آیاپس ازاین نوبت روز نامه نگاران است؟
لایه های نا گفته وناشنیده حکومت هارا به مردم واگویی
کنند، پشت پرده هارا آشکار کنند. اما در افغانستان متاسفانه نقش مطبوعات وروز نامه
ها نسبت به کثیری از کشور ها کم رنگ بوده است؛ علت اساسی آنست که مردم اطلاعات
خودرا بیشترینه از رسا نه های چاپی به دست نمی آورند. کم سوادی وتکیه بر شنیده
بیشتر است تا به رسا نه های چاپی. ازاین جهت است که حکومت نیز چندان اهمیتی برای
رسا نه های چاپی قایل نیست ونقد های این
رسا نه هارا جدی تلقی نمی کند. اما این رویکرد حکومت به معنای آن نیست که
دشمنان آزادی وستیزه جویان ودگم اندیشان واستبداد پیشگان اهمیت وارزش آزادی بیان
را جدی نگیرند ازکنارآن بی تفاوت بگذرند. اگر این پرسش مطرح شود که چرا امروز عکس
داکتر نجیب بر دروازه ها ،دکانهاوحتا خانه های مردم دیده می شود ودر بازار به وفور
یافت می شودودارای مشتری است؟ بی گمان وبی تردیدبیانگر آنست که مردم ما کمتر ماهیت
داکتر نجیب را می شناسند واز جنایت هایی که او در زمان ریاست "خاد"
مرتکب شده است آگاهی دارند. علت هم آنست که فضای بسته ای آن روز گار،نبود رسا نه
های چاپی آزاد که بتواند جنایت های بی امان اورا باز گو وتحلیل کند وجود نداشته
است و کسی که دستش تا مرفق به خون مردم این سر زمین الوده بوده و یکی از ماشین های
آدم کشی حفیظالله امین به شمار می رفت؛ امروز در اذهان عمومی نه جنایت کار ومنفور
که به عنوان یک قهرمان تجلیل وتکریم می شود. ایا مردم می دانند واز جنایت های او
در گذشتند یا آن که اورا کمتر می شناسند وآگاهی کمتری از جنایت های او دارند؛ یا
آن که تبلیغات رسا نه های توتالیتر وحزبی چهره ای مخدوش ،ممسوخ ومنفوراورا چنان
ترسیم کرده اندکه سابقه او از یادها رفته وبه فراموشی سپرده شده است؟اما وضعیت
کنونی وآزادی رسا نه های گروهی برای دشمنان مردم افغانستان وحتا برخی چهره های
وابسته به طالبان درداخل حلقه ی حکومت قابل قبول نیست ؛زیرا امروزه جنایت های
طالبان هرروزبه صورت گسترده وبدون کم وکاست در روز نامه ها وجریدها چاپ ومنتشر می شود که
همه به صورت سند ی ماندگار باقی خواهد ماند ودر آینده اگر صلحی بر قرار شود کسی وگروهی
نخواهد توانست چهره های بی گناهی از طالبان ترسیم کنندووتصاویر این هارا همانند
دکتر نجیبالله بر درودیوار خانه های خود بیاویزد و. گذشته از فونکسیون وکار کرد
مثبت وتاثیر گزاری که رسا نه های کشور دارند ودر آینده نیز خواهد داشت فقط به همین
مورد اگرتوجه صورت گیرد با اطمینان می توان گفت که بیم ازآینده است که برخی هارا
وادار می سازد که روز نامه نگاران مورد کینه وغضب آنهاقرار گیرد. اگر به این نکته توجه شودکه حکومتی که جنایت
کاران ودشمنان مردم افغانستان را "برادر" می خواند نباید چنین پنداشت که
درآینده چهره های بی زنگار، موجه وقهرمانی ازاین ها ترسیم نکند وجنایت های این
گروه را درزیرنا آگاهی مردم به فراموشی نسپارد . نباید تصور کرد که ادبیات کنونی
سیاست مداران وحاکمان کنونی بدون یک راهبرد وآینده نگری است وصرف وسیله ای برای
رسیدن به صلح به گار گرفته می شود؛ بلکه به کار گرفتن این ادبیات با دید آینده
نگرانه و برای آن که چهره های موجه ومطلوبی ازاین گروه درنزد افکار عمومی ترسیم
کند می باشد. لذا است که ازادی بیان ورسا نه ها ازاد ومعرفی چهره های نا مطلوب ونا
میمون ومفلوک این گروه جنایت کار،نه برای نهاد های حکومتی قابل قبول است ونه هم
برای طالبان. یکی از علت های حمله به روز نامه نگاران وحذف فزیکی آنها بیم ازاینده
وسرنوشت گروه طالبان است .طالبانی که پس از صلح با حکومت، باید دراین کشورزندگی
کند، مورد پذیرش مردم قرار گیرند وآسیب نبینند برای آن که این فرایند درست انجام
شود باید پیش زمینه هایی فراهم گردد. این پیش زمینه ها یکی آنست که طالبان دست از جنایت
بردارندتا زخم های مردم التیام پید اکند وجنایت های این گروه از ذهن مردم زدوده
شود.دوم؛ آنست که تاریخ نگاران حذف گردد
تا جنایت های این گروه به تاریخ نفوذ ورسوخ نیابد. اما این که با حذف فزیکی خواهد
توانست آفتا ب را پنهان کدارند به نظرمی رسد که تلاش بیهوده خواهد بود و آتشی که
امروز بر افروخته شده است جز به سوزندان خرمن عمر جنایت کاران خاموش نخواهد گشت
وهر آسیبی که به رسا نه های آزاد واندیشه های آزادی خواه وارد گردد، ده ها ققنوس آزادی اززیر این خاکستر
بر خواهندخاست واین راه خون فام را ادامه خواهند داد. ضمن محکوم کردن حمله به روز نامه نگاران امید واریم که افشای "مذهب
طالبان" هم چنان ادامه یابد تا اندیشه ورزان وخردمندان به کنه تاریخ اندیشه
این گروه جاهل وآدم کش بیشتر آگاهی یابند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 9:48 توسط سید مظفر دره صوفی
|