تشدید حملات انتحاری پیام ها وپی آمدها
ا
دو حمله انتحاری کمتر از یک هفته در شهر کابل انجام یافت . این حمله تلفات وخسارات سنگینی برجای نهاد وطالبان مسئولیت این حمله هارا به دوش گرفتند.بعد از هرحمله ی ازعلت ها، انگیزه ها وپی آمد های احتمالی این گونه حمله ها پرسش می شود. این که این گونه حملات، طالبان را به کجا خواهند رسانید؛ وپشت سر این گونه حمله ها چه کسانی قرار دارند وغرض ازاین همه کشتن ودریدن وخونخواری چه می تواند باشد؟ هیچ آدم عاقلی باور ندارد که گروهی با جاری ساختن جوی خون بی گناهان به مقصدی برسند. از سوی دیگر در چند سال گذشته طالبان مدعی بودند که خارجی ها در کشور حضور دارند وآنها خواستار بیرون رفتن آن ها از کشور هستند واین حمله هارا انجام می دهند تاخارجی هارا وادار به عقب نشینی از افغانستان کنند. حال که خارجی هاخود آماده رفتن از کشور هستند و اکثر کشور های غربی اعلام کرده اند که در سال 2014 افغانستان را ترک خواهند کرد. بعد ازاین اعلام، طالبان چگونه اعمال خشونت ورزانه خودرا توجیه می کنند؟ درنزد خدا وخلق خدای چه بهانه ی دارند که هم خودرا می کشند وهم دیگران را . این عمل را چگونه می توان توجیه کرد که آدم هایی به بهانه وجود خارجی ها،خانه ای خودرا به ویرانه تبدیل کند؛ آنگاه از جا های نا معلوم برخود ببالند که این عمل جنایت کارانه را آنها انجام داده اند. هیچ دین و آئینی به پیروان خود این اجازه نمی دهند که این گونه انسان های بی گناه را بکشند وآنگاه افتخار کنند که چنین کرده اند. ایا این گونه افعال واعمال بر خاسته ازیک ذهنیت بیمار است که بدون هیچ منطقی دست به کشتن بی گناهان می یازد وبر آن افتخار نیزمی کند یا آن که عوامل وانگیزه های دیگری در آن نهفته است؟
پاسخ هرچه باشد ،بی تردید یکی هم آنست که این گونه عمل از یک ذهنیت شفاف وخداپسندانه بر نمی خیزد؛ زیرا خداوند بندگان خودرا بیش از حد تصور ما انسان ها دوست می داردوحتا خداوند برای بندگان خود حق پرسیدن از خودقایل شده است . خداوند خود ریختن خون بی گناهی را مساوی به ریختن خون تمام انسانها دانسته است وازریختن خون آنان منع کرده است.وقتی خداوند خود بر مخلوقی که خود آفریده ومنتی براو ندارد این گونه حق قایل است پس ما که همه بندگان اوهستیم ودر برابر اراده ی قاهره او قرار داریم چگونه به خود اجازه می دهیم که دست از آستین جنایت بیرون کنیم وخون کسانی را بریزیم که خداوند از ریختن آن منع کرده است. این گونه خون ریزی در هیچ دین وآئینی سزاوار نیست کسانی که مرتکب این گونه جنایت می شوند نه آنکه نباید مباهات کنند وفخر بفروشند، بلکه باید سر در گریبان ندامت فرو برند وشرمنده باشند که دست شان این گونه بر خون بی گناهان آلوده است . گیرم که آن افراد متعلق به امنیت ملی باشد. مگر به امنیت ملی پیوستن وبه دست آوردن نان حلال برای اهل وعیال سزاوار کشتن است؟ چگونه می توان این عمل دد منشانه وبز دلانه را انجام داد وبر آن مباهات کرد؟
