گروه بین المللی بحران وبحران درارکان حکومت
گروه بین المللی بحران، پیش بینی کرده است که حکومت افغانستان بعد از سال 2014 سقوط خواهد کرد .طالبان یک بار دیگر بر افغانستان سیطره خواهد یافت. حال این گونه پیش بینی ها بر چه پایه ی استواراست ومبانی تحلیل آین گروه از کجا گرفته شده،داده هایی اطلاعاتی ای که این تحلیل برآن بنایافته است از استحکام لازم ی برخوردا است یا نه؛ هنوز آشکار نیست اما قبل ازآن که پایه تکون وشکل گیری این تحلیل بیان شود واکنش هایی را بر انگیخته است. هم سخن گویان حکومت افغانستان بدان واکنش نشان دادند وهم برخی نمایندگان مردم از مجلس نمایندگان بدان پاسخ گفتند. اما همان گونه که مبانی تحلیل های گروه بین المللی بحران را نمی توان صد درصد تائید کرد، واکنش های حکومت ونمایندگان مردم نیز دارای مبنای منطقی واستواری نبوده است. هردو گروه مدافع به آرزو های درونی خود پناه بردند و وسیزده سال گذشته را در نظر آوردند که جامعه جهانی با زحماتی که کشیده است نمی گذارند که افغانستان دردام تروریستان سقوط کند.یا آن که تحولات مهمی در بسیاری از عرصه هااتفاق شده است؛ بنابراین غیرممکن است که افغانستان به گذشته بر گردد. این گونه گفته ها آرزو هایی است که از سوی حکومت ابراز شده است که هیچ کدام دارای استدلال محکم واستواری نیست چنانکه بتواند مبانی تحلیل این گروه بین المللی رافاقد اعتبار سازد. اگر این تحلیل اززوایه دیگر نگریسته شوو این پیش فرض مورد قبول همه طرف ها قرار گیردکه.پایه های استدلال گروه بین المللی رادارای استحکام لازم بدانند؛ دراین صورت چه باید کرد؟
این گونه پیش بینی ها چه دارای مبانی استدلالی قوی ومحکم باشد وچی باشد به هرروی می تواند حاوی وحامل دوپیام به دو مرجع باشد. اولین مرجع آن به نهاد های بین المللی حاضر در افغانستان است که با هزینه های هنگفتی درده - یازده سال گذشته در افغانستان حضورداشتند وبه رغم هزینه های سنگینی که تحمل کردند ؛نتوانستند اطمینانی خاطری ایجاد کنندوتضمینی برای اینده افغانستان بعد از سال 2014 به وجود بیاورند. این تحلیل در حقیقت تاکید بر این امر است که جامعه جهانی نتوانسته است کلیدگشایش ضعف خودرا بشناسد ودرراه رفع ان تلاش ورزد. حال آن کاستی ها چیست وآن نقطه ضعف ها کجا است، بر نهاد های بین المللی است که دقیق بیندیشند ،نقطه های ضعف خودرا دریابند وبرای رفع ودفع آن تلاش ورزند . پیام دیگر متوجه حکومت افغانستان است حکومت افغانستان می تواند رویکرئ متفاوت در پیش گیرد یا همانند گذشته این گونه تحلیل هارا به هیچ انگارد ودر یک توهم استغنا غرق باشد وبا یک انشالله گفتن کار راخاتمه یافته تلقی کند وتحلیل سخن گویان خویش را راست بپندارد وبراین پندار خود دل خوش باشد. یا آنست که این تحلیل هارا کمی جدی تلقی کند واین گونه بیندیشد که ممکن است این تحلیل ها درست باشد وحکومت افغانستان ممکن است سقوط کند ؛دراین صورت بر حکومت است که راهکار های پیش گیری از سقوط را بررسی کند.عواملی که می تواند حکومت را به سقوط مواجه کند چیست ودر مواجهه با آن عوامل چه باید کرد؟ البته این تنها افغانستان نیست که با این گونه پیش بینی ها مواجه بوده است. تاریخ بشر هموراه با ین گونه پیش بینی شده دست وپنجه نرم کرده اند اما تدبیر هایی که به کار گرفته اند و توانسته اند از حدوث ووقوع آن پیش بینی پیش گیری کند. زمانی مارکس پیش بینی کرده بود که حکومت ها ی سرمایه داری اروپای غربی به حکم جبر تاریخ سقوط خواهند کرد وحکومت کار گری بر ویرانه های سرمایه داری بر پای خواهد شد. حکومت های اروپایی این پیش بینی را جدی گر فتند وبرای جلو گیری از تحقق آن تلاش مضاعف به خرج دادند. کار شناسان ونخبگان اجتماعی وسیاسی گرد هم آمدند وتدابیری را اتخاذ کردند که نه تنها پیش بینی ها جامه ی واقعیت نپوشید که حتا جوامع غربی دچار اشفتگی والتهاب انقلابی نیز نشد. یعنی اروپایی ها کاری صورت دادند که انقلاب از ذهن کار گران رخت بر بست. در دهه اخیر قرن بیست نیز آقای هانتینگتون برخورد تمدن هارا مطرح کرد ،بسیاری از عقلای فرهنگی آن دید را جدید گرفتند وگرد هم نشستند، روی این نظریه کار کردند تا زمینه های جلوگیری از تحقق این نظر را مانع شوند. دید گاه های مختلفی مورد تحلیل قرار گرفت وبدین نتیجه دست یافتند که تمدن خالصی یافت نمی شود که برخورد تمدن ها امکان پذیرباشد. آنچه اقای هانتینگتون گفته است ایجاد یک دشمن فرضی برای غرب به ویژه برای ایالات متحده امریکا است که بتواند انسجام درونی آن کشوررا حفظ کند. به هر حال مسئولان حکومتی افغنستان نیز اگر چنین تحلیلی را جدی بگیرند وبرای به واقعیت نه پیوستن آن تلاش ورزند، بی گمان راه های جلو گیری وجوددارد. ممکن است عوامل سقوط به بیرونی ودرونی تقسیم شود. این دو عامل باید توسط کار شناسان وآگاهان امور مورد تحلیل قرار گیرد راه پیش گیری ازان مورد توجه واقع شود هم چنان عوامل داخلی کار شناسانه تحلیل شود، با نخبگان سیاسی در میان گذشتاته شود، دید گاه های مختلف مورد ارزیابی قرار داده شود لازمه این کار آنست که حکومت از لاکی که خودرا دران محدود ومحصور کرده است یبیرون بیاید وجهان را با عینک شفافتر بنگرد. دنیا دقیقا آنچه نیست که تیم ارگ آقای کرزی می بینند . از میزان دشمن تراشی ها کاسته شود، وهم چنان ساز وکار مشارکت همه مردم در انتخابات اینده فراهم گردد وکوشش صورت گیرد که انتخابات اینده با سازو کار مناسب ودرخوربه انجام پذیرد وهرفردی خودرا درآن آئینه به نیکی بنگرندو این ها حد اقل ها یی است که می توان حکومت را از سقوط نجات دهد ومردم را از دلهره واضطراب برهاند.