انتحار؛ اولین گام یا آخرین منزل؟
. بهت وحیرت دو جهت داشت. اول این که این اولین حمله انتحاری بودکه از سوی حزب اسلامی صورت گرفت که در کار نامه آن حزب چندان سابقه نداشت. مردم این پرسش را مطرح می کردند که چرا حزب اسلامی دست به انتحار برده است؟
حیرت دیگر ازاین جهت بود که وقتی فردی دریک گوشه دنیا جنایت می کند ؛چگونه ایمان ووجدان آدمی اجازه می دهد که به تلافی آن جنایت افرادی را به قتل برساند که هیچ نسبتی به آن جنایت نداشته است . هر گاه این افراد خارجی هم باشد از کجا این مجوز را می توان یافت که دستور قتل کسانی را صادر کرده باشد که ربطی به ان جنایت نداشته است. اگر چنانچه حکومت امریکا چنین جنایتی مرتکب شده باشد باز هم هیچ مجوزی نمی یافت که شهروندان آن کشور به جای دیگر به جرم دیگران به قتل برسد. در حالی که در هفته گذشته رسول سیاف صریح وآشکار اعلام کرد وبر ملاامامان مساجد ومولوی ها بانگ زد که آنها شرعا نباید بر انتحار کنند گان نماز گزارند؛که آنها سزوار نماز نیستند. این فتوا بدین معنا است که عمل انتحاری هیچ ربطی به اسلام ومسلمانی ندارد. این در حالی است که قبل ازاین نیز عالمان دین بار ها عمل انتحاری را نکوهش کرده اندوآن را خلاف آموزه های اسلام دانسته اند.حیرت دیگر از سوی برخی تحلیل گران ومدافعان حقوق زن ابراز گردید که این حزب در تاریخ خود هیچگاه به مقام زن ارج واحترام ننهاده است واینک که دست به انتحار برده است از احساسات زنانه ی زنان سود برده وآنهارا به کام مرگ می فرستد! اما پرسش هایی که در میان تحلیل گران ایجاد شده آنست که چرا آ قای حکمت بعد از سال ها چرا اینک راه انتحاررا درپیش گرفته است؟
برخی گمانه هایی که مطرح شده است متذکر می شویم وداوری را به خوانند گان می نهیم تا خود بیندشیند وداوری این پاسخ ها بنشینند . اولین گمانه انست که ممکن است اقای حکمتیار از روند هایی سیاسی نا امید گشته وحالا تصور می برد که جز خشونت های از نوع طالبانی راه به جایی نخواهد برد؛ بنابراین دست به انتحار برده است تا بتواند ازاین طریق به امتیاز های سیاسی دست پیدا کند؛ زیرا در دوسه سال اخیر هیئات هایی از سوی حزب اسلامی به کابل دررفت و آمد بودند ومذاکراتی مفصلی با حکومت افغانستان داشتند اقای کرزی در برخی وقت ها بسیار اظهار خوش بینی کرده بود که مذاکره با آن حزب می تواند به نتایج قابل قبولی دست پیدا کند. حد اقل بخشی از مخالفان مسلح به حکومت بپیونند وبار مبارزه با مخالفان مسلح سبک تر شود. ولیکن آن گونه که آشکار شده است اقای حکمت یاربرخلاف حکومت افغانستان مذاکره با حکومت را به نفع خود ندانسته ودست به انتحار برده است تا ازاین راه بتواند به منافع سیاسی دست پیدا کند.
