وحدت اسلامی با طعم انسان شناسی
وحدت اسلامی با طعم انسان شناسی
پیامبر اسلام(ص) در ماه ربیع الا ول پای به عرصه هستی نهاده است. اما دوروایت از تاریخ تولد آن حضرت نقل کرده اند. یکی آنست که تاریخ تولد اورا دوازدهم این ماه دانسته وبرخی مورخان نیز هفدهم ربیع الاول را تاریخ تولد آن بزرگوارگفته اند . میان دو روایت تاریخی یک هفته فاصیله قرار دارد. این اختلاف درتار یخ، ذهن برخی متفکران دینی را بر ان داشته است که هفته اختلاف را به هفته وحدت تبدیل کنند. برای آن که این اختلاف زمینه های نزدیکی فرق اسلامی را فراهم آورد کوشش شده است تا زمینه های تاملی فراهم آید وازافتراق میا ن فرق اسلامی کاسته شود. برای آن که از میان برداشتن اختلاف ها همراه با تیوری باشد کوشش شده است تا به کار گیری تیوری هایی، وحدت صورت منطقی تر ومستدل تر به خود گیرد. اولین مبنا یی که برآن تاکید رفته است،تکیه بر نقاط اشتراک فرق اسلامی است. این فرضیه می گوید؛
که نقاط اشتراک ومشابهت میان فرق اسلامی آن قدر فراوانست است که اختلاف های اندک نباید آن نقطه های اشتراک را درسایه قرار دهد وامت اسلامی به تفرق وتشتت گرفتارآید. دراین رابطه وقتی به متون دین می نگریم ،می دانیم که خدای مشترک، پیامبر مشترک، کتاب مشترک از چنان شکوه واقتداری برخوردار است که نقاط اختلاف بسی کوچک ونا چیز می نماید .بنابراین جایی برای اختلاف باقی نمی گذارد، لهذا هفته وحدت باید زمینه های این امررا فراهم آورد تا نقاط مشترک هرچه بیشتر برجسته شود ونقطه های منفی در سایه ومحاق قرار گیرد وامت اسلامی به نزدیکی بیش از پیش برسند. ومسلمان ها به جای تفرق واحیانا نفی یک دیگر، نزدیک به یک دیگرباشند و بنگرند وبر این نکته وقوف یابند که نباید ونشاید که اختلاف ها زمینه های دوری از هم را فراهم آورد وپیروان ادیان به تخطئه وتخریب یک دیگر بپردازند وپای به حریم اعتقادات وباورهای یک دیگر بگشایند وباعث جریحه دارشدن دیگری شوند. مبنای دیگر آنست که درست است که نقاط اختلاف وجود دارد اماتفرق سبب می شود که امت اسلام دچار پرا گندگی وتشتت وتنش شوند ودشمنان اسلام از این تفرق سوی اسفاده کنند وزمینه های گسست بیشتر را فراهم آورند درنتیجه هردو گروه مسلمان دچار آسیب گردند؛ بنابراین شرایط دنیای کنونی به گونه ای است که می طلبد که مسلمانان برای حفظ خود از شر دشمنان اسلام، بیش از پیش در کنار هم قرار گیرند، صف واحد تشکیل دهند تا توطیه ها ودسیسه های دشمنان اسلام بر آنها کارگر واقع نشود همانند سد استوار در برابر دشمنان اسلام متحدانه عمل کنند تاکیان اسلام وامت اسلامی از گزند وتوطیه دشمنان محفوظ بماند. مبنای این تیوری بر اضطرار استواراست وگمان برده می شود که امت مسلمان همیشه در خطر تهاجم مخالفان خود قرار دارند. هر قدر میزان اختلاف ها بیشتر باشد، اسیب پذیری امت اسلامی بیشتر می شود. برای این که از آسیب پذیری ها کاسته شود،لازمست که مسلمان ها بیش از پیش در کنار هم قرار گیرند واز یکدیگر دفاع کنند. گرچه این هردو تیوری مورد قبول کثیری از متفکران مسلمان قرار گرفته است وبسیاری ازعالمان ودانشمندان امت اسلامی برای تحقق آن زحمت هایی فراوان کشیده اند؛ اما باور بر آنست که با آن همه صلابت وصداقتی که دراین تیوری ها دیده می شودولیکن نمی توان آن را دارای پایه های استدلالی محکم واستوار یافت. زیرا در تیوری اول که بر نقاط اشتراک تکیه دارد،سخن آنست که آنچه باعث تفرقه مسلمان ها شده است همین مواردی است که به عنوان نقطه های اشتراک گفته می شود. اختلاف در قرائت وتفسیر وتاویل قرآن کریم، پیامبر اسلام وسنت نبوی است که اختلاف به وجود آورده است لذا منابعی که اختلاف افگنده است؛چگونه می تواند منبعی برای وحدت باشد؟ درتیوری دوم عنصر اضطرار برجسته شده است یعنی اگرشرایط زمان ومکان وتوطیه ها ایجاب می کند که مسلمان ها در کنار یک دیگر ودست دردست هم دهند وبنای استوار وحدت را ایجاد کنند پرسشی که دراین مورد ایجاد می شود آنست که چگونه می توان اختلاف های فکری عمیق را با تیوری سیاسی فرو کاست؛ زیرا تکیه بر اضطرار وآن را مبنای عمل قرار دادن تکیه بر منافع سیاسی یا مصلحت سیاسی است .