زلمی رسول وزیر امور خارجه افغانستان به پاکستان رفت تا با مقامات پاکستان از جمله وزیر خارجه آن کشوردیدارو ملاقات کند. گفته می شود که زلمی رسول دراین دیدار از حکومت پاکستان خواهد خواست که به روند صلح در افغانستان کمک کند. هم چنان گفته شده است که اقای رسول برای رهایی سران طالبان از زندان های پاکستان تلاش خواهد کرد زیرا حکومت افغانستان گمان دارد که رها یی سران طالبان تشویقی است برای سایر طالبان تا آنهارا به پای میز مذاکره بکشاند. اما ناظران وتحلیل گران سیاسی بدین نظر اند که آنچه حکومت افغانستان انجام می دهد وتلاش هایی که دراین جهت صورت می گیرد همانند رها کردم تیربه تاریکی است ؛زیرا حکومت افغانستان ارزیابی دقیق وکار شناسانه نداشته است که ایا رها کردن طالبان به روند صلح کمک می کند یا خیر؟ هم چنان درخواست از پاکستان در طی یازده سال گذشته همواره صورت گرفته است وپاکستانی ها متقابلا وعده سپرده اند که با افغانستان درراه ایجاد صلح وهم چنان مبارزه با تروریزم همکاری خواهند کرد، این در خواست وقتی تکرار می شود که هیچ یک از سخنان مقام های افغانستان در گذشته به بار ننشسته است وحتا نتایج معکوس نیز داده است .اما حکومت افغانستان به جای آن که به آسیب شناسی  رفت و آمد های یازده سال گذشته بپردازد وعیب های دیپلوماسی خودرا بداند همیشه یک مسئله را مطرح کرده است وآن در خواست از پاکستان برای ایجاد صلح است . آنچه کار شناسان سیاسی بدان باور دارند آنست که حکومت افغانستان بدون آن که خواست های اصلی پاکستان از یک سوی وکانون های قدرت تصمیم گیری از سوی دیگر را بشناسد این گونه در خواست هارا مطرح می کند ازاین روی است که این تلاش ها به مقصد منتهی نمی شودو دریازده سال گذشته بدون پاسخ عملی باقی مانده است . باور آنست که حکومت افغانستان برای  یک بار هم که شده است چشم باز کند و موارد اختلاف میان دو کشوررا به صورت آشکار بشناسد ودر پرتو شناخت جدید به تلاش های خود ادامه دهد. از جانب دیگر باید حکومت افغانستان بداند که کانون قدرت در پاکستان ساز مان استخبارات آن کشور است . اگر آن ساز مان دست به کودتا نمی بردووجود حکومت ضعیف غیر نظامی را پذیرفته است به معنای آن نیست که قدرت را به آن وانهاده وخود پای پس کشیده است بلکه شرایط منطقه ونظام بین المللی امکان کودتا ی نظامی را ازآنها سلب کرده نه آن که آنها از مسند تصمیم های مهم سیاسی کنار رفته باشند. با توجه به دو پارامتر مهمی که ذکرشد،حکومت افغانستان تا هنوز این دوفکتور مهم را نا دیده گرفته است یا ان که بهای کمتری به ان داده است ازاین جهت است که تلاش ها به نتیجه نمی سد وحتا روزنه ای نیز دراین رابطه گشوده نمی شود واین رفت آمد ها چنان در اذهان متبادر می شود که گویا حکومت افغانستان این گونه رفت آمد هارا هدف  می داند نه رسیدن به صلح را وبه مردم افغانستان نیز می خواهد القا کند که در جهت صلح تلاش می کتد. بنابراین اگر موانع به صورت درست شناخته نشود، اختلاف های مرزی میان دو کشوررفع نگردد واگر کانون قدرت تصمیم گیری شناخته نشودبه نظر می رسد که این رفت آمد هابه نتایج ملموسی نخواهید انجامید وسرانجام بعد از مدتی فضای سنگین وغیر قابل اعتمادی میان دو کشور حاکم خواهد شدوگشودن دروازه های صلح بیش از گذشته سخت تر خواهد گشت.