افغانستان بعد از یک قرن استقلال
نزدیک به یک قرن است که مردم افغانستان استقلال سیاسی خودرا به دست اورده اند؛ مردان وزنانی بی شماری دراین راه جان باختند،خون های زیادی درپای درخت استقلال ریخته شد تا این درخت به ثمر نشست ومردم ما در سایه سار آن نشستند. برای گرامی داشت یاد وخاطره شهدای این روز وجنگ های خونینی که برای حصول استقلال کشور ریخته شده است این روز تجلیل می شودویادوخاطره ی شهیدا ن استقلال کشورگرامی داشته می شود؛ اما این تجلیل ها وتکریم ها گاهی چنان پررنگ بوده است که مردم مارا از تحلیل این روزوحوادثی که پشت سر آن قرار داشت باز داشته وهنوز بسیاری از مردم وتحصیل یافتگان ما نمی دانند که بعد از استقلال چه شد که ما سیر نزولی پیمودیم واهداف وآرمان های استقلال خواهان عملی نگردید وافغانستان بعد ازگذشت سال های طولانی هنوز به دوران بلوغ فکری نرسیده؛ مردم ما با داشتن معادنسرشار زیر زمینی هنوزتحولی مهم اقتصادی را شاهد نبوده اند ؛عمده ترین مشکل افغانستان بعد از یک قرن نان است و زدودن فقردر کشور. در عرصه فرهنگ واندیشه نیزسخنی برای گفتن نداریم ؛دانشگاه های ما درتولید اندیشه عقیم اند وحتا اندیشه های وارداتی نیز آن گونه که شایسته وبایسته است تحلیل نمی شود. مهم تر از همه هنوز فرهنگ خشونت ودرنده خویی وبد اخلاقی تولیدرایج وانبوه فرهنگی در کشورما است. ما نودسومین سالگرد استقلال خودرا تجلیل می کنیم که پای دردهه دوم قرن بیست و یک گذاشته ایم اما مردم ما نه از نظر مادی ومعیشتی ازکمترین امکانات زندگی قرن بیست ویک بر خوردار هستند. ونه از نگاه فکری وفرهنگی سخنی برای گفتن دارند. گذشته از همه نا کامی هایی که گریبان گیر مردم ما بوده است مردم ما هنوز به یک نیرو های باز دارنده نیازمند هستند که میان آنها حایل شود تا مانع برخورد فزیکی میان اقوام در کشور گردد.هنوز هویت ملی پیدا نکرده ایم حتا با سوادان وتحصیل یافتگان کشور ما به طبل قومیت می کوبند ، شعار قومی می دهند وعملی قومی می کنند؛ اگر بر مسندی می نشینند به جای آن که به تمام مردم افغانستان اندیشه کنند چشم از گریه خود بر نمی گیرند وشعاه دید شان از خانواده شان فرا نمی رود.این ها وده ها مشکل دیگر است که هر افغان رابه تامل وا می دارد که علت این همه عقب مانی در کشور چه بوده است؟ برای یافتن علت های این همه عقب ماندگی می توان عوامل گونا گونی را شمرد. اما بی تردید یکی از علت های مهمی که کشور مار ابراین حالت رقت بارنگاهداشته است وجود وحضور حکومت های نا کار آمد ، خود کامه وفاسدوفاقد درک درست بوده است. اگر حکوکمتی نتواند نیاز مندی های اساسی کشور ومردم خودرا درک کند برای این نیازمندی ها ورفع موانع سازو کارهایی مناسب آماده کند،بی تردید که روز گاربهتر ازاین نخواهیم داشت. افغانستان بعد ی حدود یک قرن همان مشکلی را دارد که دراین مدت داشت یعنی داشتن یک حکومت مقتدر با دانش ودرک ودارای روحیه ملی وعزمی برای بیرون رفت از بحران های سیاسی واجتماعی.
تجلیل از روز استقلال وشهدای این روز یک وجیبه ملی است اما درس عبرت گرفتن ونگاه به کمبود ها وکاستی هاویافتن علت های ناکامی ،می تواند تجلیل عظیم تر وعزیز تر برای مردم ما باشد. برای مردمی که سال های حرمان وناکامی را پشت گذاشته است وهنوز اسیر چنگال حکومت ناکار امد وفاسد است. می طلبد که هر حادثه تاریخی زمینه های تامل را فراهم اورد.به گذشته خود اندیشه کنیم وبر علت های عقب مانی خود تامل بورزیم وبرای به وجود آوردن یک مدیریت سالم سیاسی تلاش نماییم. یکی از مشخصه های مهم حکومت کنونی افغانستان فساد رشوه ستانی است نباید چنین تصور کرد که این فساد لجام گسخیته و نا امنی های بی مهار بدون حضور مردم افغانستان از میان خواهد رفت وافغانستانبه جزیره رفاه وامنیت تبدیل خواهد شد. مردم افغانستان در صد سال گذشته در برابر استقلال کشور احساس مسئولیت کردند وتوانستند بزرگترین قدرت زمان خودرا شکست دهند وبه استقلا دست یابند امروز نیز بدون حضور مرم وکمک مردم در تعین سر نوشت خود هیچ گرهی گشوده نخواهد شد.