مدرنيته ي غربي با گفتمان هاي مدرن چون چون دموكراسي ،جمعه ي مدني پارلمان و ...... شناخته مي شود .

اين گفتما نها  ها به بركت گسترش رسانه هاي جمعي و اختراع راديو ، تلويزيون مقبوليت جهاني يافته اند  ، اما به صحنه آمدن اينترنت ، ماهواره و غيره وسائل مدرن  این گفتمان های هارابه صورت جدي تر و همه جانبه تر در دنيا مطرح مرح کرده استِ با توجه به اينكه گرانيگاه  يا مركزثقل اين وسايل مدرن ،غرب بود گمان بر اين بود كه به تدريج فرهنگ ، منش ها و روش هاي غربي در جهان بسط يابدُ گرچه فرهنگ غربي در جغرافياي   وسيعي كشورهاي شرقي و جهان سومي رونق و رواج يافته ، وآسيب هاي جدي را بر فرهنگ بومي آن كشور ها وار د كرده است  موسيقي غربي ، رقص غربي ، به جاي هنرهاي  سنتي جهان سوم  نشسته است  برخي  این کشورهادانسته وازروي آگاهي پذيرفته اندِِ ِاما برخي نا خود آگاه به دام آن افتاده اندُُچنانچه موسيقي دان هندي از افول موسيقي سنتي  هندي سخن مي گفت و او باور داشت كه موسيقي هندي در سراشيبي افول قرار گرفته است ، وجاي خودرا به موسيقي غربي داده است حتا وسايل وابزار هاي موسيقیُ كه روز گاري ساخته ي دست هند ي ها بود تغير كرده است ؛ برخي ها نيز اين غربي  شدن را يك فرايند برگشت ناپذيرمي دانستند و مي دانند باور اين طيف  آنست كه تاريخ مسير خطي دارد جامعه ي شرقي نيز براي آنكه به تمدن غربي دست يابد بايد از همين خط سير عبور كند ، شكست اتحاد شوروي اين گمان را بيشتر تقويت كرد و بر نظريه ي دانشمند آمريكايي فوكو ياما ، مهر تاييد گذاشت ، گرچه  در گوشه و كنار جهان به سوي  اتفاق فتاد وليكن باور برآن بود كه آنچه اتفا قافتاده استثنا ست  ونمي توان بر اثتثنا ها تكيه كرد زيرا قعدع برآنست كه جهان به سوي سكولاريزم به پيش خواهدرفت وجهان را فهنگ غربي تسخير خواهد كرد  اما از آنجا كه نظام رسانه ي جهان  اكثرا در اختيار ، قدرت هاي غربي است و به هر سو مي تواند مي چرخاند غالب گما نها نيز اين بود كه اين روند بر گشت ناپذير خواهد بود ؛ اما بر خلاف تصور ، در جهان سوم اتفاق هاي تازه اي شكل گرفت كه گر چه در يك روند دموكراتيك و دور از خشونت بوجود آمد  وليكن فرهنگ  ئآموزه هاي غربي را با چالش هاي عمده ي مواجه ساخت اين چالش بدو صورت متفاوت واز دئ منظر متفاوت شكل گرفت نخست ظهور افراطيت مذهبي بود كه به صورت سازمان هاي تروريستي عرض وجود كرد كه در واقع خود غربيها حامي وپشتيبان ان بود ،چون داراي داراي پايه هاي مردمي نيستند باور بر آن است كه عمر آن كوتاه خواهد بود ؛ اماغ دجر يان دومي كه در جهان پديد آمده است هم ريشه هاي مردمي دارد وهم ازراه غير خشونت آميز ظهور كرده است ومي توانند به عنوان يك الگوبراي جهان سوم خصوصا براي جهان اسلام باشد.

تركيه نمونه ي روشن از شكل دوم  اين فرايند است  اين فراين وقتي شكل مي گيرد كه در حدود صدسال از تبليغات دامنه دار وپر هياهوي تر كهاي جوان گذشته است         اگر فرايند غر بي شدن يك فراين ئموفق بود  شايد بازگشت به سنت دهاي ديني هيچ كاه در تركيه بجود نمي آمد و تركيه  با يد سيكو لارتر از بسياري از كشور  هاي ديگر بود ، اما علي رغم اين فشارها و ترويج و تبليغ فرهنگ غربي ، اكثريت مردم تركيه به سوي فرهنگ دولتي تمايل نشان ندادند ، كساني كه تركيه را ديده اند و شاهد حضور گسترده ي امردم تركيه  در مساجد واماكن مذ هبي بوده اند .

پافشاري وابرام  زنان ترك در پوشيدن حجاب در حقيقت بازتابي از شرايط دروني و گرايش هاي ديني مردم تركيه است ، اين فرايند هويت يابي به صورتي شكل گرفت كه رسانه ي جمعي  از آن  تبليغ نكرد ه است، انتخابات پارلماني ازاد باعث گرديد كه احزاب اسلامي معتدل و ميانه رو در انتخابات شركت جويند و اكثريت پارلمان را از آن خود كنند.

 در حدود كم تر از دو دهه ي كه احزاب اسلامي در عرصه ي انتخابات حضور يافته اند تا امروز با افت و خيز و پيروزي ها شكست هاي مواجه بوده اند اما ويژگي بسيار مهم و مثبت آن احزاب آن بود كه هيچ گاه براي دست يابي به قدرت ، به خشونت روي نياورده اند و هم از فعاليت سياسي و از اهدافي كه داشتند بازنماندند ، با تعطيلي يك جزب ، حزب ديگري با نام ديگر و با اهداف قديم دوباره شكل گرفت؛ حزب عدالت و توسعه كه امروز نهادهاي مهم سياسي رادر دست گرفته است با تلاش و جهد مسئولان آن در يك فرايند دموكراتيك به اين مقام ها رسيده اند و اين حركت يك گام بسيار مهم و اساسي در راه بسط دموكراسي و آشتي دادن دين و دموكراسي است،از نگاه تيو ري نظريه ي مختلفي در ارتباط دين و دموكراسي وجود دارد وليكن آنچه در تركيه اتفاق افتاده است . تلفيق و همنشيني دين و دموكراسي است و اين تجلي مبارك و ميموني است در هفته ي اخير خبر هايي  انتشار يافته است  مبني براين كه: مقامات قضايي آن كشور خواهان انحلال حزبعدالت و توسعه شده اند اما تصور نمي شود كه اين دستورهاي غير دموكراتيك عملي شود ، اگر اين دستورها عملي شود بيانگر آنست كه اينك سكولاريزم با همه تبليغات در حال انفعال قرار گرفته است ، راه مقابله با دين گرايي را خشونت ورزي و زور مي داند ، البته آنچه در تركيه اتفاق مي افتد ، انست كه مقابله بر عليه دولتي صورت مي گيرد،كه توسط آراي مردم بر قدرت تكيه زده اند ، وگرنه به گفته ي بسياري از كارشناسان سكولاريزم غربي در خود غرب نيز دچار چالش فراواني شده اند به هر حال پيروزي اسلام گراها در تركيه ، عكس العمل حكومت هاي غربي در برابر هويت يابي ديني مسلمانان آن كشورها كه در سخنان رئيس جمهور سابق فرانسه و توني بلر نخست وزير انگليس نمود يافته است بيانگر آنست كه غربي ها به تدريج درمواضع تدافعي قرار مي گيرند و براي حفظ ارزش ها ي خود دست به خشونت مي زنند .

اگر روند به همين صورت ادامه يابد ترديدي نيست كه جماعت هاي خشونت ورز به نام دفاع از ارزش هاي غربي بوجود خواهد آمد .