ارکان های مهم حکومت های دموکراتیک
. ازاین روی است که که متفکران سیاسی بیش ازاین که دموکراسی را با انتخابات تعریف کنند تعریف سلبی را مناسب تر وشایسته تر می دانند. بدین معن که دموکراسی را حکومتی تعریف می کنند که شهروندان بتوانند بدون توسل به خشونت حاکمان را بر کنار کنند. یعنی مشروعیت یک حکومت تنها آن نیست که ازراه انتخابات تعین شده باشد بلکه وقتی تخلفی انجام داد یا حقوق شهروندان را پایمال کرد
بایدتوسط نهادهای دموکراتیک یا توسط حرکت ها ی مدنی بدون خشونت قدرت ترک راگویند وجای خویش را به افراد دیگری بسپارند. بنابراین علاوه برآن که انتخابات یکی از مشخصه های مهم حکومت های دموکراتیک شمرده می شود ولیکن پای بندی حکومت ها به حقوق بشر ازقید وها شاخصه های مهم حکومت ها دردنیای معاصربه حساب می رود. آنچه دراین مجالب به آن پرداخته می شود رکن دیگری از حکومت های دموکراتیک است که الزام والتزام به آن می تواند تحکیم رکن مهم حکومت های دموکراتیک را مشخص سازد، وآن تقسیم معرفت است. می توان این گونه بیان داشت که عمده شاخص های حکومت استبدادی انحصار قدرت ، ثروت ومعرفت است حکومت های غیردموکراتیک می کوشند که این سه قدرت عمده را در حصرو حدود خود نگاه ندارند. شاید این پرسش ایجاد شود که تقسیم معرفت به معنای چیست؟
پا سخ آنست که هر اندوخته ای که برتری ورجحان حکومت بر شهروندان را فراهم آورد واین اندوخته قدرت حکومت را در تصمیم های او افزایش دهد وبر عکس قدرت جامعه ی مدنی ونهاد های خارج از حاکمیت را کاهش دهد موجب بروز استبدادمی شود،برای آن که این اتفاق حادث نشود وچنین امری صورت نگیرد سازو کاری فراهم شده است که مجاری قدرت های سه گانه تنها ومنحصر به قدرت حکومتی نباشد، بلکه میان شهروندان تقسیم گردد. همان گونه که تجمع ثروت وقدرت زمینه ساز اعمال مستبدانه را فراهم می آورد، تجمع وانحصار اطلاعات نیز می تواند زمینه های استبداد وانحصار را فراهم آورد.
تقسیم معرفت دریک معنا به رسمیت شناختن حق آزادی بیان ورسانه هااست.اما به مراتب فراتر وبرترازاین تعریف می نشیند. تقسیم معرفت بدین معنا آن گونه که حکومت حق خود می داند که از گردش ازآد اطلاعات سود ببردبه همان میزان نیز شهروندان یک کشور حق دست رسی به اطلاعات را دارند وحکومت حق خود نمی داند که مانع دستیابی شهروندان به این اطلاعات باشد. این فرایند از دوجهت قابل توجه است یا به سخن دیگر حکومت های دموکراتیک با توجه با این پیش فرض ها حق آگاهی یافتن واظهار نظر برای شهروندان رابه رسمیت می شناسد. اول ازاین جهت که آگاه شدن ودست یابی به اطلاعات را جزیی از حقوق شهروندی می داند وهم چنان که حکومت باید برای مردم امنیت تامین کند ویکی از کار ویژه های حکومت ایجاد فضای مناسب امنیتی است.
