تاثیر پیروزی اوباما بر افغانستان
اوباما ازرقیب جمهوری خواه خود پیشی گرفت . درکاخ سفید ماند ورقیب جمهوری خواه او این پیروزی را برای او تبریک گفت وبراودعا کرد. پیروز ی اوباما وقتی جشن گرفته می شود که طوفان شدید درهفته های اخیر تعداد ی از امریکایی هارا به کام مرگ سپرد وحدود شصت ملیون شهروند امریکایی را از رفتن به پای صندوق های انتخابات باز داشت. گرچه گفته می شود که در کشور های دموکراتیکی همانند امریکا سیستم های سیاسی است که حکومت می کند، رفتن وآمدن افراد چندان تاثیر ونقشی نمی تواند د اشته باشد. اما برخی با آن که نگرش سیستمی را بر حکومت آن کشور ها تائید می کنند بدین نظر هستند که درست است نهاد های گونا گون در تصمیم گیری های خارجی وداخلی آن کشور ها نقش اصلی واساسی را دارا است. اما بی گمان خصوصیت فردی ومیزان درایت وکاردانی فرد اول آن کشور ها نمی تواند بر سیاست گزاری ها بی تاثیر باشد ویا نقش آنها نا دیده انگاشته شود. موضع گیری های جانب دارانه از سوی لابی های برخی کشور های بیرونی در امریکا به معنای آنست که ویژگی های فردی رئیس جمهور ها نمی تواند کم اهمیت باشد ودر سیاست گزاری ها دخالتی نداشته باشد.حال که اقای اوباما بر راس نظام سیاسی امریکا نشسته است گمان غالب برآنست که سیاست های داخلی وخارجی امریکا همانند چهار سال گذشته ادامه خواهد یافت وتغیر چشم گیری به وجود نخواهد آمد . عمده ترین سیاست خارجی اوباما در چهار سال گذشته ،پرهیز از جنگ بوده است؛ یعنی رئیس جمهور کنونی(پیروز) امریکا نه خواسته است همانند سلف خود بهانه ی بتراشد وجنگ رابه نقاط مختلف دنیا گسترش دهد. گرچه از دخالت های آن کشور در امور لبیا وکمک های آن کشوررا به مخالفان حکومت اسد درسوریه رانمی توان نا دیده گرفت ولیکن این کمک ها به صورت مستقیم انجام نیافته است وامریکا یی ها نه خواسته اند با اتباع این دو کشور به صورت رو دررو وارد جنگ شوند . به هر حال حال پرسش آنست که پیروزی مجدد اوباما چه تاثیری بر اوضاع افغانستان خواهد گذاشت آیا اقای اوباما کج قلیقی زمامداران کنونی افغانستان راجدی خواهند گرفت .به تدریج ازمیزان کمک های خود را کاهش خواهد داد ودرنتیجه افغانستان را با تمام فرازو فرود تنها خواهد گذاشت یا آن که بر تعهدات خود عمل خواهد کرد؟ این پرسش ازاین جهت قابل طرح است که حکومت افغانستان در سال های اخیر به ویژه ازمان قدرت یافتن دموکراتها در امریکا،سیاست نا ساز گاری را در پیش گرفته وکوشیده است امریکایی هار اهمواره متهم دارد واشتباهات آن کشورراعمده جلوه دهد وحتا گاهی بزرگ نمایی کند. این گونه موضع گیری هاگاهی تحت عنوان منافع ملی انجام یافته است گاهی هم تحت عنوان گرایش های منطقه ای. این سیاست ها شاید بدین امید در پیش گرفته شده باشد که پنداشته می شددر انتخابات ریاست امریکا جمهوری خواهان قدرت را به دست گیردو حکومت اوباما از قدرت کنار رود. حال که اوبا بار دیگر سکاندار سیاست آمریکا شده است این پرسش ایجاد می شود که تاثیراین انتخاب بر منطقه وافغانستان چه خواهد بود؟
گرچه گفته می شود که سیاست های راهبردی امریکارا استراتژیست های کاخ سفید تعین می کننداما سیاست های ایالات متحده در قبال افغانستان بی تاثیر از سیاست افغانستان در قبال آن کشور نبوده است. حکومت افغانستان در سال های اخیر کوشیده است سیاست تهاجمی علیه امریکا داشته باشد. گرچه این سیاست با منافع ملی توجیه می شود اما اکثر کار شناسان بدین باوراند که آنچه حکومت افغانستان را وادار به این گونه رویکرد ها کرده است نه منافع ملی، بلکه نا کار امدی دستگاه های سیاسی واداری حکومت از یک سوی وانتقاد های شدید زمام داران امریکا بر حکومت افغانستان از سوی دیگر است .البته اقای اوباما چهار سال قبل وپیش ازرسیدن به کاخ سفید حکومت افغانستان را به باد انتقاد گرفت که ناکار آمد وفاسد است این انتقاد در زمان حکومت او اززبان سیاست مداران امریکا به انحاوالحان گونا گون شنیده شد وحکومت افغانستان نیز تمام توان خودرا به دکار بست تا به عنوان های گونا گون سیاست های امریکارا مورد نقد قرار دهد وگاهی هم برآن خورده گیرد ولیکن ازان جایی که ضعف ونا کارا مدی بر بدنه این نظام سایه افگنده است، سیاست تهاجمی نیزنتوانست به یک پاردایم تبدیل شودوافغانستان دریک مسیر ثابت سیاسی قرار گیرد به سخن دیگر سیاست های حکومت افغانستان هیچ گاه به یک استراتژی تبدیل نشد. .