Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

     به نظر می ر سد که تحلیل گروه بین المللی بحران خواب از چشمان حکومت گران افغانستان ربوده وآنان را به تب وتلاش واداشته است تا این تحلیل هارا فاقد وجاهت منطقی وبنای استدلالی محکم بدانند.وبراین نقطه تاکید بگذارند که چنین چیزی غیر ممکن است وافغانستان راهی را که پیموده است دوباره بر نخواهد گشت. اما این نگاه حکومت گران بیش ازان که مبتنی بر واقعیت ها باشد به نحوی دل خوش داشتن وفرافگنی است  که می کوشند همانند کبک سر زیر برف بی خبری پنهان دارند وچنین وانمود کنند که چالشی که افغانستان را به سسوی قهقرا ببرد وجود ندارد. این گونه تحلیل کردن ومشکلات کشوررا ننگریستن ودر توهم به سر بردن هیچ مشکلی را حل نمی کند که چه بسا مشکلات را بیشتر کند وافغانستان روز تا روز در منجلاب بیشتری در غلطد،بنابراین حکومت افغانستان به جای فرافگنی وخودرا در اوهام خود غرق کردن بهتر است برای یک بار هم که شده است لحافی که از نادانی برسر  خود کشیده است کنار بزند ودنیای واقعی را آن گونه که است بنگرد. گرچه دیدن واقعیت ها تلخ است اما باید تا خانه ویران نشده است شکاف هارا دید وبرای آن چاره سازی کرد.

   بی گمان نادانی ویا به نادانی زدن  درد خطر ناکی است بی توجهی به آن می تواند هم خانه را ویران کند هم صاحب خانه را در عزا بنشاند لذا برحکومت است که تحلیل های گروه بین المللی بحران را جدی بگیرد وراه مقابله با آن را مورد توجه قر ار دهد. حال راه جلوگیری ازاین فروپاشی کشور ودر غلطیدن آن به دامن تروریزم چی است ؛ممکن است حکومت دید گاه متفاوت داشته باشد. اما به دید نگارنده مطمئین ترین وکم هزینه ترین راه برای استحکام نظام سیاسی وجلو گیری از فروپاشی  این رژیم تکیه بر مردم است. همین مردمی که متاسفانه تا هنوز جدی  گرفته نشده است نه نسبت به معیشت آن ها فکری صورت گرفته است ونه خواسته های بلند تر آن مورد توجه حاکمان کشور بوده است. باید دانست اگر سیاست مدارانی دراین کشور رشد  کرده اند، اگر قهرمانانی سر برآورده اند ،همه به لطف این مردم بوده. این مردم هستند که رهبرانی وجوددارند وهمین مردم هستند که قهرمانانی را دردامان خود پرورده اندلذا این مردم باید جدی گرفته شود. جدی گرفتن مردم به معنای درست وصمیمانه سخن گفتن با مردم است؛ این که رازی را که مربوط به مردم است باید صادقانه با مردم در میان گاذشت وازانها کمک خواست. این که در موقع ضرورت به خدمت مردم باید شتافت.به یک کلام مردم را باید جدی گرفت.وقتی نیرو های پاکستان ازان طرف مرزبراین مردم گلوله می ریزد حکومت اقای کرزی به جای آن که راه حلی بیابد می گوید که هرگزوهیچ وقت راکت پراگنی پاکستان را با راکت پاسخ نخواهد گفت. مبنای استدلال چیست آ قای کرزی دوست ندارد که آدم بی گناهی دران سوی مرز کشته شود . هیچ کس در افغانستان دوست ندارند که بی گناهی درآن سوی مرز جان خودرا ازدست بدهد ؛اما مردم این سوی مرز چه گناهی مرتکب شده اند که با آتش کینه پاکستانی ها بسوزند وتاواگزیده ترین راهی که باعث می شود حکومت پشتوانه ی مردم را با خود داشته باشد؛ احترام به رای مردم است. گفته شده است که وضعیت افغانستان بعد از سال 2014 اشفته خواهد شد  این در حالی است که افغانستان انتخابات سال 2014ریاست جمهوری را از سر می گذارانند ورئیس جمهور جدید بر اریکه قدرت می نشیند. اگر حکومت افغانستان وشخص رئیس جمهور کرزی از اینده افغانستان دلهره دارد ونمی خواهد که تحلیل های خارجی ها به واقعیت بپیوند باید سازو کار بر گزاری یک انتخابات ازاد ،دموکراتیک را  ف راهم آورد وتلاش ورزدکه رای مردم مورد احترام  قرار گیرد ومردم خودرا شریک حکومت بدانند.. درآن صورت همراه وهمگام با حکومت خواهند بود وازاین نظام پاسداری خواهند کرد ؛زیرا  احترام به رای مردم به معنای نیکو داشت از حق مردم است. مردم همان گونه که نیاز به نان دارند ومی خواهند گرسنه نباشند؛ به همان میزان خواستار احترام از سوی حکومت هستند. اما متاسفانه تاهنوز این گونه نبوده است ،هربار به نحوی رای مردم نادیده انگاشته شده است یا بانگاه ابزاری به مردم نگریسته شده است و حضور مردم ، نیازمندی های مردم،وحق مردم به عنوان یک شهروند هیچ گاه جدی گرفته نشده است.  یک نورم وقاعده ای است که همه بران تاکید کرده اند که هررژیم سیاسی ای که توانسته است دید گاه اکثریت مردم را با خود همراه کند آن نظام هرگز شکست نخورده است. حکومت افغانستان شاید خودرا به وعده های ساز مان ملل متحد دل خوش داردواین گونه بپندارد که بعد ازال 2014 نیر ساز مان ملل متحد حکومت را تنها نخواهد گذاشت؛ اما باید توجه کرد که آنچه ثبات سیاسی ودوام حکومت را تضمین می کند؛ تضمین ساز مان ملل محد نیست بلکه حضورلایزال این مردم است که می تواندپشتوانه ستبری برای حکومت باشد. لازمه ای این کار همان گونه که تذکر رفت اطمینان خاطر سپردن به مردم است که رای شان در انتخابات مد نظر قرار می گیرد وبر خلاف رای آنها کسی بر مسند قدرت نمی نشیند.پیش فرض های این روند آنست که حکومت در ساختن نهاد های مرتبط به انتخابات کوشش کند تا دید گاه های سایر گروه های سیاسی را لحاظ کند.و این امر ناشدنی نیست در صورتی که حکومت عینک توهم را از چشم خود  بردارد ونیاز مندی های مردم که همانا ااعتنا به آنها وابتنا به رای آنها است را مد نظر قرار دهد.