نگرانی ها از بروز تقلب انتخاباتی
مردم افغانستان وگروه های سیاسی به این دل خوش بودند که سپری شدن عمر حکومت اقای کرزی وبر گزاری یک انتخابات شفاف می توان وضعیت آشفته ی کنونی را پشت سر نهند وحکومتی جای گزین حکومت کنونی گردد که حد اقل به حقوق مر م باور مند باشد ودرراه احقاق آن تلاش ورزد.باورمندی به حق تعین سرنوشت مردم به معنای احترام به قانون اساسی کشور ومحترم داشتن رای ودید گاه مردم در باره اینده شان است .
اما آن گونه که اشکار شده است، حکومت اقای کرزی نه تنها در چند سال گذشته به مردم کم ترین بهایی قایل نشده است بلکه تلاش ورزیده تا حق مسلم ومسجل مرم در قانون اساسی را فدای روابط قومی وخویشاوندی خود کند. اگر امروز به باطرح ها وپرو گرام های نهادهای مدنی واحزاب سیاسی به مخالفت بر می خیزد ویاآنهارا جدی نمی نگرد به معنای آنست که اولا مردم را صاحب حق نمی داند،
دوم آنکه هنوزبا روح پریشان قبیله ای به حکومت می نگردو تصور می بردهر که به قدرت تکیه زد حتا اگر آن قدرت باتقلب به دست آمده باشد باید هم چنان در قبضه نگهدارد ومجال وفرصت مشارکت مردم را برای باردیگر از مردم بگیرد ودر نتیجه حکومت نا کام وخانوادگی هم چنان ادامه پیدا کند. مشاهده این فضای دود الود سیاسی است که ازاعتبار سیاسی اقای کرزی به شدت کاسته است واورا در حد یک فرد قوم محور وفاقد شعور سیاسی تنزل داده است واین باوررا به وجود آورده است که او نه تنها در عمل نتوانسته کاری انجام دهد که در نظر ودید گاه چنان فاقد درک درست از دنیا واز دموکراسی است که نه تنها از مبانی دموکراسی نمی داند که روند وروال سیاسی دنیارا نیز درک نمی کند. آنچه اودراین چند سال گذشته بیان می داشت ومطرح می کرد به شدت مورد تردید قرار گرفته است . یکی ازمواردی که سال های گذشته اقای کرزی بارها برآن انگشت نهاده بود ؛اشتباهات خارجی هابود که او درصدد بزرگ نمایی آن بود،او تا آنجا براین رجز خوانی پیش رفت که تهدید به قطع رابطه کرد وگفت اگر خارجی ها دست از حملات شبانه برندارند او آنهار اشغالگر خواهد خواند.
این گونه رجز خوانی ها باعث شد که برخی آدم های ساده لوح وخوش باور چنین بپندارند که عکس العمل اقای کرزی در برابر خارجی هابیانگر حسن نیت وخیر خواهی او نسبت به مردم افغانستان وهم وطنان اسیب دیده ما از جنگ واشتباهات خارجی ها است واو نمی خواهد هم وطنان ما قربانی اشتباهات نیرو های خارجی در عملیات های رزمی آنها شود. اگرچه تردید هایی وجودداشت وگفته می شد که این همه واکنش های پر خاشگرانه ،نا معمول ونا معقول اقای کرزی جزعوام فریبی ودادن آدرس غلط به مردم نیست اما کثیری را با شک وتردید مواجه کرده بود.ولیکن گذشت زمان وعکس العمل حکومت دربرابر انتخابات آزاد ،شفاف وفاقد تقلب اشکار ساخت که اقای کرزی تمام تلاش وسعیش آن بوده که زمینه های ورود خارجی ها در انتخابات را کم رنگ کند؛ زیرا ناظران خارجی بر اساس وظایفی که به عهده می گیرند وهم به لحاظ انسانی وهم به سبب منتسب نبودن به منافع ومضار افغانستان خواهند کوشید که یک انتخابات ازاد ، شفاف ودور از تقلب بر گزار گردد. اما مخالفت اقای کرزی با انتخابات به نام افغانیزه کردن نشان داد که حکومت اقای کرزی همه توان ونیرو های خودرا به کار بسته است تا یک روندشفاف وقابل قبول ومطمئن ایجاد نشود وروند انتخابات اینده توام باکاستی های جدی باشد.
