انتخاب مردم نا دیده انگاشته شده ونظامیان تمام قدرت را با توسل به کودتا دردست گرفته اند؛ بنابراین بر کناری نخست وزیر آن کشور بدون توسل به خشونت ونظامی گری می تواند تحول مثبت درآن کشور شمرده شود ونشان می دهد که از نقش تعین کنندگی ارتش در تحولات سیاسی کاسته شده ونهاد های قانونی، مقام وموقعیت برتری پیدا کرده است. اما برخی کار شناسان از زاویه دیگری به تحولات پاکستان نگریسته اندريال این طیف تحلیلگران ،اقدام  دیوان عالی پاکستان را حاوی دو نمود بارز دانسته اند؛ اول آن که دیوان عالی آن کشور وارد بازی های سیاسی شده است؛ دو م آن که ارتش آن کشور از عمل مستقیم پرهیز کرده است وبه جای آن که مبادرت به کودتا کند خواسته است با سپر دیوان عالی رقیب را از صحنه بیرون کند. اگر عمل دیوان عالی آن کشور نیز امر بدیعی شمرده می شود وبهت وحیرت بسیار ی را بر انگیخته است نیز بدین علت است که دیوان عالی آن کشور در گذشته به این صراحت ووضاحت در امور سیاسی دخالت نکرده بود؛ اما آن گونه که پیداست دا دگاه عالی این بار پای از حریم خود بیرون برده  ووارد باز ی های سیاسی شده است.  اما این که چرا نظامیان نخواسته است دست به کودتا ببرند وحکومت غیر نظامیان را از طریق کودتا سر نگون کنند ،نشان گر قوت نهاد های قضایی وقانونی در آن کشور نیست بلکه حضورتاثیر گذارغرب وامریکا در افغانستان، حد اقل این تا ثیر را بر اوضاع پاکستان گذاشته است که نظامیان آن کشور چون گذشته  گستاخانه دست به کودتا نگشایند ومنتظر بمانند که جدال ها یا به تعبیری باز ی های سیاسی از طریق قانونی به سامان  برسد. در کشوری که در گذشته ها اختلاف نیرو های نظامی وسیاسیون با گلوله وکشتار حل می شده است شاید مرحله ی جدید از تحولات در ان کشور را نقطه عطفی به حساب آورد که نخست وزیر از طریق رای دیوان عالی کشور بر کنار می شود. اما پرسشی که ایجاد شده  انست که آیا تحولات اخیراز میزان مشکلات وگرفتاری های پاکستان خواهد کاست یا آنکه معضل دیگری را ایجاد خواهد کرد؟ واقعیت آنست که مشکلات پاکستان یکی دوتا نیست که با تغیر نخست وزیر بتوان به نقطه پایان آن دست پیدا کرد . به باور برخی آگاهان، مشکلات درپاکستان هم ریشه داخلی وهم خارجی دارد آنچه که به دید ونظر می رسد بیشتر ناظر به مشکلات خارجی است تا داخلی.

   آگاهان امور پاکستان بدین باور اند که مشکلات داخلی پاکستان ریشه های تاریخی دارد؛ آن زمان که اسلام اباد به جای پرداختن به حل مشکلات داخلی کشور خود؛، تمام توجه خودرا معطوف به تحولات افغانسنتان مکرده بودتا تبواند تاثیر ونفوذ بیشتری در آینده افغانستان داشته باشد به نحوی از حل مشکلات داخلی خود غافل گشت یا رویای داشتن حیات خلوتی به نام افغانستان زمام داران آن کشور رااز پرداختن به مشکلات داخلی خود به کلی مغفول نگاه داشت. زمانی که مجاهدین افغانستان به پیروزی رسیدند زمام داران پاکستانی در وهله اول خودرا پیروز میدان به حساب می آوردند ورسیده به کام .  اماسر مایه گزاری هایی که اسلام آباد در افغانستان کرده بود امید داشت که ثمرات آن مطابق میل پاکستان باشد ؛اماتوان وپوتانسیل هایی که دراین راه به مصرف رسیده بود میوه ای مطابق میل پاکستان فرهم نیاورد وپاکستان به حیات خلوت مصئون دست پیدا نکرد . مشکلات داخلی روز به روز افزون تر شد وافراط گرایی که برای رسیدن به حیات خلوت درست شده بود معضل دیگری شد که جامعه وحکومت پاکستان را در خود فرو برد . اما اوضاع با واقعه یاز دهم سپتامبر درایالات متحده امریکا  دگر گون شد    سرمایه گزاری پاکستان به جای منفعت بارضرر داد سرمایه پوسید وبوی گند آن امروز دماغ پاکستانی هارا  ودنیارامی ازارد . به باور برخی کار شناسان تحولاتی که شاهد آن هستیم به نحوی متاثیر ازهمین سرمایه گزاری است که پاکستان انجام داده بود تا به منفعتی دست پیدا کند اما زیان دید. درده سال گذشته حاکمان آن کشور به جای پرداختن به مطالبات مردم به تقویت افراط گرایی بیشتر توجه کردند  افراط گرایی که روزی به عنوان ابزار سلطه برای آن کشور به حساب می آمد به تدریج عامل مهم بی  ثباتی در آن کشور تبدیل گردید .  