يك تاسف وچند تذكر!
چنان كه شنيده وديده شد برخي از دانش جويان دانشگاه كابل رو درروي يك ديگر قرار گرفتند وتعدادي به نفع يك كشور وپاره اي به نفع كشورديگري شعار دادند. اگر اين اتفاق در ميان كار گران چارراه ها مي افتاد سخني نبود، كسي هم خرده نمي گرفت يا شايد كمتر خرده مي گرفت ممكن بود كار گران تحت تاثير القائات اين طرف يا آن طرف قرار گيرنديا هم براساس وعده هايي مادي شعارهايي عليه يك ديگر سر دهند آنچه مايه تعجب وتاسف است اين كه دانشجويان يعني بخش منور ، با فكر ، با انديشه به سخني مغزهايي يك جامعه، دست بدين كار مي يازند در برابر هم صنفي خويش قرار مي گيرند وبراي دل خوشي اين ياان كشور رودرروي هم مي ايستند ، حرمت يك ديگر را مي شكنند ،يك ديگررا به باد دشنام ونا سزا مي گيرند .اين دو طيف دانشجويان در واقع مرگ بر يك ديگر مي گويند، يك ديگررا تخويف وتحقير مي كنند. ديدن وشنيدن اين ماجرا پرسش هاي مهيبي را فراروي نگارنده گذاشت كه چرا بعد از حدود ده سال باز شدن دانشگاه ها ي كشور وآزادي مطبوعات وكار هاي مستمر فكري وفرهنگي هنوز چنين ماجراهايي دل ازاري اتفاق مي افتد،اهل خانه ووطن براي دل خوشي بيگانگان رو درروي يك ديگر قرار مي گيرند؟ اين پرسش ممكن است پاسخ هاي فراوان داشته باشد، مي طلبد كه روان شتاسان اجتماعي وهم جامعه شناسان آن را موضوع تحقيق قرار دهند وبهاسيب شناسي اين پديده بپردازند. نگارنده امابه صورت مختصر به چند مورد اشاره مي كند كه هشداري است براي دست اندركاران آموزش عالي كشوركه يا درارايه اي مواد درسي مشكل دارند يا آن كه استاد ها ي دانشگاه ها چنان ضعف وفاقد صلاحيت اند كه نتوانسته اند مواد درسي را به صورت درست تدريس كنند يا هم اين كه از جنبه هاو وجوه عملي علوم اجتماعي به كلي غافل شده اند ودانشجويان را بدين سوي رهنون نگشته اند كه خواندن علوم اجتماعي براي در مان بيماري هاي اجتماعي است نه براي تفنن.
1- شكنندگي اجتماعي:درآن تظاهرات گرچه تعداد اندكي شركت جسته بودند اما نشان داد كه ما مردم افغانستان بررغم گذر زمان هنوز در وضعيت شكننده قرارداريم. هر حادثه ي كوچك ازبيرون ممكن است چنان التهابي ايجاد كند كه يك ديگررا تحمل نتوانيم وجوي خون را اندازيم، اين شكنندگي در ميان اقشار باسواد وتحصيل يافته اي كشور بيش تر از جاي ديگر ديده مي شود ، ما هنوز با تفكر ملي فرسنگ ها فاصيله داريم ودانشگاه هاي كشور علاوه براين كه از توليد علم به معناي اعم آن بي بهره بوده است حتا نتوانسته است مباني علوم اجتماعي را توليد شده را تحليل كند وامنيت رواني لازم را كه ناشي از احساس خود بودن است بدست آورد. دانشجوياني كه در تظاهرات حضور مي يابدو به نفع كشو ديگري شعارمي دهند عمل اورا تاييد مي كند ودر برابر هم صنف وهم وطن خويش قرار مي گيرند اين معنا را مي رساند كه هنوز خودرا در نيافته اند ، هنوز با هواي وطن خويش بيگانه اند؛وهنوز دلبستگي به كشور خود ندارند،منافع خويش رادر كشور وزاد گاه خود نمي بينند.د انشجوي ما با اين عمل ثابت كردند كه نه با سنت هاي ديني خود اشنايي دارند كه حب وطن را جزيي ازايمان مي داند ونه هم با مفاهيم دنياي مدرن اشناهستند كه براي زاد گاه ووطن ارج واحترام فراوان قايل مي باشند .به ندرت ديده شده است كه قشر تحصيل كرده اي كشوري به تاييد عمل حكومت يك كشور ديگر پرداخته باشد ،اما اين اتفاق در كشور ما افتاد واين عمل ننگين از سوي دانشجويان كشورما سرزد ؛آنان دربرابر يك ديگر ايستادند تا براي منافع كشور ديگر شعار دهند.
