وقتي كه همه چيز رنگ سياست مي گيرد
1- برخي كار شناسان بدين باورند كه باز تاب اين مسئله قبل ازان كه بيانگر حساسيت رسانه هاي گروهي نسبت به سر نوشت مهاجرين باشد ايجاد يك شانتاژ تبليغاتي عليه ايران بود زيرا برخي اصحاب رسانه هاومطبوعات حضور پررنگ مطبوعات به زبان فارسي را ناشي از دذخالت ايران در امور فرهنگي كشور مي دانند وبدين باورند كه تقويت زبان فارسي وفارسي گرايي درافغانستان ناشي از حضور فرهنگي ايران در كشور است وحتا برخي ساده انديشانه از تهاجم فرهنگي ايران در سال هاي گذشته سخن گفته اند و اين حساسيت در سطوح گونا گون ادامه داشته گاه در صوت وسيرت وزارت فرهنگ افغانستان تجلي پيدا كرده .گاهي هم در چهره برخي رسانه هاي قومي نمود يافته است . تغير نام برخي مراكز از فارسي به انگليسي چيزي نيست كه مردم افغانستان يا اهل مطبوعات آن را فراموش كرده باشند وقتي واژه ي همانند" نگارستان" دراين كشور بيگانه تلقي شود وروي آن حساسيت صورت مي گيرد وآ را ناشي از دخالت هاي بيگانگان بينگارد هيچ غير منتظره نخواهد بود كه در هر مقطع وزمان حساسيت هاي مردم بر انگيخته شود وبه بهانه هاي گونا گون كشور هم زبان وهم فرهنگ وهم دين همانند ايران چنين مورد اهانت وتاخت وتاز قرار گيرد. مسلم است كه فضا به بدين صورت ايجاد مي شود وبرخي رسانه هاي گروهي نيز نا خواسته بدين سوي حركت مي كنند بدون كه اين هدفي را دنبال كنند ويا ارزشي را ارج بنهند ؛ البته اين انتظار از رسانه هاي كشور نمي رود كه در برابر حوادثي اين چنيني سكوت كنند وسخني نه گويند بلكه سخن اين جاست كه موضع گيري هاي اين چنيني اصل ماجرارا از ياد مي برد ومسايل فرعي تر وكم اهميتي تري ايجاد مي شود ومقصود در تحت لفاظي ها به فراموشي سپرده مي شود وبرخي نيز ازاين اب گل الود ماهي مراد مي گيرند .
2- برخي نيزفضاي كنوني در كشوررا بي ارتباط به وضعيت ايجاد شده در هفته هاي گذشته ندانسته وبدين باورند كه اين شانتاژ هاي تبيلغاتي قبل ازآن كه احساس همدردي با خانواده هاي اعدام شدگان باشد ودرصدد احقاق حق آن هاصورت گرفته باشد بيشتر استفاده هاي سياسي ازاين حادثه است . همانگونه كه در گذشته هم ديده شده است؛ برخي جريا ن هاي سياسي از هر حادثه اي كوچك ويا بزرگ كوشيده اند دولت را تحت فشار قرار دهند واز وقايع پيش امده استفاده اي ابزاري كنند واقعه اي اعدام افغان ها در ايران هم يك حادثه اي استثنايي نبود ومي توانست از مجاري قانوني ودپلماتيك صورت گيرد اما از آن جايي كه وسيله اي براي بزرگ كردن خود وكوچك كردن دولت شمرده مي شد كوشش صورت گرفت ازاين حربه نبزسود جسته شود تا فضاي سياسي كشوررابه نفع خود تغير دهند.
