1024x768

 گرچه قبل از نشست سه جانبه طرح تصويب كمك دو ملياردو چند صد مليون دالري آمريكا به پاكستان اعلام شد؛اما روند مذاكره پاكستان با ايران وتعهدي كه دوطرف بهم دادند معلوم نيست كه كمك هاي ايالات متحده همانند گذشته به پاكستان سرازير گردد.  دراين ميان دست آورد اقاي كرزي ازاين نشست چه بوده است .آخرين خبر هاي منتشر حاكي است كه اقاي كرزي دريك صحبت تيلفوني با همتاي آمريكايي خود سفر به پاكستان را بسيار مهم گفته است . رئيس جمهور كرزي گفته است كه با تمام طرف هاي در گير صحبت كرده است اما اونگفته است كه نتيجه اين صحبت ها چه بوده است چه قدر مي تواند به آين گونه صحبت ها اعتماد واطمينان كرد.  آنچه كه از سوي رسا نه هاي داخلي وبين المللي انتشار يافت ،تند گويي هاي رئيس جمهور كرزي با خانم حنا رباني بووکه در نشست اسلام‌ابادمطرح گشت. خانم رباني سخنان كرزي  راغير منطقي خوانده بود.شايداقاي كرزي توقع داشت كه كار را با پاكستان يك سره كند يا حد اقل پاكستان را محك بزند كه چه قدر در گفته هاي خود صادق است .رئيس جمهور كرزي به صورت تلويحي ادرس خانه ملاعمر يا همان شوراي كويته راخواسته بود كه به او نشان دهد تا او با ملاعمر واردگفت وگو شودو بتواند بردل سنگ او اب چشمي بيفشاند شايدكار گر افتد ودست از انفجار وانتحار بردارد ومانند يك آدم ازاد پشت ميز مذاكره بنشيند . حد اقل براي اقاي كرزي محرز ومسلم شد كه پاكستاني ها از آن موش هايي نيستند كه به اين زودي ها دم به تله دهند ودست از طمع تاريخي خود بردارند. آدرس منزل ملاعمر به‌اقاي كرزي داده نشد واقاي كرزي براي آن كه عريضه خالي نماند به ديدار سميع الحق رهبر جمعيت العلماي پاكستان شتافت تا با موعظه حسنه،  اين ملاي گمراه را به راه هدايت كند وبه او بفهماند كه كشتن ادم درهر دين ومذهب ومسلكي بر خلاف اصول مسلم ومسجل ا ديان است واو بايد از نفوذ خويش بر شاگردان ديروز خويش سود جويد وآنهارا وادار به مذاكره با دولت افغانستان كند . اما گويا ميان مقام هاي پاكستاني وگرو ه هاي دحشت افكن پيمان نا نوشته اي امضا شده است .كه همه يك صدا ويك سخن برزبان می اورند واز مواضع طالبان دفاع می كنند . يعني سخني كه از زبان ملا سميع الحق جاري شده است عينا خواسته هاي حكومت پاكستان در گذشته وحا ل بوده است ؛يعني بيرون شدن نيرو هاي خارجي از افغانستان. تكراراين سخنان بسيار با دقت وظرافت بيان مي گردد. وداراي وجوه گو گونا گون مي تواند باشد.

وجه اول ا آنست كه؛ با توجه به اشتباهاتي كه نيرو هاي غربي در افغانستان مرتكب شده اند مي تواندافكار كثيري از مرد م ساده دل ومتعصب افغانستان را با خود همراه داشته باشد واز داخل افغانستان بر حكومت آقاي كرزي فشار وارد آورد كه سخنان مقام هاي پاكستان را بپذيرد وخواهان خروج نيرو هاي غربي از كشور شود.وجه دوم سخنان مقام هاي پاكستاني نيز آنست كه در اوضاع وشرايط كنوني وبااشفتگي سياسي اي كه وجوددار زوال وسقوط حكومت كنوني با رفتن نيرو هاي خارجي از افغانستان ميسر است . مقام هاي پاكستان مي دانند كه ضعف هاي ساختاري در حكومت اقاي كرزي ووابستگي اقتصادي به ايالات متحده ومتحدان امريكا وفساد گسترده در ادارات حكومتي اين نظام را ازدرن خورده است. هر گاه نيروهاي خارجي از افغانستان خارج شوند بي ترديد وتامل اين نظام از هم مي پاشد وپاكستاني ها به اهداف خويش دست پيدا مي كنند. بنابراين اين پيشنهاد نا شدني را مطرح كرده اند تا با اين عذر موجه به اهداف خويش دست پيدا كنند. ازهمين رو است كه بسياري از تحليل گران تنها دست آورد آن نشست را براي ايران وپاكستان مي دانند  ودست اقاي كرزي  راخالي مي بينند.

