نگرانی، از پروسه صلح یا سرنوشت حکومت؟
. آقای کرزی هم چنان بدین نکته اشاره کرد که با رئیس جمهور اوباما هم گفته است که باید روند صلح با مخالفان مسلح توسط حکومت افغانستان به پیش برده شود.رئیس جمهور به کشور های دسیسه گر اشاره نداشت اما کشورهایی که گاهی طرح مذاکره وگاهی گامی عملی دراین جهت برداشته اند انگلستان وایالات متحده امریکا بوده اند.
به هر حال این شکایت از هر که واز هر کجا بود حکایت سخنا ن اقای کرزی در آن نشست بود. آن سخنان دررسا نه های داخلی وخارجی باز تاب به نسبت وسیعی یافت وتحلیل گران وگزارش نویسان نکته هایی درآن سخنان یافتند برآن درنگ کرده اند. گرچه روا بود که سخنان اقای کرزی مورد تحلیل قرا ر گیرد.لیکن براین نکته تاکیدباید کرد که سخنان اقای کرزی اکثر وقت ها توام با تدبر واندیشه نیست.
ازتاثیر احساسات نا پخته ی او در هنگام سخن گفتن نیز نباید غافل شد، چه بسا سخنانی که بسیار جدی می نماید واین گونه تصور می شود که اقای کرزی با تامل وتفکر فراوان سخن گفته است اما دیری نمی پاید که اشکار می شود که او با احساست نا پخته سخن گفته است واز بار عقلانی کمتری برخوردار بوده یا آن که غرض ازآن سخنان برخی استفاده های سیاسی بوده که ظرفیت زبانی او نتوانسته آن را درست بیان کند ولذا به شکل معوج وممسوخی بیان شده است .
اگر چنانچه این سخنان ازروی تدبیروتدبر وبرخاسته از یک تامل حد اقل چند ساعته باشدباید دیدگاه های گونا گونی را دراین زمینه مد نظر قرار داد وبرآنها تکیه کرد.نخستین تحلیلی که به ذهن برخی تحلیل گران می رسد آنست که سخنان اقای کرزی پیش ازآن وبیش ازانکه نگرانی از روند صلح در کشور باشد وضعیت آشفته ی سیاسی در کشوراست که او درآن گرفتارآمده است. این سخنان در حالی ایراد می شود که در اوایل هفته ی گذشته یکی از والیان پرقدرت حکومت با مخالفان سیاسی او در کنار هم نشستند ، انتقادات فروانی را بر حکومت آقای کرزی بار کردندوارد آوردند واز نگرانی هایی که بر انتخابات اینده سایه افگنده است یاد کردند.نفس این که یکی از والی های حکومت با مخالفان سیاسی واوپوزیسیون حکومت می نشیند وطرحی را می ریزد بیانگر آنست که یک رابطه سیستمی میان حکومت مرکزی وقدرت های محلی مربوط به حکومت وجود ندارد وگمان برده می شود که اگر وضعیت چنین باشد والیان دیگری نیز به صف مخالفان حکومت خواهد پیوست وحکومت او قبل ازان که به روز های پایاینی عمرخود از طرق قانونی برسد سقوط خواهد کرد واقای کرزی تنها خواهد ماند.
دوم ، اقای کرزی با توجه به تحولات شمال به این واقعیت دست یافته است که حکومت اوهرروزضعیف ترمی شود . از یک سو او نتوانسته است فساد گسترده دراداره های حکومت را مهار کند. شایدمهار برخی ازاین گونه فساد گستری ها ازتوان اوبر نیاید؛ اما بی گمان برخی اغماض ها وچشم پوشی های اقای کرزی بر اساس حفظ مصلحت حکومت اوست واو گمان می برد اگر چنانچه فشار بیشتری بر فاسدان کمین کرده درحکومت خود وارد آورد ممکن است پشت حکومت او خالی شود واونتواند همراهانی با خود داشته باشد واینک این دید در مذاکره با طالبان نیز مطرح است . ضعف حکومت هرروز بیشتر می شود . نیرو های امنیتی که او انتظار می برد که هرروز قوی تر ونیرو مند تر ازروز پیش ظاهر شود، دیده شدکه بسیار اسیب پذیرتر از آنست که تصور می کردوشورشیان طالب درهفته های گذشته توانستند صفوف نیرو های امنیتی را بشکنندووارد حریم شهر های کشور شوند. دو حمله انتحاری دریک هفته در کابل ، کندز ، هرات وبرخی شهرهای دیگروهم چنان حمله به جان نماینده مردم ننگر هار در نزدیکی های کابل همه گواه ضعف های نیرو های امنیتی کشور است .وجود وبروز این ضعف ها وقتی با مذاکره خارجی ها با طالبان مطرح می شود هم امنیت روانی آقای کرزی را به شدت تضعیف می کند وهم حکومت اورا با چالش های مهمی مواجه می سازد. گرچه اومذاکره ی حکومت با مخالفان مسلح رابا ملت واحد گره زده است اما مردم فراموش نکرده اند که این حکومت او بود که درراه ایجاد ملت واحد سنگ اندازی کرد یا ازروی جهل یا به عمد موانع وچالش های بزرگیرا دراین راه ایجاد کرد. از جمله می توان براین نکته اشاره کرد که تیم او درهر وزارت وریاستی که مجال یافت، کوشید آن ریاست و وزارت را رنگ وصبغه قومی دهد، در حالی که ملت واحد با فرهنگ تساهل وهم پذیری وگذشت میسر است نه با سخت گیری وتحجر وتحمیل.لذا سخنان او در هفته ی گذشته نیز چندان چنگی به دل نیفگند که هیچ که برتشکیک هاوتردید هانیز افزود.
سوم، آن که برخی تحلیل گران براین باور اند که نگرانی اقای کرزی درسخنان اخیر او بیش ازان که از سرنوشت صلح باشد ازمشروعیت حکومت او است بدین معنا که اقای کرزی می خواهد در انتخابات اینده به صورت پررنگ وتاثیر گذار واردشود وبتواند برنده انتخابات نیزباشد این انتظار وقتی بر آوردنی است که حکومت او از حد اقل مشروعیت واتوریته برخوردا باشد. اقای کرزی می اندیشد با فسادی که در حکومت وجودداشته ونا کامی هایی که حکومت او با آن مواجه بوده است، اگررهبری مصالحه باطالبان مسلح را نیز ازدست بدهدبه معنای آنست که جایگاه وموقف حکومت در نزد افکار عمومی به صفر می رسد.دراین صورت هزینه کردن مادی ومعنوی او برای انتخابات فایده ای برای نامزد مورد نظر اودر بر نخواهد داشت .لذا است که این تنگنا ها ونا گزیری ها سبب شده است که اورا نگران وآشفته سخن گوید وخارجی هار متهم به دسیسه کند.واینک می پندارد که نه تنها اتوریته حکومت او با روند مصالح گره خورده است بلکه آینده ی سیاسی او نیز به نحوی با مصالحه با طالبان پیوند یافته است. ازاین جهت است که او خارجی ها خطاب عتاب آلود می کند تا هم نا کامی حکومت را بپوشاند وهم نا کار آمدی هارا به خارجی ها نسبت دهد. اما واقعا این گونه سخن گفتن اورا به همه این اهداف می رساند ؟باید منتظربود ودید که این گونه چشم بندی ها تا کجا کار گر خواهد افتاد؟