کار ت های بازی پاکستان دردست امنیت ملی!
حملات منظم انتحاری وقتی افشا و دستگیر می شوند که هنوز حملات راکتی پاکستان راه حلی نیافته است . این ها می تواند دریک هماهنگی وارتباط به هم صورت بگیرد ومی توان گفت که انگیزه های مشترکی میان حملات انتحاری کابل وحملات موشکی پاکستان وجود دارد.واقعیت هم انست که هیچ پدیده ای را نمی توان به یک عامل فرو کاست ویک انگیزه برای ان برشمرد،حوادث همانند یک پازل اند و وقتی در کنار هم قرار می گیرند هدفی رااشکارمی کند. آنچه امروز به چشم می خورد سناریویی است که نویسنده وکار گردان آن پاکستان است. اولین نکته ای در اهداف حملات اخیر به چشم می آید مکان هایی است که قرار بوده حملات در آنجا انجام شود؛ یکی ترور کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور؛ مکان دوم مجلس نمایندگان. این دو مکان چه ذهنیتی را تداعی می کندوچرا این دو مکان از اهمیتی بیشتری برای خشونت ورزان انتحاری برخوردار است؟ کریم خلیلی مبارزه با طالبان رادر کار نامه خود دارد ویکی ازآدم های موثر سیاسی در حکومت آقای کرزی بوده است ویکی از محور های مهم برای مردم هزاره است؛ سابقه جهادی نیز دارد. اما مکان دوم مجلس نمایندگان است؛ با هر ترکیبی که دارد،روحیه شدید ضد پاکستانی بر آن حاکم است ویکی از فریاد های همیشگی بر سر پاکستان ازآنجا بلند است؛ در برابر حمالا ت موشکی پاکستان واکنش تندنشان داده؛ هیائتی را به مناطق شرق کشور فرستاده است تا میزان جنایت پاکستانی هارا ارزیابی کند. وزیر خارجه ورئیس امنیت ملی را در پالان خواسته تاراجع به حملات موشکی پاکستان توضیح دهند؛ودراخرین اقدام نیز دو وزیر کابیه ی اقای کرزی را- صوا ب یا نا صواب- فقط به ظن عدم مقابله با راکت اندازی های پاکستان مورد استیضاح قرار داده واز سمت های شان بر کنار کرده اند.رویکرد خشونت ورزانه پاکستان را به صورت مشخص می توان این گونه توان توضیح داد؛که یکی ترورشخصیت های سیاسی مخالف تفکر طالبان وخالی کردن افغانستان ازروحیه ضد طالبانی است ومواجه کردن افغانستان به قلت نیرو های سیاسی ومردمی طالب ستیزواین سیاستی بوده که از حدود دو سال قبل اغاز یافته فرماندهان دلیر وبا انگیزه وفدا کار دراین راه جان باخته اند.از ترورجنرال سید خیلی ،جنرال داوود داود، خان محمد مجاهد شهید استاد ربانی، وبرخی شخصیت های مهم دیگر دنبال شده است واین بار گویا نوبت به خلیلی رسیده است وکوشش می شود که آدم های با نفوذازمردم گرفته شوند . فاز دوم این رویکردکوبیدن نهاد های سیاسی ومردمی کشور است. این عمل ممکن است با دو هدف صورت گیرد؛نخست این که اتوریته حکومت افغانستان زیر سوال قرار گیرد واعتماد مردم از حکومت سلب شود. زیراوجود پارلمان کشوربه منزله آنست که افغانسنان نفس می کشد، به پیش می رود ونهاد های مدنی شکل گرفته ووجوددارند. ضربه به پارلمان به معنای ضربه به حیثیت واتوریته افغانستان واز میان بردن کانون مهم ضد پاکستانی در کشور است . این دو رویکرد هماهنگ از جانب" آی اس آی" پاکستان طرح ریزی شده ودر افغانستان مورد عمل قرار می گیرد. هدف آنست که پاکستان در انزوای بین المللی قرار گرفته است اهمیت وارزش خودرا در مجامع جهانی از دست داده است. از جانب دیگر هنوز به افغانستان به دید عمق استراتژیک می نگرد وهندوستان رارقیب خود می بیند.