اگر چنين پنداشته شود كه افراديك كشور بدون آموزش لازم وبدون كمك وراهنمايي مي توانند به يك تفكر ملي دست يابند شايد تصور محالي باشد لذا بروز حوادثي اين چنيني هشداري است براي تمام دست اندر كاران رسانه هاي جمعي ونهاد هاي دولتي .آموزش گاهاي كشور كه اهداف اوليه ي آموزش دراين كشور راجدي بگيرند واز گذشته هاي تاريخي كشور درس عبرت وغيرت بياموزند وتدابيري بينديشند كه حس هم گرايي ملي ، وطن دوستي بيشتر شود وجوان اين كشور بتوانداينده اي خويش را دراين كشور ببيند ودرراه ابادني اين كشور تلاش ورزد .
2-مخدوش بودن منافع ملي: هر حكومتي در هر سر زميني وقتي ايجاد مي شود براي اداره وتامين منافع وخواسته هاي جامعه اي خود ومردم كشور خود تلاش مي ورزد ، روابط خارجي آن حكومت نيز بر اساس منافع ملي آن كشور شكل مي گيرد واز هر راه مي كوشد تا بران منفعت دست يابد ، ماهيت حكومت ها دراين راه هيچ نقشي ندارند. از حكومت هاي ستم گر ايدولوژيك تا حكومت هاي مردم گراي دموكراتيك ، همه بدون استثنا براي تامين منافع ملي خود تلاش مي ورزند والبته اين امر ميمون ومحترم است وامروز در تمام كشور هاي دنيا به رسميت شناخته شده است و هر كشوري كه درروابط خارجي خود جز شعار تامين منافع ملي دهد بدون ترديد دروغ گفته است .براي فريب ساده دلاني است كه هنوز ماهيت حكومت هارا ممكن است نشناخته باشند؛ يا آن كه آگاهانه خودرا با ناداني وابلهي بزنند. دردنياي كنوني دوستي ها ودشمني ها براساس تامين منافع صورت مي گيرد، ما افغان ها نبايد تصور كينيم كه دل ديگران براي ما مي سوزد يابايد بسوزد، اگر غربي ها دراين كشور لشكر كشيده انديا آن كه فلان كشور اسلامي به كشور كمك كرده است يا مي كند بايد اطمنان داشت كه براي تامين منافع خود بوده است .هيچ گربه اي براي خدا موش نمي گيرد حكومت هاي امروز دقيقا بدون كم و كاست حيثيت گربه دارند؛ اول منافع است آخر هم منافع. گاه خدا وپيامبر هم خرج تامين منافع كشور وحكومت ها مي شود؛ دين وايمان وعقيه كمترين تاثير را دربدست اوردن منافع تدارد. در مقام قدرت شيعه اثنا عشري همان مي انديشد كه سني حتفي،مسيحي ارتدوكس همان فكر مي كند كه يك مسيحي پرو تستان ويا يك يهودي. حال كه چنين است ما(افغانها) چرا اين همه ساده دل ونادان باشيم كه در خدمت پر كردن شكم ديگران قرار بگيريم ودر برابر يك ديگر ايستاد ه شويم ،يكي ازيك كشور دفاع كنيم وديگري از كشور ديگر. ما كي از خواب بيدار خواهيم شد ، تابه كي به دهل ديگران برقصيم.تابكي خون يك ديگررا براي دل خوشي بيگانگان بريزيم تاكي؟؟ ضرب المثل پشتو است كه مي گويد :
دودي زما خوري وعوعو په سلام خاني كوي
ما چرا از هوا واب اين كشور استفاده كنيم اما براي ديگران شعار دهيم؟
