احمد رشید روز نامه نگار پاکستانی که بسیاری بر سخنان او باور دارند ،نوشته ای را منتشر کرده بود که نشان می داد که سر انجام نظامیان پاکستانی به این نتیجه رسیده اند که ادامه حمایت پاکستان از طالبان ممکن است نتایج وپی آمد های وخیم ونا گواری برای پاکستان به بار آورد. به گفته احمد رشید پیش بینی این نتایج وخیم سر انجام نظامیان پاکستان وادار ساخته است که تغیر رویکرد دهند وبه طالبان هوشدار دهند که راه مذاکره با حکومت افغانستان را در پیش گیرند. این در حالی است که احمد رشیددر مصاحبه ای که حدود یک ماه قبل با وبسایت دپلماسی ایرانی کرده بود عمده ترین مشکل میان اسلام اباد- کابل را اختلاف های مرزی میان دو کشود وافزایش نفوذ هند درافغانستان دانسته بود وتاکید کرده بود که برای رسیدن به صلح پایدار در افغانستان ودست برداشتن حمایت های ساز مان استخبارات پاکستان از طالبان باید بر سرفع وحل این اختلاف ها توافق صورت گیرد.رشید اما در مقاله جدید خود که- ترجمه آن در روز نامه افغانستان در هفته جاری متتشر شده بود- از از رفع اختلاف های موجود سخن نگفته است ،بلکه مدعی شده است که تغیری در مواضع ساز مان استخبارات پاکستان به وجود آمده، آنهم ناشی ازنگرش این سازمان نسبت به اینده پاکستان است. اگر چنانچه تحلیل جدید رشید قرین به صحت باشد، نباید شاهد تشدید عملیات انتحاری از سوی طالبان می بودیم وباید روندی کم رنگی که ایجاد شده بود ونشست وبر خاست هایی که صورت گرفته وحتا لابی گری هایی که از سوی طالبان در افغانستان صورت گرفته  پررنگ تر می شدو شاهد بهبود وضعیت امنیتی در کشور می بودیم ومردم ما بیش ازاین خشونت هارا تجربه نمی کردند. اما حال این پرسش به وجود می اید که تشدید ترور ها از سوی طالبان با کدام انگیزه صورت می گیرد؟ برخی تحلیل گران بر این باور اند که طالبان هم اکنون در پاکستان نیز دست بالا را دارند، اگر روز گاری طالبان به کمک وحمایت سازمان استخبارات پاکستان نیازمند بودند؛هم اکنون این طالبان هستند که از نظامیان پاکستانی باج می گیرند. این مفهوم در نوشته احمد رشید نیز تلویحا اشاره شده بود بدین معنا که او در نوشته خود اذعان کرده بود که دست نظامیان پاکستان در فشار آوردن بر طالبان زیاد گشوده نیست اگر چنانچه فشاری بیشتری برآن گروه وارد گردد ممکن است که طالبان فراخوان عمومی دهند ومناطق بیشتر پاکستان را به آشوب بکشند. بنابراین این گونه می شود نتیجه گرفت که خشونت های اخیر بر خلاف میل پاکستانی هاوناشی از تصمیم گیری طالبان است وشاید هم منظور ازخشونت ها آن باشد که طالبان نیز خواهان فشرده تر شدن روند مذاکرات صلح باشد تابه نتیجه مطلوب دست پیدا کندوسر نوشت سیاسی طالبان نیز معلوم شود. اگر چنانچه مذاکره به صورت کنونی ادامه پیدا کند همان گونه که حکومت افغانستان آسیب خواهد دید،طالبان نیز نخواهد توانست امتیازهای سیاسی لازم را به دست اورند، ممکن است بعد از سال 2014 حکومتی در افغانستان روی کاربیایدکه سازش کنونی حکومت را نداشته باشد یا تساهلی که امروز حکومت افغانستان نسبت به طالبان اعمال می کند در سیاست های حکومت اینده وجود نداشته باشد وحس برادر خواندگی ای که در حکومت اقای کرزی وجود