به طور مثال به رغم انتقاد های حکومت از سیاست های امریکا لویه جرگه تدویر یافت و قرار داد استراتژیک با امریکا مورد تائید قرار گرفت وامضا شدوهم اکنون نیزروی قرار داد امنیتی بحث وتبادل نظر صورت می گیرد تا این قرار داد نیز به امضا برسد.حال پرسش آنست که اگر حکومت افغانستان سیاست گذشته خود در قبال امریکارا در پیش بگیرد چه اتفاقی خواهد افتاد واگر دست بکشد چه سرنوشتی متوجه افغانستان خواهد شد؟
این پرسش وقتی پاسخ می یابد که عمده ترین چالش فراروی حکومت مورد تحلیل قرار گیردوبا نگاهی به آن چالش ها است که می توان آینده به اینده گمان برد که چگونه خواهد شد. دریک تقسیم بندی می توان بیان داشت که حکومت افغانستان با دو چالش عمده مواجه است که هر کدام دارای مواد وپارامتر هایی است. اولین چالش، وجود خود حکومت است . با توجه به سیاست های امریکا در قبال حکومت افغانستان ورابطه لرزانی که وجوددارد، حکومت افغانستان وشخص کرزی می پندارد با داشتن چنین رابطه ای وبا پیروزی مجدد اوباما، شانسی برای انتخابات سال 2014 نخواهد د اشت؛ زیرا مقام های کاخ سفید از کسی که مورد تائید حکومت آقای کرزی باشد پشتیبانی نخواهد کرد. این که اقای کرزی مخالف حضور خارجی ها در کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی است بدین منظور است که بدون حضور ناظران بین المللی انتخابات را به نفع خود مصادره کند وکسی را بر قدرت بنشاند که مورد تائید او باشد؛ بنابراین ماندگاری اقای اوباما در کاخ سفید خوش آیند حکومت اقای کرزی نیست و ماندن او یا طرفدار او درراس قدرت دشوار شده است . پیش بینی هایی که صورت می گیرد انست که بعد ازاین مواضع اقای کرزی نسبت به حکومت امریکا زننده تر وتند ترخواهد شدواتهام های بیشتری را به آن کشور وارد خواهد کرد. دومین وعمده ترین چالش افغانستان ایجاد امنیت در کشور است . آیا افغانستان قادر است که بدون حضور موثر نیرو های بین المللی به ویژه امریکا امنیت خودرا تامین کند؟ به رغم ادعاهایی که صورت می گیرد ایجاد ثبات وامنیت در کشور با چالش های عمده ای مواجه است واین چالش بدون حضور قدرت های بزرگ قابل حل نیست . گرچه همسایگان افغانستان اظهار تمایل می کنند که در صورت خروج نیرو های بین المللی در ایجاد ثبات افغانستان همکاری خواهند کرد اما پرسش انست که ایا این توانایی برای همسایگان افغانستان وجوددارد یاخیر ؛زیرا ایجاد امنیت در افغانستان نیازمند هزینه های هنگفت ازیک سوی وتعهد دوام داراز سوی دیگر است. به نظر می رسد که همسایگان افغانستان فاقد این توانمندی وتعهد است لذا افغانستان باید رابطه خود با ایالات متحده امریکارا حفظ کند واز بار انتقاد های خود بکاهد ودر کمند وعده هایی قرار نگیرد که هیچ پشتوانه ای برآن متصور نیست.با آن که ایالات متحده امریکا در افغانستان حضور دارد وپاکستان تحت شدید ترین فشار های مالی وسیاسی آن کشور قرار دارد دیده می شود که پاکستانی ها دست از شرارت وآدم کشی بر نداشته اند اگر چنانچه رابطه افغانستان وامریکا کم رنگ شود وپاکستانی ها تصور ببرند که بعدازاین دست حکومت افغانستان به جایی بند نیست، بی گمان فشار های پاکستان بر افغانستان شدید تر خواهد شد ونا امنی افزایش خواهد یافت. نتیجه ای که می توان گرفت آنست تا حکومت آقای کرزی بر سر قدرت باشد رابطه نزدیکی میان افغانستان وامریکا به وجود نه خواهد آمد وانتقاد های طرفین از یک دیگر شدید تر خواهد شد.اما این انتقاد ها شانس پیروزی طرفداران اقای کرزی را در انتخابت سال 2014 کاهش خواهد داد وامریکایی ها از کسی پشتیبانی خواهند کرد که توانی برای ایجاد تحول ودستی برای کاهش فساد داشته باشند؛ زیرا بدون به وجود آمدن اراده ای قوی برای مهار فساد تلاش های آن کشور نیزبه ناکامی منجر خواهد شد وسرمایه های آن هدر خواهد رفت.