فساد مرگ می آفریند!
یکی از محورهای نقد ها بر حکومت افغانستان در سالهای گذشته واکنون فساد لجام گسیخته در دستگاه های حکومت است ،که اینک به یک پاردایم تبدیل شده است. این فساد چنان ابعاد وسیع وگستره یافته است که حد و حصری نمی توان برای آن تعین کرد ومصداقی برای آن یافت . از رشوه ستانی یک مامور دون پایه
تا دزدی های چند ملیارد دالری، از فروش وسایل شفاخانه تا ورود داروهای تقلبی از نرسیدن تجهیزات طبی مناسب تا پذیرفتن بیماران با پول یاواسطه؛ همه انواع واقسام فساد را به نمایشپمی گذارد. اگر باز هم نتوان مقیاس ومیزانی برای فساد بدست داد به برخی گزارش های رسا نه های گروهی جهان واظهار نظر های برخی مسئولان حکومتی توجه کرد که خود به میزان فساد در حکومت اعتراف دارند ووجود فساد را فاجعه بار می دانند. به گزارش وبسایت بی بی سی ازبرخی نشست های تخصصی درشهر کابل،
شماری از متخصصان تلاشهای حکومت افغانستان برای کاهش مرگ کودکان را ناکافی دانسته و گفته که فساد از موثریت این تلاش ها کاسته است..
شرکت کنندگان کنفرانس دو روزهای که از سوی انستیتوت فرانسه برای کودکان و دانشگاه آغاخان کراچی، در کابل برگزار شده، بر شدت بخشیدن تلاشهای دولت افغانستان در این زمینه تاکید کردهاند.
این متخصصان میگویند که بیماریهای داخلی و به ویژه قلبی و عفونتهای دوران نوزادی از عوامل عمده مرگ و میر کودکان و نوزادان در افغانستان شمرده میشود..
صابره کمال، از شرکت کنندگان این کنفرانس گفته است: "وضعیت صحت (بهداشت) اطفال در افغانستان در کل و مخصوصا در مناطق روستایی رضایت بخش نیست."
او افزوده: "اولین مشکل فساد اداری است. وقتی که وسایل برای بیمارستانها خریده میشود، وسایل درست خریده نمیشود یا قراردادهایی که در این مورد بسته میشود، به درستی عملی نمیشود. دومین مشکل نبود کارمندان مناسب است."
اما مقامهای وزارت صحت افغانستان میگویند که دستاورد دولت در ده سال اخیر در زمینه کاهش مرگ و میر کودکان و نوزادان قابل توجه است.
براساس آمار رسمی، در حال حاضر از هر صدهزار نوزاد ۹۷ تن پیش از رسیدن به پنج سالگی میمیرند، در حالی که ده سال پیش این آمار به بیش از ۲۵۰ کودک میرسید
این گونه آمار وارقام بیانگر این موضوع است که فساد نباید دستکم گرفته شود یا تنهابه عنوان یک اهرم سیاسی علیه حکومت استفاده شود. زیرا آنچه فساد نا میده می شود ودر شریان های دستگاه های حکومت جریان دارد مستقیمابه حیات انسان این سرزمین مربوط می شود. به سخن دیگر این گونه می توان بیان داشت که فساد دردست گاه های حکومت حیات وزندگی این مردم را نشانه رفته است وحکومت ودستگاه حاکم همانند کرم یا موریانه ای است که بر جسد مردم جای خوش کرده اند خون مردم را می مکند، زندگی مردم را می ستانند تا خود به حیات ننگین خود ادامه دهد لذا این گونه می توان باور داشت که فسادچنان ابعاد فاجعه باری به خود گرفته است که پای مرگ وزندگی در میان است وباید از هر اهرمی سود جسته شود تا این گرگ درنده مها رشود. اگر چنانچه این وضعیت کماکان ادامه داشته باشد ممکن است بخش هایی از کشور عملا دردام ودامن مافیا قرار گیرند آنگاه ایجاد یک نورم می تواند امر سخت دشوار باشد. وقتی نورم ها وهنجار ها تبدیل به یک نا هنجاری شود آنگاه است که هیچ روند سیاسی سالم شکل نمی گیرد وقتی روندی شکل نگرفت مبارزه سیستماتیک وآرام وساختار مند با فساد وبیرن رفت ازدام این بلا امکان نمی یابد..