گمانه دیگری آنست که غرض از در پیش گرفتن انتحارتوسط آقای حکمت یار، آنست که حزب اسلامی در مذاکرات صلح با حکومت ایالات متحده امریکا نتوانسته است جایگاه مناسب خودرا احراز کند وهر قدربر طبل صلح با طالبان بیشتر کوبیده می شود حزب اسلامی بیشتر حاشیه قرار می گیرد ودور تر می شود وحتا هیچ جناحی روی حزب اسلامی حساب باز نمی کند؛ بنابراین حزب اسلامی خواسته است ازاین طریق خودرا نشان دهد وبه دنیا بفهماند که آن حزب هم توان انتحاری دارد ودر روند صلحی که در پیش گرفته شده است سهم آن حزب نیز باید مد نظر قرار داده شود؛لهذا اقای حکمت یار با انتحار هفته گذشته، خواسته است نشان دهد که هم نسبت به اسلام وپیامبر اسلام سخت حساسیت داردو بر نمی تابد که به ساحت آن پیامبر هتکی صورت گیرد! وهم به غربی ها نشان داده است که آن حزب هنوز زنده است ودر استانه بیرون شدن نیرو های غرب از افغانستان نباید سهم آن حزب در معاملات سیاسی فراموش گردد.
گزینه وگمانه سومی که مطر ح می شود با عطف توجه به وضعیت پاکستان است. در ما های اخیر تحرک های جدیدی اغاز شده است مبنی براین که باید حکومت پاکستان فشار های خود ازروی طالبان را بردارد تا آنان آزادانه با حکومت افغانستان وارد تعامل شوند ودر نتیجه به روند صلح پیشنهادی حکومت افغانستان بپیوندند؛ اما حکومت وبه ویژه سازمان استخبارات پاکستان تلاش کرده است تا طالبان متمایل به صلح رااز نزدیک شدن به حکومت افغانستان باز دارد وبرخی را به قتل برساند وبرخی هم مانند ملا برادررا در زندان های آن کشورنگاهدارد تا دست حکومت افغانستان به آنها نرسد.. حال این گمان در نزد استخبارات پاکستان ایجاد شده است که اگر اراده ای برای طالبان ایجاد شده باشد؛خواهی نخواهی راهی پیدا خواهند کردوبه این جرگه خواهند پیوست،ممکن است چند روزی محدودیت وموانعی از سوی پاکستان به وجود اید اما سرانجام فشار های بین المللی بر پاکستان باعث خواهد شد که دست از دخالت بردارد وروند صلح با طالبان را بر خلاف میل واراده خود بپذیرد ؛درآن صورت طالبان با حکومت افغانستان صلح خواهند کرد وپاکستان سهم وبهره ای از حمایت های چند ساله ی خود ازآن گروه به دست نخواهند آورد. ازاین جهت است که اینک پاکستان مهره قدیمی خودرا دوباره درصحنه آورده ومی خواهد این بار با کارت حکمت یار بازی کند. بنابراین اولین حمله انتحاری از سوی حکمت یار حاوی این پیام است که در صورت جمع شدن بساط طالبان وپیوستن آن گروه به جرگه صلح حکومت افغانستان، کارت هایی دیگری نیز دردست پاکستان قرار دارد که در غیبت طالبان ازانها سود خواهد برد وبه امتیاز های خود دست خواهند یافت. مجموع این گمانه ها به معنای آنست که پاکستان دست از سر این مردم بر نخواهند داشت وخواهان امتیاز هایی است که هر گز تعریف نکرده است . حال بر حکومت افغانستان است که با خواسته های گنگ حکومت پاکستان همانند گذشته به پیش رود یا آن که تمهیداتی در نظر گیرد که خواسته های پاکستان به صورت شفاف مطرح شود تا دانسته شود که پاکستان با این همه خشونت ورزی ودرنده خویی به دنبال چه چیزی است.؟اما اگر این اولین انتحار به ابتکار آن حزب صورت گرفته باشد ؛این پرسش مطرح می گرددکه انتحار برای آقای حکمت یاراولین گام است وبعد ازاین این روش دنبال خواهد شد یا آن که انتحار ازروی استیصال ودر ماندگی استبدین معنا است که مذاکرات سیاسی به جایی نرسیده واواینک با کشتن مردم می خواهد آخرین درماندگی واستیصال خودرا به نمایش بگذارد؟