    باري؛باورهم آنست كه اين گونه نشست ها وقتي مي تواند به نتايج ثمر بخشي منتهي شود كه هرسه كشور  داراي مواضع وديد گاه هاي يك ساني باشند وچهارچوب منافع هر كدام تعريف شده باشد وهرسه كشور بخواهند تسهيلاتي براي براورده شدن منافع يك ديگر ايجا دكنند امادر شرايط كنوني ايا اين سه كشور همسايه در يك موقعيت مشابه قرار دارند وشرايط حاكم بر اين سه كشور يك سان است. سه كشور در معادلات منطقه اي وبين المللي از توان وپتانسيل هاي  يك ساني برخوردار است؟  ايران وپاكستان به رغم نا همگوني هاي فراواني كه دارند امروز هردو در مواضع يك سان قرار دارند. هر دو مي كوشند سياست مستقل از كشور هاي غربي داشته باشد اما با دو نگاه متفاوت . پاكستان دروازه مخالفت با آمركار را به روي خود گشوده است تا بتواند چين را به عنوان جانشين آن در معادلات منطقه اي جايگزين كند. ايران نيزاز مدت ها است كه رابطه تنش الودي را با غربي ها در پيش گرفته وهرروز كه مي گذرد  اين تنش ها افزايش مي يابد وايران به رغم دشواري هاي فراوان هنوز به راه خود ادامه مي دهد. پاكستان مي خواهد مخالفت با امريكارا وسيله اي براي نزديك شدن به چين قرار دهد گرچه تا هنوز توانسته است از كمك هاي هنگفت ايالات متحده امريكا سود ببرد. اما افغانستان در چه موقعيتي قرار دارد، چه قدر مي تواند با اين دو كشور همسايه نزديك باشد. براي افغانستان گزينه هاي گونا گون با دشواري هاي فراوان مطرح است.بريدن از دو همسايه وپيوستن به غرب،يك گزينه است اما تاريخ طولاني افغانستان نشادن داده است كه سياست واقتصاد افغانستان پيوند عميق با همسايگان دارد .تحولات سياسي درچهار دهه گذشته  نشان مي دهد كه ميزان تاثيرگزاري همسايگان بر افغانستان را بسيار زياد است. بنا بر شرايط جغرافيايي كه افغانستان درآن قرار دارد دراينده نيزازميزان اين تاثير پذيري كاسته نحواهد شد .لذا منطقي نيست كه افغانستان همسايگان را پشت سر بگذارد وتمام توجه خودرا معطوف به كشورهاي فرا منطقه اي وغرب كند . براي دست يافتن به صلح پايداروايجاد يك حكومت سالم نياز مند تعامل با كشور هاي همسايه است. اما گزينه دوم آنست كه رابطه گرم وصميمي با كشور هاي منطقه داشته باشد وعطاي غربي ها رابه لقاي آنها ببخشد وسخنان سران حكومت پاكستان را جدي بگيرد وتلاش ورزد تا قدرت هاي فرا منطقه اي از افغانستان خارج شوند وافغانستان با اتكا به همسايه ها وبا استفاده از توان همسايگان به بازسازي زير ساخت هاي خود بپردازد. اما چنين منظوري مي توان عينيت بيابد وافغانستان با اتكاي همسايگان مي تواندبه  امنيت و ثبات سياسي واقتصادي دست پيدا كند؟  باز هم به استناد شواهد تاريخي مي توان به اين نتيجه دست يافت كه تكيه بر همسايگان همانند كور وعصاي شكسته است . همسايگان افغانستان به رغم ادعاي هاي فراوان، هيچ گاه به اين انديشه نبوده اند كه منافع خويش را در ثبات وصلح افغانستان جست وجو كنند. امروز مرم افغانستان توسط ماري گزيده مي شوند كه سوراخ ان در كشور هاي همسايه  قرار دارد . بنابراين تكيه بر همسايگان وبي اعتنايي به كشور هاي غربي وتحت تاثير قرار گرفتن سخنان فريبنده آنها  تاريخ باردیگر تكرار خواهد شد.  اگرپي بردن به اهداف كشور هاي همسايه را بتوان يك دست اورد گفت، بي شك  اقاي كرزي دست آوردي مهممي همراه داشته است وآن  بي رنگ شدن حناي خانم حنا رباني بود كه درسفربه افغانستان ادعا كرده بود كه پاكستان هيچ اجنداي پنهاني ندارداما زمام داران پاكستاني ثابت كردند كه هنوز شكاف بي اعتمادي چنان عميق است كه سخنان خانم رباني نمي تواند اين شكاف را پر كند وبه گفته برخي تحليل گران تمام توان پاكستان در جهت بر هم زدن رابطه ميان افغانستان وايالات متحده امريكا  هزينه مي شود وجاي خوشبختي آنست كه اين نيات امروز توسط تحليل گران ورسا نه هاي افغانستان آشكار مي گردد.

  گزينه سوم آنست كه افغانستان در سياست خارجي ميان ارتباط با كشور هاي منطقه وغرب، سياست متوازني را در پيش گيرد وبا سياست هاي معقول ومنطقي هم با كشور هاي منطقه تعامل مثبت داشته باشد وهم با كشور هاي غربي رابطه دوستانه بر  قرار كند. البته حكومتي كه بتواند سياست معقول ومنطقي داشته باشد مي تواند ميان اين دو نوع رابطه توازن وتلائم ايجاد كند. با توجه به خواست هاي گونا گون وخاستگاه هاي متفاوتي كه در سه كشور هاي همسايه وجود دارد نبايد انتظار داشت كه نشست سه جانبه بتواند دست اورد ها ي ملموسي داشته باشدواگر حكومت بخواهد به اين نتايج دست پيدا كند اولين راه آنست كه به ترميم ساختار هاي فاسد ونا كار امد خود توجه كند وبداند كه بدون داشتن يك حكومت توانا و رفع مشكلات مردم نمي توان به خواسته هاي بيروني دست یافت