بیرون شدن از انزوا ویافتن نقشی در منطقه برای پاکستان آنست که در افغانستان بعد از 2014 که هم انتخابات ریاست جمهوری برگزار می گردد وهم نیرو های بین المللی افغانستان را ترک می کنند؛ جایگاهی داشته باشد.البته این اهداف می تواندفاز سوم از فعالیت های آن کشوررانیزآشکار کند وآن حملات متواتر در روز های اخیربرنیرو های خارجی است. برخی طالبان نفوذی به کشتن هم قطاران خارجی خود می پردازند. این حملات با این انگیزه انجام می یابدکه حس بی اعتمادی میان نیروهای داخلی وخارجی افزایش یابد واگرچنانچه رغبتی برای ماندن برخی ازاین نیرو های وجودداشته باشد آز میان برودوافغانستان بعد از سال 2014 بدون کمک های موثر بین المللی بماند که درآن صورت زمینه های جولان پاکستانی ها فراهم خواهد آمد. پس می توان این گونه نتیجه گرفت که پاکستان می خواهد بعد از سال 2014 در افغانستان نفوذ داشته باشد. برای آن که بتوانداین نفوذ را بدست اورد این سناریوهای یاد شده را دنبال می کند .ترور شخصیت های سیاسی مهم وموثر؛ ایجاد حس بی اعتمادی میان نیرو های افغانستان ونیرو های بین المللی وهم چنان کوچ دادن مردم مرز نشین وجای گزین کردن نیرو های طالبان در مرز های کشور. در مجموع می توان گفت که پاکستان برای افغانستان بعد از 2014 بر نامه ریزی کرده است.تا بتواند در حکومت اینده نقش کلیدی وتاثیر گزار داشتته باشد.این حدس وگمان نیست بلکه پاکستانی ها در فت و آمد هایی که داشتند؛ این هدف را بیان داشته اند از جمله در سفری که نخست وزیر سابق پاکستان در کابل داشت وخواسته هایی آن کشور توسط رسانه های جمعی کشور اشکار گشت امضای پیمان راهبردی را منوط به پذیرش خواسته های پاکستان کرده بود.اینک همان خواسته با خشونت ورزی دنبال می شود.
حال پاکستان با شیوه ای که در پیش گرفته است می تواند به اهداف خود دست پیدا کند یاخیرپرسشی است که منوط به عملکرد حکومت افغانستان درآینده خواهد بود؛ اما آنچه مربوط پاکستان می شود به نظر نمی رسد که پاکستان بتواند از طریق خشونت ورزی وادم کشی به مقصد برسد. اگر چنانچه این اهداف در افغانستان بدون هیچ اصطکاکی به پیش رود باز هم دشوار است که پاکستانی ها موفق شوند؛ زیرا نا بسامانی در پاکستان بیش ازانست که به تصور دراید ؛از جمله اختلافات حکومت با قوه قضائیه، اختلاف های دامنه دار میان سازمان استخبارات پاکستان با حکومت ملکی وهم چنان مشکلات اقتصادی دران کشورازمعضل های مهمی است که مانع رسیدن پاکستان به اهداف نا پاک خود درافغانستان می شود. علاوه برآن که افغانستان با کشورهای مهم جهان ومنطقه پیمان بسته است که بعد از سال 2014 اورا همراهی کند؛ اگر در انتخابات اینده افغانستان حکومتی روی کار بیاید که به تعهدات خود نسبت به جامعه بین المللی ومنافع افغانستان پای بند باشد؛ بی تردید که پاکستان در سیاست خود موفق نخواهد شد، از سوی دیگرحساسیت هایی که نسبت به پاکستان از جانب کشور های منطقه وجهان وجودارد یکی از چالش های عمده در برابر پاکستلن خواهد بو؛اما مهم تر از همه آنست که رسانه های افغانستان در جهت آگاهی دهی مردم احساس مسئولیت کنند تا هم وطنان فریب خورده ما سراز بردگی پاکستان برتابندوبه دامان وطن بر گردند.دران صورت نقش پاکستان نقش برآب خواهد شد.