3-مورد ديگري كه باز هم قابل تامل است هم زماني يا قريب بودن اين مسئله با برخي حوادثي است كه در كشور اتفاق افتاده است؛ آمدن احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در كشور وايجاد فضاي نسبتا خوب دوستي ميان دو كشور،انتقاد صريح اقاي كرزي از غربي ها مبني بر دخالت در امور داخلي افغانستان از جمله در انتخابات سال گذشته اي رياست جمهوري وايجاد تنش درروابط ميان كشور ما با غرب ؛ اين ذهنيت را ايجاد كرده بود كه دولت اقاي كرزي به تدريج به سوي هم گرايي منطقه اي گرايش مي يابد وروي از غربي ها وامريكايي ها بر مي گرداند والبته اين نگراني ها در لحن گفته ها گفتار هاي مقام هاي غربي نيز به وضوح ديده مي شد وگاه در لفافه وگاهي هم به صورت صريح وآشكار انتقاد صورت مي گرفت واين ها زمينه هايي ايجاد كرد كه فضاي كشور كمي ملتهب شود وسخنان كوتاه وبلندي ابراز گردد. اما برخي جريان هاي كه نان را به نرخ روز مي خورند فضاي ايجاد شده حربه اي مناسبي يافتندبراي تزديكي به غرب كه هم ايران را به عنوان دشمن غرب در تنگنا قرار دهند وهم سياست هاي دولت كرزي در چالش قرار دهند واعدام مهاجران درايران اين فضارا بوجود آورد وسخنان تند وتيزي گفته شد؛ اما آنچه كه باعث تشويش ونگراني است آنست كه هنوز رسانه هاي كشور به يك رويكرد منطقي ومدني دست نيافته اند به جاي آن كه جريان ساز باشند تحت تاثير جريان هاي سياسي قوم گرا وخشونت طلب قرار مي گيرند در حالي كه با اندك تامل مي توان به اين امر پي برد كه فضا ي ملتهب نه به نفع مردم افغانستان است ونه هم به نفع رسانه هاي گروهي .دولت افغانستان براساس قانون اساسي كشور موظف ومكلف است كه از حقوق شهر وندان كشور دفاع كند؛ دفاع از حقوق زندانيان افغانستان در ايران نيز دراين قاعده مي گنجد اگردولت افغانستان دراين راستا كوتاهي كرده است بايد تذكر داده شود وراه كار هاي عملي فراراه آن گذاشته شود ودست دولت دراين را باز گذاشته شود تا حقوق شهر.وندان استيفا گردد ؛ البته اين روي كرد دو نفع استراتژيك براي كشور ما به ارمغان خواهد آورد كه هم به نفع دولت افغانستان است وهم به نفع رسانه هاي كشور زيرا اصحاب رسانه هاي همگاني بايد اين هنجار وارزش دموكراتيك را بپذيرند كه تنها دولت نيست كه بايد به قاعده اي دموكراتيك پاي بند باشد وهنجار هاي دموكراسي را پاس دارند بلكه مطبوعانت ورسانه هاي گروهي دركشور نيز رسالت ومسئوليتي همانند حكومت دارند وهر مورد كه منجر به تضعيف دولت شود وقاعده اي دموكراتيك بازي را برهم زند نه به نفع دولت است ونه هم به نفع رسانه ها .پس نمي توان براي تضعيف حكومت چنان جو سازي كرد كه اصل قاعده فراموش شود ودولت در يك حالت سر در گمي وپريشاني قرار گيرد اين رويكرد هيچ گاه به معناي طرفداري غير موجه از دولت نيست بلكه محترم داشتن دولت و نهادينه شدن راه انتقاد از دولت است. نبايد از ياد برد كه رسانه ها همگاني دريك كشور دموكراتيك دشمنان دولت نيستند بلكه منتقدان دلسوز دولت هستند وانتقاد شان نيزبه براي تضعيف وشكست دولت بلكه براي تقويت وپر باري دولت است وهر عملي كه بي قانوني وهرج ومرج را در كشور ايجادكند باعث تضعيف نهاد هاي دولتي خواهد شد ونهاد هاي مدني همانند رسانه هاي گروهي نيز جان سالم بدر نخواهند برد ، وقتي دركشور وزرات خارجه وجود دارد افغانستان در ايران سفارت دارد واز طرق فرستادن هيئت هايي مي توان وضعيت مهاجرين وزندانيان را دنبال كرد چه لزومي دارد كه فضاي سياسي كشور چنان ملتهب شود كه حكومت را در تنگنا قرار دهد ؛ از سوي ديگر رسانه ها در كشوري همانند افغانستا بايد نقش يك اپوزپسيون مقتدر وتوان مند را ايفاكند وبه هيچ وجه نبايد منافع كشوررا تحت تاثير جو سازي هاي نه چندان موجه قراردهد.نبا براين اين هوشياري بايد وجود داشته باشد ورسانه هاي كشور بداند كه كدام رويكرد به نفع كشور است واز چه طريق مي توانندحقوق خويش را بدستاورند وبايد دراين راستا گام بردارند. آنچه در هفته هاي اخير در ارتباط افغانستان وايران اتفاق افتادبه نفع منافع ملي كشور نبوده ونيست. فضاي ايجاد شده ميان افغانستان وكشور هاي غربي نيز بايد با رويكرد هاي عاقلانه تلطيف شود وافغانستان در شرايطي نيست كه با ايجاد تنش با كشور هاي قدرت مند دنيا بتواند درراه تامين امنيت گام بردارد لذا رسانه هاي كشور بايد فضايي را ايجاد كند كه دولت افغانستان را در جهت تنش زدايي حركت دهد. اين نكته نيزبايد مورد توجه دولت افغانستان باشد كه نبايد ميان ارتباط منطقوي وبين المللي يكي را بر گزيند ؛يا به سخن ديگر ارتباط بين الملي ر ا فداي ارتباط منطقه اي كند ويابر عكس آن ؛ توازن درروابط سياسي مي درجهت ارتباط تواند به نفع دولت ومردم افغانستان باشد؛ اگر دولت افغانستان بدين باور است كه حقوق شهر وندانش در ايران نقض شده است بايد از مجاري ديپلماتيك به اين امرر سيدگي صورت گيرد ونبايد دولت اجازه دهد كه اين گونه مسايل خوراك تبليغاتي براي رسانه هاي گروهي ويا كشور هاي غربي واقع شود
ب این مطلب برای هفته نامه انصاف نوشته شده است