برای نگارنده بسی باور آن سخت است که کسی برای آن که خارجی است کشته شود .یااین که به فلان اداره متعلق است باید از میان برداشته شود. چگونه می توان باور کرد؟برخی ها شاید بگویند که این افراد تحت تاثیر جزم هایی قرار گرفته اند که در هنگام حمله بر آدمیان دیگر،بعد انسانی شان پاک در سایه حیوانیت شان واقع می شود وهمانند یک گرگ درنده بر جان دیگران می افتند ،وبدون آن که لحظه ای درنگ کنند حمله می کنند ،می کشند وکشته می شوند. اما این پرسش همیشه برای کثیری از مردم ایجاد شده است که کسانی این موجودات را آماده این گونه حملات می کنند اگرذره ای از شعورانسانی برخوردار بودند این گونه اعمال را مرتکب نمی شدند.در شرایط کنونی هیچ توجیهی نمی توان داشت؛ اما فقط می توان این گونه گفت که به رغم ادعا های گزافی که طالبان دارند در حقیقت آنها هستند که باعث ماندگاری خارجی ها درکشورمی شوند. اگر حملات انتحار ی وانفجار های پی در پی طالبان قطع شود، این مردم افغانستان است که بر حکومت فشار وارد خواهند آورد که دست ازامضای پیمان امنیتی بردارد که طالبان اینک بر سر عقل آمده اند، منافع و مضار خودرا تشخیص می دهند ودیگرمرتکب جنایت نمی شوند بنابراین بر حکومت وظیفه خواهند سپرد که اجازه ندهد دست خارجی هادر کشور ما گشوده باشد وشهرهاشاهد رفت آمد های سربازان خارجی باشد. اما نا گزیری هایی که طالبان به وجود می آورند، جنایت هایی که هرروز به آن دست می زنند وخون هایی که این گروه وحشی ودد منش بر زمین می ریزند. این مردم افغانستان است که حضور سربازان خارجی را می پذیرند واگر چنانچه حکومت نیز نخواسته باشد ،این مردم هستند که بیشتر ازاین خشونت را برخود وخانواد خود روا نمی دارندومی خواهند طالبان توسط سربازن امریکایی کشته شود یا جاهلانه خودرا به کشتن دهند. عملی که طالبان مرتکب می شوند مردم را وا می دارد که حکومت را مورد ملامت وسر زنش قرار دهند که چرا آقای کرزی زندانیان طالبان یا این گرگ های درنده را رها کرده است واز حکومت پاکستان نیز خواسته است که زندانیان طالبان را ازبند رها کنند. در حالی که طالبان به بزرگ وکوچک این کشور رحم نمی کند هرروز جنایتی مرتکب می شود، وحشتی می افریند ،چگونه روا است که حکومت از سعه صدر کار گیرد. اما طالبان دست به قتل وجنایت وکشتار بزند!. طالبان هیچ دست آویزی دینی برای ارتکاب جنایت خود ندارد؛ اما حکومت افغانستان حق دارد برای دفاع از خود ،جان ومال شهروندان خودوسایل لازم را فراهم آورد.دفاع از جان مردم ، مال مردم ونا موس این کشور هم یک وظیفه سیاسی برای حکومت است وهم یک وظیفه دینی . بنابراین با این گونه عمل دد منشانه طالبان هم قهر خدارا برای خود خریده اند وهم کینه ونفرت مردم را ازان خود کرده اند . دیری نخواهد پائید که این گروه بد نام .ومزدوردر میان مردم کشور جایی نداشته باشند وهمانند گروه های مزدور خلق وپرچم در مزبله ها زندگی کنند.گروه طالبان خوب دیدندکه سرنوشت سران خلق وپرچم به کجا انجامید. امروز کجا هستند جز نام مطعون وملعون ومنفور آن گروه ویاد های تلخی که برجای نمانده است. بی هیچ تردید ی گروه طالبان ورهبران آنها نیز چنان حاکمان مزدورگذشته، نکبت ونفرین مردم را همراه خواهند داشت. آن که مورد نفرت خلق خدا باشد بی شک در جوار رحمت ومرحمت خداوند نیز جایی نخواهند یافت،این سنت لاتغیر خداوند است.