خروج نیرو های بین المللی...
سال 2014 نزدیک است . دراین سال نیرو های بین المللی خاک افغانستان را ترک خواهند کرد. گرچه گفته می شود که برخی کشور ها زودتر ازاین رخت سفر خواهند بست وبه سوی دیارخود رهسپار خواهند شد. سخن بر سر اینست که نیرو های بین المللی در حالی افغانستان را ترک خواهند کرد که امیدی به ادامه وضعیت موجود دیده نمی شود.چندهفته پیش بود که گروه بین المللی بحران، تحلیلی را ارایه داد که درآن از سقوط حکومت افغانستان بعد از سال 2014 سخن رفته بود. گرچه داده های اطلاعاتی آن گروه هنوز مورد تحلیل وتجزیه قرار نگرفته است. اما زمانی که این گونه پیش بینی برروی آنتن های رسا نه ها قرار می گیردخواسته یا نا خواسته پرسش ها واکنش هایی را بر می انگیزد. پرسش ها ازاین قرار است که حکومت افغانستن دراین سالهایی که نیرو های بین المللی حضور داشته مشغول چه کار بوده که حتا نتوانسته است آمادگی نسبی برای دفاع از کشور داشته باشد؟ این واکنش ها از چند سوی قابل تحلیل است . ازیک سوکشور های منطقه در تلاش افتاده اند که بیرون رفتن نیرو های خارجی از افغانستان را فرصت جدیدی برای خود به وجود آورند و زمینه اتیلاف واتفاق منطقه ی جدید ی را به وجود آورند . برخی گزارش ها حاکی است که سران روسیه تدابیری اندیشیده اند که بعد از خروج نیرو های خارجی ازافغانستان دست به ایجاد ایتلاف بزرگ منطقه ای بزننند. به نظر می رسد که ایتلافی که ازآن نام برده می شود با دو انگیزه صورت خواهد گرفت. نخست این که کوشش می شود که راه نفوذ طالبان والقاعده در کشور های عضو ایتلاف سد شود؛دراین صورت ایتلاف شکل تدافعی خواهد داشت وکوشش صورت خواهد گرفت تا اعضای ایتلاف منطقه ای از شرطالبان مصئون باشند. انگیزه دوم احراز نقش فعالتر روسیه در عرصه ی بین المللی وهمراه کردن برخی کشور های منطقه با خود است . تحولات خاورمیانه وخیزش های مردمی دراین کشورها باعث شده است که مناسبات جدیدی ایجاد شود، روسیه می خواهد دراین مناسبات جدید نقش جدی تری داشته باشد. داشتن نقش پررنگ آنست که برخی کشور های عمده خاورمیانه را با خود همراه کند دراین صورت فشار بیشتری بر کشور های غربی وارد خواهد آورد ومنافع کلان تری را نصیب خواهند شد. بیرون بردن پاکستان وافغانستان از همراهی با کشور های غربی یکی از اهداف مهم روس ها ازایجاد این گونه ایتلاف ها خواهد بود.حال این گونه ایتلاف ها می تواند خطر نفوذ تروریزم در منطقه از جمله کشور های هم پیمان با روس هاراکاهش دهد خود پرسشی است پاسخی نمی توان یافت . پاکستان در حالی عضو این ایتلاف خواهد بود که ساز مان های تروریبستی درخاک این کشور حضور ونفوذ دارندوساز مان استخبارات آن کشور ازانها حمایت می کند. تردید جدی وجود دارد که پیوستن پاکستان با ایتلاف روس ها استخبارات آن کشوررا مجاب کند که دست از حمایت تروریزم بردارد. بحران سوریه موضع گیری های روسیه وچین از یک سو ومواضع کشورهای اعضای ناتووبرخی کشورهای هم پیما ن امریکا در خاورمیانه از سوی دیگر باعث شده است قدرت های جدیدی ظهور کنند. وایتلافی که روس ها ازان سخن می گویند بی تردید که در منطقه خلاصه نخواهد شد پیآمد های مثبت ومنفی ان خاور میانه را در بر خواهد گرفت. اما سخن اصلی آنست که حکومت افغانستان دراین میان چه موضعی خواهد داشت وبه کدام سوی تمایل خواهد یافت؟ افغانستان که در محراق این تحولات قرار دارد واین گونه ایتلاف هابه بهانه دفاع از افغانستان شکل می گیرد، آیا افغانستان به صورت منفعل وتماشاگر این صحنه ها خواهد بود یا آن که به عنوان یک عنصر فعال وارد بازی های سیاسی- منطقه ای خواهد شد؟
به نظر می رسد حکومت افغانستان با امضای قرار اد های استراتژیکی که با کشور های جهان بسته است نمی تواند وارد اتیلافی شود که عملابر خلاف مواضع ودید گاه های آن کشور ها است . اگر بخواهد به امضای پیمانها متعهد بماند وهم منافع خودرا در منطقه حفظ کند وهم تعامل مثبت با همسایگان داشته باشد اولین گام آنست دید گاه پاکستان در قبال افغانستان را بداند اگرپاکستان خواهان به رسمیت شناختن خط مرزی دیورند است باید حکومت افغانستات تلاش کند این مشکل را ازراه های مسالمت جویانه حل وفصل کند. اگرمعضل خط دیورند حل نشود بدون شک که ایتلاف منطقه ی به ضرر افغانستان خواهد بود زیرا پاکستان عضو آن ایتلاف است وکوشش خواهد کرد که مواضع ودید گاه های ایتلاف برضد افغانستان به کا گرفته شود. دراین صورت تنها معضل افغانستان حل نخواهد شد بلکه مشکلاتی بیشتری را متوجه افغانستان خواهد کرد. از سوی دیگربر حکومت است که اهداف استژیک خودرا فدای مصلحت های زود گذر نکند. مواضع ودید گاه های آقای کرزی همواره بدون عقلانیت سیاسی بوده دراین اواخیر متاسفانه بیشتر شده است. خرد سیایی ایجاب می کند که سیاست مداران کشور با تدبیر بیشتر برخورد کنند این که آقای کرزی اعلام می کند که ما اسلحه ثقیل خودرا از کشور های دیگر ی همانند روسیه خریداری می کنیم همه می دانند که این گونه سخن گفتن بیش ازان که به واقعیت نزدیک باشد یک بلوف سیاسیبیش نیست. مردم امید دارند که سران حکومت این گونه سبک سرانه وبی ضابطه سخن نگویند. منافع مردم افغانستا دردراز مدت اولین ومهم ترین عنصری است که باید در سخن وعمل حکومت گران مد نظر قرار گیرد.
به هرروی کشور های غربی دیر یا زود افغانستان را ترک خواهند کرد. این در حالی است که افغانستان با بسیاری از اعضای ناتو قرارد اد استراتژیک بسته است واین قرار اد ها تعهداتی نیز به وجود آورده است. حکومت افغانستان باید میان تعهدات بین المللی وایتلاف های منطقه ای که به وجود خواهد آمد چنان پل بزندکه منافع ملی حفظ شود. حال این منافع چگونه حفظ می شود نیازمند آنست که حکومت کمی فراختر بیاندیشد.موضع گیری تحت تاثیر القائات تیم خاصی که ازدرایت سیاسی برخوردار نیستند قرار نگیرد.