پاکستان امروز بیش از هر زمان دیگر با بحران اقتصادی ،سیاسی  مواجه است وبه تعبیر برخی کار شناسان غربی ،پاکستان در حال ورشکستگی سیاسی به سر می برد؛ مردم از کمبود انرژی برق رنج می برند این درحالی است که ؛ تابستان تازه ازراه رسیده است. شدت گرما به نیاز های بیشتر انرژی برق خواهد افزود ومردم آن کشوررا بیش از گذشته به خیابان ها خواهد کشانید ودشواری هایی بیشتری را برای حکومت آن کشور فراهم خواهدآورد. حزب مردم وقتی پیروز انتخابات شد رفع این کمبود هارا به مردم وعده داده بود دراین چهار واندی سال که از عمر حکومت می گذرد هیچ یک از مطالبا ت مردم براورده نشده است  این در حالی است  که بر مشکلات خارجی پاکستان افزوده شده است .حملات شورشیان شدت یافته است وهرروز مشکلات جدید ی را بر آن کشورتحمیل می کند.  هفته گذشته بود که نخست وزیرجدید آن کشور بااولین موج حملات بر ارتش آن کشور مواجه گشت ودرواقع واکنش شورشیان به پیام نخست وزیر جدید بود که دراولین سخنرانی خود در پارلمان آن کشو ر از گفت وگو با مخالفان سخن گفته بود. اقای راجا اشرف نیز به جای آن که به باز نگری سیاست های خود در گذشته توجه کند،حکومت افغانستان را به همکاری در مبارزه با تروریزم فرابخواند ؛کوشید با فرا فگنی حملات شورشیان را به آنسوی مرز( افغانستان ) نسبت دهد. اختلاف هایی آن کشور باغرب به ویژه ایلات متحد امریکا دامنه مشکلات دران کشوررا بیشتر از گذشته کرده است هرروز که می گذرد د ل سردی غربی ها از پاکستان بیشتر می شود. حملات لفظی بیشتری علیه زمام داران پاکستانی افزایش یافته است در هفته های اخیر مقام های امریکا اعلام داشتند که صبر امریکا لبریز ده است . شاید پاکستانی ها بدین تصور بودند که می توانند به جای امریکا به چین تکیه کنند وبخشی از مشکلات اقتصادی خودرا با ایجاد رابطه با آن کشور رفع کنند اما به نظر نمی رسد که به این زودی هابه جای خالی امریکارا بتوان پر کرد وکمک های دریافتی از ایالات متحده رابشود جبران کرد. با توجه به مشکلاتی که پاکستان با آن دست وپنجه نرم می کند شدن  این گمانه را تقویت می کند که غرض از تحولات جدید نیز چراغ سبزی است که ارتش آن کشور به ایالات متحده امریکا نشان داده است واین پیام را مخابره کرده است که خواهان گفت وشنود نزدیک تر با آن کشور است تا اختلا ف به میان آمده میان دو کشور از طریق گفت و شنود حل شود. به هر حال وضعیت پاکستان بیش از گذشته حاد وپیچیده است، معلوم نیست گزینه هایی که نظامیان آن کشور در پیش گرفته اند پاسخ همه دشواری های ایجاد شده باشد. آنچه که آشکار است وهمه تحلیل گران بدان اذعان دارند آنست که اینک  پاکستان موقف کلیدی خودرا در آسیای جنوبی ازدست داده است  اگر ایالات متحده نیز برآن کشور وقعی نمی گذارد به دلیل پایان یافتن همین موقعیت است . شایدحکومت غیر نظامیان می کوشید با بستن راه های تدارکاتی ناتو از خاک آن کشور، ایالات متحده را وادار ساز که به خواسته های پاکستان تن دردهد تا هم موقف غیر نظامیان مستحکم شود وهم موقف مهمی که در گذشته در نزد امریکایی ها داشت دوباره به دست اورد؛ اما معلوم شد که این گونه نیست امریکا گزینه های بهتری از پاکستان یافته است. تاکید ایالات متحده امریکا بر هندوستان برایفای تقش فعالتر درافغانستان وکنار گذاشتن پاکستان در مذاکرات بن دوم، بیانگر افت موقف پاکستان در تحولات منطقه است. بنابراین تصور آنست که اگر افغانستان بتواند موقف خودرا بهبود بخشد وبا ارایه یک حکومت داری مطلوب،ا امنیتی پایداری را درکشور ایجاد کند؛ بی تردید که پاکستان به تدریج از حیز انتفاع خارج خواهد شد. گرچه احمد رشید نویسنده پاکستانی در نوشته ای در وال استریت ژورنال نوشته است که چشم امید به جوانان پاکستانی دوخته است که بیش از نیمی جمعیت پاکستان را تشکیل می دهد اما ازان جایی که پاکستان چالش های فراوانی دارد تصور نمی شود که به این زودی ها جوانان آن کشور بتوانند نقش مهمی ایفا کنند وکشوری در حال ورشکستگی را نجات دهند. آنچه احمد رشید یک فرصت می نامد، با توجه به فعالیت های شورشیان افراطی، ممکن است به یک چالش تبدیل شود وپاکستان را دچار تجزیه کندواین امری است که نطفه های آن در پاکستان بسته شده است فقط پشتوانه های خارجی را می طلبد واگر پاکستان در تنش خود با غرب ادامه دهد شک نباید داشت که این امر نیز عملی خواهد شد.