مذاكره درابهام، صلح در محاق
اين پرسش ها ازاين جا اغاز يافت كه برخي مطبوعات هندي اعلام كردند كه شيخ قرضاوي يكي از علماي برجسته مصري، واسطه ميان طالبان وامريكا بوده است تا اين مقدمه ها فراهم ايد. وشيخ مزبور بنا بر در خواست امريكا وارد ماجرا شده وقرار است كه راه حلي پيدا كند تا امريكايي ها به صورت آبرو مندانه از افغانستان خارج شوند. اگر چنانچه پروژه به همين جاي ختم شود گه گفته مي شود؛اصل خريدن ابروي براي آمريكا است كه بعد از سال 2014 افغانستان را ترك مي كنند نه صلح براي افغانستان . به تبع اين سرخ رويي وموفقيت اگر صلحي در افغانستان به همراه داشته باشد چه بهتر اگر چنانچه افغان ها به صلح دست نيابند نيز براي امريكا يي هاچندان مهم تلقي نمي گردد .در اين پروژه اصل خريد آبرو براي امريكا است وواسطه گري شيخ مصري نيز مي تواند اين گونه تلقي گردد. ايجاد دفتر براي طالبان نيز ازان جهت است كه مذاكره مفصل ميان طالبان وامريكا صورت گيرد وتوافقي حاصيل گردد كه تا خروج نيرو هاي امريكا طالبان از گسترش خشونت پرهيز كنند ـتا آن كه امريكا منطقه را ترك كند. بعد از خروج نيروهاي آمريكا از افغانستان جنگي به مراتب شديدتربر نيرو هاي افغاني تحميل شود ودر نهايت به سقو ط حكومت افغانستان بيانجامد وحكومت طالباني در افغانستان مستقر گردد دراين پروژه هم آمريكايي ها خروج ابرومندانه نصيب برده اندوهم يك سيستم با امنيت نسبي را تحويل مقام هاي افغاني د اده اند وهم طالبان تضمين تسلط تمام افغانستان را يافته اند. وبعد از خروج نيرو هاي امريكا هرچه بر سر افغانستان خواهد آمد مربوط به حكومت افغانستان مي شود نه مربوط نيرو هاي بين المللي وامريكا .با توجه به موضع گيري هاي حكومت افغانستا ن از جمله اقاي كرزي دربرابر نيرو هاي امريكا ديده مي شود كه نيرو هاي خارجي نيز چندان دل خوشي ازاين حكومت ندارند وتصور برده مي شود كه صواب مي دانند كه عطاي اين حكومت را به لقاي آن ببخشند وپاي از معركه ي افغانستان بيرون ببرند .از سوي ديگر حكومت كرزي نيز در منجلاب چنان فساد غرق است كه دست وپاي زدن نه تنها اين نظام را بيرون نمي آورد بلكه بيش از پيش در كام فساد فرو مي رود وتداوم روند كنوني باعث مي گردد كه نظام كنوني سقوط كند وطالبان بار ديگر تسلط يابند.
اما ديد گاه ديگري نيز وجود دارد وآن بر مي گردد به سياست هاي منطقه ي امريكا در خاورميانه. اين ديد گاه اين گونه مطرح مي شود كه ايجاد دفتر طالبان در قطر به معناي رويكرد جديد امريكا در خاورميانه وعبارت از يك جا به جايي قدرت است.با توجه به ساختارسياسي فرتوتي كه بر عربستان سعودي حاكم است وطرز ديد قرون وسطايي اي كه بر آن كشور حكومت مي كند؛ امريكايي ها بدين نتيجه دست يافته اند كه دير يا زود رژيم سعودي دچار دگر ديسي خواهد شد وسر انجام سقو ط خواهد كرد براي آن كه امريكا در تقابل با شورش هاي داخلي آن كشور قرار نداشته باشد ودر اينده نيز سهمي وبهره اي از تحولات منطقه واز تغير رژيم در عربستان سعودي برده باشد، مصلحت درآن ديده است كه محوريت را از عربستان به قطر منتنقل كند. البته گزينه ي قطر براي امريكا از چند جهت بسيار مهم است. اول اين كه زمام داران قطر اين ظرفيت را يافته اند كه بتواند جاي گزين مناسبي براي عربستان سعودي باشد، يك كشور جوان وداراي منابع سرشار نفت ومردم آرام. گزينه ي ديگر داشتن يك رسانه قوي وتاثير گزار در منطقه است ومهم تر از همه برخي سران وناراضيان كشور هاي عربي را در خود جاي داده است وشيخ بزرگ مصر در خانه خود از امنيت برخوردار نيست اما قطر جايگاه امن براي او شمرده مي شود. بنابراين ايجاد دفتر نمايندگي در قطرمي تواند اغاز يك بازيي ديگر براي امريكا در خاور ميانه