دوم آن که اگر چنانچه شرایطی فراهم اید واین اضطرار به پایان برسد، آنگاه باید مسلمانها باهم نزاع کنندیا وحدت آن به صورت قسری به پایان می رسد؟پس دیده می شود که این استدلال ها هم چندان پایه های استواری ندارد.با توجه به این پایه ها است که علما واندیشمندن معاصر برای وحدت ،تیوری های جدیدی ارایه کرده اند ا.این تیوری نه مبانی درون دینی دارد ونه هم برخاسته از شرایط سیاسی است ونه هم نگاه توطیه آمیز به دنیا دارد .این تیوری نگاه انسان شناسانه به دین دارد . در حالی که دردوتیوری - که ذکر آن رفت -برداشت دین شناسانه به انسان داشت.البته نگاه انسان شناسانه به دین، ازیک منظر تیوری جدید ی است. اما از نگاه تاریخی نیز می توان رگه های آن را دردید گاه های اندیشمندان مسلمان دیداز جمله : نگاه امام محمد غزالی به دین با محوریت انسان شکل گرفته است؛وقتی امام محمد غزالی انسان دینی را به سه نوع دینداری عوام ودینداری خواص ودین داری خواص الخواص تقسیم می کند معنای آن جز این نیست که نگاه او به دین با محوریت انسان شکل گرفته است. مدلول اساسی این تیوری آنست که مذاهب ومشرب های گونا گون حاصیل مواجهه انسان با متون دینی است که توسط فرهیختگانی انجام یافته است واین تیوری ها به تدریج به صورت دید گاه خلل نا پذیر درآمده ودر ذهن پیروان آن بزرگان جایی گشوده وچنان استحکام یافته است که مبنا ومحک حق وباطل قرار گرفته است .درایجاد این دید گاه ها نه توطیه دشمنان اسلام در کار بوده ونه هم سوی نیتی دخالت داشته است ،بلکه پیش فرض ها وپرسش هایی که نزد عالمان بوده وآنان برای یافتن پاسخ به متون دینی مراجعه کرده اند برداشتی ویژه ای ازدین صورت گرفته است. اختلاف میان پیروان مذاهب اختلاف دراین تیوری ها است. به قول مولانا
چون که بی رنگی اسیر رنگ شد موسی با موسی در چنگ شد
در جای دیگر مولانا می گوید: اختلاف خلق از نام افتاد چون به معنا رفت آرام افتاد
یا آن که
اختلاف مومن وگبرو یهود از نظر گاه است ای مغز وجود
مجموع پیش فرض ها وپرسش ها ازدین سبب شده است که دید گاه هایی به وجود آید
مبنای استدلال این تیوری آنست که خداوند خالق انسا ن است، همان گونه که تنوع وگونا گونی را در ظاهر انسانها می توان دید وهیچ انسانی شباهت به انسان دیگر ندارد. همین تفاوت ها وگونا گونی ها – حتا به مراتب بیشتر ازاین ها-در باطن انسان ودر ساختمان ذهن انسان نیزوجوددارد. ساختمان متفاوت ذهن آدمیان سبب می شود که درمواجهه با متون مقدس وغیر مقدس برداشت های متفاوتی به وجود اید.لذا برداشت های مختلف بر اساس طبیعت متنوع انسان صورت گرفته است. معنای اختلاف دراین تیوری به معنای بر نتابیدن تنوع های آدمی ودست اندازی در صنع وخلقت خداوند است .یکی از مبانی تیوریک پلورالیزم دینی نیز همین است.که ما آدمیان نمی توانیم با این گونه تنوع ها وتفاوت ها بجنگیم وجنگ با این تفاوت ها به معنای نفی تفاوت در خلقت آدمیان است . بنابراین لازمست که وجود این تفاوت هارا دربرداشت های خود از متون دینی بپذیریم وبه آن احترام نهیم وبراین امر آگاه باشیم که برداشت های گونا گون، زاده ی تفاوت در خلقت آدمیانست. گرچه پذیرفتن این دید گاه در نزد آدم های سنتی کاری سخت ودشواری است ولیکن بی درنگ ودریغ این مبنا یکی از مبانی مستدل ومنطقی است که ترویج این تیوری می تواند مبنای محکم واستواری برای وحدت امت اسلامی قرار گیرد. میزان تفرق وتنش هرچه کمترشود.
مبنای این تیوری آنست که انسان ها با این تفاوت ها به دین می نگرند وقرائتی ارایه می دهند واین تفاوت ها قرائت های متفاوت ازمتون دین را سبب می شود . وحدت اسلامی به معنای دید باز تر وگشاده تربه انسان ودیدن تفاوت ها درخلقت است. وقتی خدا آدمیان را چنین متفاوت آفریده باشد بر ما بندگان اوست که ذهنیت خودرا با آن تنقیح وتنظیم کنیم وخودرا برتر از سایرین نینگاریم وتفاوت هارا حاصیل توطیه وسوی ظن یا باطل نینگاریم.