ازآن جایی که او می داند که نه او ونه تیم کاری ونه هم اعضای خانواده او نه به لحاظ سیاسی ونه هم به لحاظ اخلاقی از حد اقل صلاحیت نیز برخوردار نیستند ونه هم خود او توانسته است صداقت ودرستی خودرا به اثبات برساند ازاین روکوشیده است ومی کوشد فضای انتخابات را از حالا به گونه مهندسی کند که بتواند یاران تقلب گر او بر صندوق های رای مردم نظارت داشته باشد وانتخابات بر اساس خواست های اورقم بخورد.
اقای کرزی از بس در فضای تنگ خانواده وقبیله اندیشیده وتنفس کرده است نه تنها مردم افغانستان را قابل اعتماد نمی داند که حق انتخاب کردن آنهارا نیز به رسمیت نمی شناسد.او تنها افرادی را قابل اعتماد می داند که مورد پسند اوست به سخن دیگر اقای کرزی از بس چهره ی ممسوخ ومطعونی از خود به نمایش گذاشته است واز بس تنفر مردم را نسبت به حکومت خود بر انگیخته است براین باور رسیده است که در یک انتخابات ازاد وشفاف ودموکراتیک شانس برنده شدن او صفر خواهد بود ازاین رواست که تلاش می ورزد انتخابات اینده یک انتخابات مهندسی شده وکاملا هدایت شده باشد و نام فردی از صندوق های رای گیری بیرون اید که مورد رضایت او باشد لذا است که زمینه های تقلب گسترده رازهمین حالا فراهم می آورد. البته معرکه ارایی هایی که آقای کرزی به آن دست یازیده است این گونه نیست که گزینه ومولفه ای برای مقابله با آن وجود نداشته باشد از جمله مولفه های مهم یکی راهکار حضور احزاب سیاسی برسرصندوق های رای گیری است.
احزاب سیاسی وجامعه ی مدنی افغانستان به ویژه آنهایی که نگرانی از وضعیت سیاسی وسرنوشت دموکراسی در کشوررا دارند ،می توانند با فشار مضاعف بر حکومت بقبولانند که باید نماینده های احزاب سیاسی برسرصندوق های رای گیری حضور بیابند وبر نحوه ی رای گیری نظارت کنند. دوم آنست که باید حضورناظران خارجی برانتخابات نظارت داشته باشند. وقتی اقای کرزی از روند افغانیزه شدن سخن می گوید به معنای آنست که سازو کار حضور نمایندگان احزاب سیاسی برسرصندوق های رای گیری فراهم شود وحضور آنها بتوانند به شفافیت انتخاباتی بیانجامد . اگر چنانچه احزاب سیاسی حضور یابند به معنای عدم حضور ناظران خارجی نخواهد بود همان گونه که باور داریم که بدون حضور نیروهای موثر نظامی خارجی نمی توانیم در مبارزه با تروریزم موفق شویم ؛همان گونه تا رسیدن به یک آگاهی ملی ویک حکومت مطلوب به کمک های جامعه جی هانی نیاز مند هستیم .این سازو کار باید از سوی حکومت پذیرفه شود واگر حکومت سر باز بزندباید از ساز مان ملل متحد دراین راه استمدادجسته شود . اگر قرار باشد سازمان ملل متحد نسبت به سرنوشت مردم در کشور های عضو آن ساز مان نگرانی داشته باشندوبخواهند حقوق بشر مراعات گرددباید انتخابات نیز به عنوان حقی از زمره ی حقوق بشر به رسمت شناخته شود ونظارت بر انتخابات ریاست جمهوری باید به این دید نگریسته شود.