وجايگزين كردن يك كشور به جاي ديگري باشد ودفتر نمايندگي طالبان در آن كشور تثبيت اين موقف جديد مي تواند تلقي گردد. گذشته ازان، قطر در مسايل خاور ميانه نيز توانسته است به عنوان يك شريك خوب وهمكار نزديك امريكا در منطقه تبارز كند وبر سياست هاي منطقه اثر گذار باشد. موضيع گيري قطر در اتحاديه عرب واظهار نظر هاي طرفدارانه آن كشور از امريكا در قبال سوريه مي تواند دلگرمي بيش از پيشي براي امريكا ايجاد كند بنابراين ديد گاه ،بازي هايي كه امريكا با طالبان شروع كرده است تثبيت جايگاه قطر از يك سو و كاستن از جايگاه عربستان به عنوان يك كشور مرجع از سوي ديگر ونشا ندادن قطر به عنوان يك همكار مهم منطقه اي براي دنيا از سوي ديگر است . مخالفت طالبان در مذاكره با حكومت افغانسنتان نيز مي تواند دراين راستا قابل تحليل باشد .زيرااگر طالبان خواهان صلح با حكومت افغانستان وشريك شدن در حكومت اقاي كرزي باشد بايد ازاين فرصت سود برد ووارد مذاكره با حكومت افغانستان شود اما آن گروه تا هنوز تن به مذاكره با حكومت افغانستان نداده است. يكي از دلايل آن مي تواند آن باشد كهان گروه مي خواهد درآينده سهمي بيشتري از قدرت يا تمام قدرت را در اختيار داشته باشد.يعني اگر طالبان با حكومت افغانستان وارد مذاكره وداد وستد سياسي شود معناي آن چنين است كه چهار چوب كلي نظام كنوني را پذيرفته وقانو اساسي افغانستان را به رسميت شناخته است. اما وقتي از نشست با سران افغانستان سر باز مي زد به معناي آنست كه هيچ كدام از ارزش هاي مندرج در قانون اساسي افغانستان وهم چنان حكومت افغانستان راواجد مشروعيت نمي داد وسهمي بيش ازآن خواستار است . گرچه اين ديد گاه به نحوي يك پندار تلقي مي گردد اما مخالفت حكومت افغانستان وبهانه تراشي هاي اقاي كرزي وپرونده سازي حكومت نسبت به نيرو هاي خارجي نشان از نا رضايتي مقام هاي سياسي كشور ما دارد. اگر به حركت هاي هفته هاي گذشته حكومت توجه صورت گيرد. مصاحبه اي كه اقاي كرزي با يك نشريه خارجي انجام داد واز نيرو هاي خارجي خواست كه حملات شبانه را متوقف كند وهم هيئتي كه به زندان بگرام فرستادوگزارشي كه از جانب رئيس هيئت (گل رحمن قاضي) مطرح شد بيانگر نارضايتي حكومت افغانستان از خارجي ها به ويژه از امريكايي ها است. گرچه گزارش گل رحمان قاضي يگ گزارش بي طرفانه مطرح شد اما بي شك آن گزارش يك گزارش سياسي وديكته شده از سوي حكومت وبراي تحت تاثير قرار دادن نيرو هاي امريكايي تلقي گرديد. همه مردم افغانستان ونهاد هاي ملي وبين المللي آگاه هستد كه نيرو هاي داخلي فاقد توانايي عمليات نظامي شب هنگام وفاقد صلاحيت نگاهداري زندانيان طالب مي باشند اما به رغم اين آگاهي، حكومت اقاي كرزي تلاش مي ورزد تا زندانيان به افغانها واگذار گردد. اين پيش نهاد ظاهر فريبنده دارد يعني اين انگيزه را ايجاد مي كند كه مردم با حكومت افغانستان هم سويي نشان دهند اما واقعيت انست كه اين ها براي ابراز نگراني از نيرو هاي خارجي واز امريكا يي ها شمرده مي شود.
در مجموع مي توان نتيجه گرفت كه وضعيت منطقه رو به سوي پيچيدگي مي رود صلح امر دست نايافتني مي شود اما آنچه كه به ديد مي رسد بازي با افكار عمومي ونگاهد اشتن مردم افغانستان در تاريكي نا اگاهي است. واقعا مردم ما نمي دانند كه ما با چه سر نوشتي مواجه هستيم وروي به كدام سوي داريم.صلح با طالبان با چه اهدافي به پيش برده مي شود؛ ايا واقعا امريكا خواهان صلح در افغانستان است يا بازي هاي جديدي است كه روي دست گرفته است؟ وما نا خود آگاه مهره ي دردستان امريكا وهستيم، كساني كه امروز در غرب گرد هم آمده اند روي چه چيزي گفت وگو مي كنند اين ها همه پرسش هايي است هيچ پاسخي در وضعيت كنوني نمي توان يافت.