان در قبال افغانستان ممکن است بیم از تجزیه آن کشور باشد.پیر محمد ملازهی یکی از کارشناسان شبه قاره هند، مصاحبه ای با یکی از وبسایت های ایرانی انجام داه است و به تاریخچه مخالفت های بلوچ ها با حکومت آن کشوراز بدو تشکیل حکومت پاکستان تا حال اشاره داشته و اودر ان مصاحبه گفته است که بلوچ ها بعد از تشکیل پاکستان، خواهان خود مختاری بودند؛ اما زمام داران اسلام آبدبا توسل به ترفند هایی از به رسمیت شناختن آنها طفره رفتند وخواست های خودرا بربلوچ ها تحمیل کردند. باشندگان منطقه ی وسیع بلو چستان هم از نظر سیاسی مخالفان جدی حکومت اسلام اباد بوده اند وهم از دید ایدولوژیک گرایش چپ داشته اند .گرچه صدای آنها دراین شصت و اندی سال زیاد بلندنبووده است ولیکن بدین معنا نیست که آن صدا ها به کلی مرده یا خاموش شده باشد .مبارزه آنها جریان داشته است. اما حرکت های خشونت ورزانه طالبان در پاکستان ودر گیری ارتش آن کشور با آن گروه، زمینه را برای حضورو ظهور قدرمند تر آن مردم فراهم آورده است. وامروز به یک نیروی تاثیر گزار وچالش برانگیزدر پاکستان در آمده است . گرچه برخی سران ورهبران آن تا هنوز توسط حکومت اسلام آباد ترورشده اند اما حس تنفر ازحکومت اسلام آبادافزایش یافته وبلوچ ها مصمم هستند تابه مبارزات خودتا سرحدجدایی وایجاد حکومت مستقل ادامه دهند.اینک مقامات اسلام اباد به این درک رسیده اند که ادامه سیاست های مخالفت با افغانستان هزینه های سنگین وکمر شکنی را بر ارتش وحکومت ملکی آن کشور تحمیل خواهد کردوسخنان جنرال اشفق کیانی در سفر به افغانستان که حدود چهارما ه قبل صورت گرفته بود با درک این معضل بیان شده است. اوبه صراحت اعلام کرد که جنگ درافغانستان باعث تجزیه پاکستان خواهد شد. لذا زمامداران پاکستانی برای جلو گیری ازاین فرایند خطر ناک کوشیده اندتغیر سیاست دهند. البته عامل مرتبط با این فرایند آنست که لجاجت واستمرارحمایت زمام داران پاکستانی از طالبان به معنای دهن کجی به سیاست های امریکا در منطقه وافغانستان است وتداوم سیاست مخاصمت با افغانستان ممکن است ایالات متحده امریکارا نیز وادارسازد که از مخالفان حکومت پاکستان حمایت کند که در آن صورت معضلی لاینحلی ایجاد خواهد شدکه رفع آن برای حکومت پاکستان دشوار است.گرچه حاکمان پاکستان بار ها وبارچنین وانمود کرده اند که اگر امریکابه آنها پشت کند، چین جای آن کشوررا خواهد گرفت ولیکن تصور نمی رود که چینی ها ریسک کنند وخودرا دربرابر ایالات متحده امریکا قرار دهند. هم چنان کار شناسان بدین باور اند که جدایی بلوچستان تنها یک جدایی ساده وبی درد سر نخواهد بود ازاین که بلوجستان یکی از مناطق پرجمعیت در آن کشور است ازیک سو ودارای منابع وذخایرمهم زیر زمینی است، این جدایی می توان تغیر شگرفی در سرنوشت پاکستان بگذارد وامکان این که پاکستان به ایالات های گونا گونی تجزیه شود هیچ بعید نیست. لذا اگر تغیری در سیاست های پاکستان ایجادشده باشد ناشی ازهمین عوامل است. اماعل رغم این خوش بینی باید منتظر نشست ودید که پاکستان ها به آنچه گفته اند پایبند هستند یا آن که بازی دیگری است که روی دست گرفته اند.زیرا باز ی های حکومت پاکستان در گذشته نشان داده است که نباید به سیاست های پاکستان نگاه خوش بینانه داشت وباید دید که پاکستان در آینده چگونه عمل خواهند کرد؟