به همان میزان مکلف است که فضای دست رسی به معلومات واطلاعات رانیرفراهم آورد. این فرایند به معنای آنست که حکومت علاوه برآن که مانعی در گردش آزاد اطلاعات نباید ایجاد کند هم چنان حکومت ودستگاه های وابسته به آن باید آن اطلاعاتی را که آگاهی یافتن ازان به نفع مردم است در اختیار رسا نه های گروهی قراردهد. به تعبیردیگرحکومت باید هم زمینه ساز گسترش اطلاعات در میان شهروندان کشور باشد وهم دستگاه های حکومتی از انحصار اطلاعات خودداری کند وبه هر بهانه ای این اطلاعات را محصور ومنحصر به خود نسازد.دومین موردی که باز هم حکومت را موظف می دارد که از انحصار اطلاعات جلوگیر ی کند، اخبار وگزارش های موثق وقابل اعتمادی است که از وضعیت شهروندان در اختیار داشته باشدو حکومت بنابرماهست وتعریف خویش باید برایامنیت ، رفاه وکثیری از مسایلی که که ازکار ویژه های حکومت شمرده می شودباید اگاهی لازم را از وضعیت شهروندان خودداشته باشد. این اطلاعات گاهی با برنامه ریزی وقبول هزینه توسط ماموران حکومتی به دست می اید. اما گاهی این رسانه های جمعی است که می توانند باز تاب دهنده ی مکنونات قلبی مردم باشد.
هر حکومتی که سخن از دموکراسی وحقوق مردم برزبان می آورد اما روز نامه نگاران واصحاب رسانه هاقدر نبینند وسخنان شان مورد توجه واقع نشود آ به هر بهانه ای مورد ازار واذیت قرار گیرند معنای آن اینست در ان کشور نه از دموکراسی خبری است ونه از حقوق شهروندی اثری.گاهی حکومت های مستبد رای ونظر های استبدادی خودرا در قالب مصلحت مردم ،حکومت وغیره ارایه می دهنداما صاحب نظران وناظران ومتفکران دنیای امروز براین اندیشه اند که هیچ مصلحتی بالاتر وبرتر از ازادی وحرمت انسان نیست. هر مصلحتی که آزادی وکرامت انسان را خدشه دارکند در آن کشور بوی استبداد به مشام می رسد. از سوی دیگرهر حکومتی که بخواهد مشکلات مردم کشورخودرا حل کند باید اطلاعات دقیق وحساب شده در اختیار داشته باشدلذاهرحکومتی که برداده های اطلاعات ازاد متکی است وبر نامه های حکومتی خودرا بر آن مبنا عیار می سازدموفق ترین ترین حکومت ها است . اطلاعات درست وقتی به دست حکومت می رسد که ازادی بیان ورسانه هابه رسمیت شناخته شده باشد. حکومت ها نا گزیر اند که اخبار واطلاعات دقیق ، شفاف وقابل اعتماد ازشهروندان خود دردست داشته باشد . این اطلاعات آنگاه به دست می اید که هم مردم از ووضعیت حکومت آگاه باشند وهم آزادی رسا نه ها می طلبد که مطالبات مردم در آن رسا نه منعکس شده باشد. اگر در چند دهه ی گذشته، داشتن رسانه های گروهی به عنوان یک قدرت به حساب نمی آمد وتاثیرگزاری آن چندان اشکار نبود.اما دردنیای کنونی ،اهمیت رسا نه ها ونقش آن به عنوان یک زبان گویا ،برنده وتاثیر گزار بر هیچ حکومتی پوشیده نیست.
حکومت هایی که بر بند وزنجیر کردن رسا نه ها می پردازند در حقیقت از قدرتی می هراسند که ممکن است بنیاد حکومت اورا دیگر گون کند. حکومتی ک از مردم می ترسد که نتوانسته ویا نمی تواند حقوق شهروندان خودرا استیفا کند.ازادی رسا نه ها به معنای احترام به آگاهی آدمیان است حکومتی که از آگاهی می ترسد و اصحاب رسا نه هارا در بند وزندان می افگندبی شک که از آگاهی مردم می ترسد وبیم دارد که شهرودان اسرر پشت پرده را آشکار سزندآنکه حافظ می گفت:
دیدی آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد.
حکومت های استبداد ی نمی خواهند اسرار حکومت هویدا باشد وشهروندان ازآن آگاهی داشته باشند.بنابراین می کوشند این اسرار را فاش نسازند تا تداوم حکومت شان تضمین گردد.
نتایجی که این مقال به دست می اید آنست که آزادی بیان، داشتن اطلاعات ، حقی از حقوق اولیه هر شهروند است . حکومتی دموکراتیک است که این حق ر به رسمیت بشناسد واستیفای آن راتکلیف خود بداند.وامروز این یک معیار است کسی نمی تواند سخن از دموکراسی وحق انتخابات بر زبان براند اما این حق را به رسمیت نشناسد واز مراعات آن طفره رود.