ما چرا وسيله اي براي تامين منافع ديگران باشيم؟ اول اين كه هر كشوري دراين زمان به قدر كافي توان دارد كه از منافع خود دفاع كند و ثاتيا چرا ما رودروي يك ديگر قرار بگيريم وچرا از خود نپرسيم كه رويارويي ها چقدر به نفع ما ومنافع ملي ما است ؟ . ايا واقعا زشت تر وپليد تر ودل ازار تر ازان صحنه اي خواهد بود كه مردم يك سرزمين كه تاريخ مشترك وغم و شادي هاي مشترك ومنافع ملي مشتر ك دارند بيايند در برابر يك ديگر شعار دهند ويك ديگررا به باد استهزا وتمسخر گيرندتا كشور ديگري از ما خشنود شود ؟ تا هنوز در كجاي دنيا چنين امر زشت وپليدي ديده شده است ؟
3-معامله گران پشت پرده: كانت دانشمند وفيلسوف الماني گفته است" نبايد ازانسان به منزله اي وسيله استفاده كرد كه انسان خود مي تواند يك هدف باشد (نقل به مضمون)" سخنا ن اين چنيني براي ما معيار داوري بدست مي دهد كه چه كساني براي ما دل مي سوزانندوچه كساني از ماواز احساسات مذهبي، قومي، نژادي ما سوي استفاده مي كنند ؛ بي ترديد دررويارويي دانشجويان، دستان خباثت بار اين گونه افرادوجود داشت. دستاني كه گوشت مردم را خورده اندو اينك نيز از شكستن استخوان آنها ابايي ندارند. اين طيف معامله گر، سود جو ووطن فروش هميشه وجودد اشته ،هميشه هم خون مردم را مكيده اند وآستخوان هاي آن هارا پله هاي نردبان براي رسيدن به اميال ضد بشري خود ساخته اند. روان شناسي اين طيف افراد نشان مي دهد كه هميشه از خود آگاهي اجتماعي مي ترسيده اند لذا يكي از ابزار هاي آنان تشديد تعصب وتقشر هاي قومي ، نژادي ومذهبي است كه برجسته مي سازند تا وسيله اي باشد براي استحمار ديگران و بتواند افسار خواسته هاي غير انساني خويش را به دهان ديگران بزنند، اين گونه افراد درهر زمان وهر مكان وجود خواهد داشت بويژه در كشور ما كه بسياري ازاين معامله گري ها روز گار مي گذرانند اما تاسف اين جاست كه چرا دانشجويان كشوردراين گون گردابها بيفتد واراده واختيار خويش را دردست انان قرار دهد؛ مگر آنها در گذشته چه كار مثبتي انجام داده اند كه اينك انجام دهند.بي ترديد اين گونه افراد در گذشته ها وجودداشته ودر اينده نيزوجود خواهند داشت اين دانشجويان ومردم كشور است كه دردام وكيد اين مكارگان نيفتند منافع خويش را بشناسند ودرراستاي آن عمل كنند.شرايط زماني ما مي طلبد كه مردم مابويژه دانشجويان كشور بابصيرت وتيز بيني بيشتري گام نهند ومنافع ملي خويش را فداي احساسات خام وزود گذر نكنند.آنچه كه امروز جريان دارد متاسفانه گروه ها ويا افرادي مي خواهند از ضعف وبيچارگي ما سود جويندومارا دربرابر هم قرار دهندوازاين طريق به نان و نوايي برسند؛ بايد دانست ضعف ونا تواني هاي مادي ومعنوي هميشه به عنوان ابزار هاي بي قيمتي دردست اين يا آن قراردهند ،لذا مطلوب آنست كه آگاهانه پاي گذاريم ومنافع استراتژيك خويش را فداي احساسات خام وزود گذر نكنيم و از خداوند مي خواهيم كه مارا ياري كند تا در پرتو علم ومعرفت را صحيح را از نادرست تشخيص دهيم وهم چنان خدا وند را مي خوانيم تا مارا از كيد مكاران وسود جويان نجات بخشد وراه راست خويش را برما بنماياند.