دارد در آینده وجود نخواهد داشت. با توجه به این پیش بینی ها ممکن است حملات اخیر برای تسرسع روند صلح صورت گیرد. هم چنان دراینده دست حکومت پاکستان در تهیه وتدارک امکانات نظامی برای طالبان نیز چندان گشوده نخواهد بود. با توجه به روابط لرزانی که هم اکنون میان امریکا وپاکستان وجوددارد از یک سوی وحرکت های تجزیه طلبانه ای که در پاکستان نضج گرفته است ، دست به دست هم می دهد که دست رسی به امکانات برای طالبان روز به روز اندک شود وطالبان در تنگنای بیشتری قرار گیرند. بنابراین می شود این گونه استدلال کردکه طالبان خواهان گرفتن امتیاز های بیشتر هستندواین اچشم داشت هاباعث می شود که عملیات تروریستی افزایش پیدا کند. اما دید گاه های دیگر نیز وجوددارد از جمله این که تشدید حملات تروریستی از سوی طالبان به معنای آنست که طالبان بیش از پیش به پروسه صلح شرکت داده شوندوروندی که در پیش گرفته شده است بیشترینه رفت آمد ها میان پاکستان وافغانستان است. در روند کنونی نقش طالبان نقشی بالتبع است بدین معنا که اختیار مشارکت طالبان درروندصلح،  دردستان سازمان استخبارات پاکستان قرار دارد. ممکن است این گمان را برای طالبان ایجاد کرده باشدکه در صورت کم رنگ بودن حضور آنها در مذاکرات صلح ممکن است معامله سیاسی میان کابل واسلام اباد صورت گیرد وآنها قربانی این معامله شوند لذاتشدید حملات طالبان به معنای آنست که می خواهند چهره مستقل تری از خود به نمایش بگذارند ودر مذاکرات صلح شرکتذاشته باشند. البته دید گاه بد بینانه ای نیز وجوددارد اگر سخنان آخیر اقای کرزی ملاک داوری باشد که باشبکه ان بی سی مطرح کرده است . آقای کرزی بیان داشته است که در برخی نا امنی ها ونا آرامی ها نیرو های امریکایی مستقیما دست دارند. اگر آن سخنان تعمیم داده شود بی تردید این گونه می توان استنباط کرد که دخالت نیرو های غربی به ویژه نیرو های امریکایی ناظر بدین امر است که می خواهد این نکته را القا کند که بدون حضور ایالات متحده امریکاونیرو های غربی امکان دست یابی به صلح امکان پذیرنیست .بنابراین اگر حکومت افغانستان خواهند صلح با طالبان است نباید نقش آمریکا را در ایجاد روند صلح نا دیده انگارد ویابخواهد به تنهایی روند صلح را به پیش ببرد. با توجه به این دید گاه می توان این گونه نتیجه گرفت که تشدید خشونت های کنونی یک امر هدایت شده وناشی ازسیاست های کشور های غربی در افغانستان است. به هرروی خشونت های اخیر با توجه به آمد وشد های اخیر ی که صورت گرفت یک رفتار منطقی را نشان نمی دهد ونمی توان توجیه کرد که گروهی برای صلح تلاش ورزند اما در کشتن وخون ریزی مردم بی گناه هیچ ابایی نداشته باشند. اگر طالبان خواهان صلح در افغانستان هستند باید بپذیرند که این صلح در فضا نخواهد بود؛ بلکه صلح در افغانستان باید استقرار پیدا کند وآنها نیز درمیان همین مردم زیست کنند در صورت خشونت ورزی و آدم کشی بیشترایا آنها در میان مردم جایی خواهند داشت وآنها خواهند توانست که در میان مردم جایی برای خود پیدا کنند؟ اگر این گونه پرسش ها درذهن طالبان خطور کند وطالبان زیستن در میان مردم را یک امر حتمی بدانند بی تردید این گونه دد منشی وآدم کشی نخواهند کرد.