البته اين موضع قابل درك بود زيرا ين  دو كشور اسلامي هريك جايگاه خاصي در ميان كشور هاي اسلامي دارد. موضع دوم حكومت افغانستان نيز در همين رابطه ابراز گرديد وگفت كه ما با طالبان صلح مي خواهيم نه صلح امريكايي بلكه صلح افغاني! اين طرز ديد وتلقي از صلح نيز براي مردم افغانستان وآگاهان سياسي وحتا اخلاقيون پرسش بر انگيز بودوهمان داستان فرا خواندن امام محمد غزالي را به ياد مي آورد كه از سوي سلطان وقت به غزالي پيغام داده شد كه حاضر شود ودر يك مناظره شركت جويد. غزالي در جواب نوشت كه بر سر تربت خليل شده ام كه سه كار نكنم ، صيله از شاهان نگيرم،به دربار شاهان نروم ومناظره نكنم.علت را جويا شدند كه چرا اين مرد بزرگ از مناظره طفره مي رود در جواب گفت: كه آنچه در مناظره مطرح است اثبات حق نيست؛ بلكه اثبات خود است يعني طرفين چنان تحت تاثير فضاي مناظره قرار مي گيرند كه فراموش مي كنند كه دارند براي اثبات حق تن به مناظره داده اند ؤآنچه خود ويا همان نفسانيت است به جاي حق مي نشيند وتمام حق پايمال هواوهوس ها مي شود. در مواضع كنوني حكوت افغانستان نيز همين خودي حكومت وشخص اقاي كرزي برتر از صلح نشسته است و بايد از حكومت پرسيد كه صلح براي رهانيدن اين مردم از ظلم وستمي است كه سالها براين مردم رفته ومي رود، صورت مي گيرد. بنابران هر كس چه خارجي وچه داخلي،اگر گامي دراين وادي بر مي دارد ومي خواهد آفتاب صلح را اززير ميغ جنگ وخشونت بيرون آورد مطلوب وقابل قدر است . اگر حكومت افغانستان وشخص اقاي كرزي اين روند صلح را به امريكايي وافغاني تقسيم مي كند و خواستار صلح افغاني است بدين معنا است كه ايجاد صلح و ثبات دراين كشور ورفتن به سوي امنيت همان سخن مفت است كه گاهي در باره ازادي اززبان كا رمندان عالي رتبه اين حكومت بر زبان رانده شده بود.  ممكن است در صلحي كه خارجي ها آغاز كرده اند "من" سياسي حكومت افغانستان فربه نشود وازاين فربهي براي بهبود جايگاه آنان سود مند واقع نه گردد ودر اينده در نزد مردم افغانستان ويا طالبان نتواند ابراز كنند يا به رخ آنها بكشند. لذا اين گونه سخن گفتن ورشته صلح را به تار مويي اويختن سخن ازآن دارد كه زمامداران كشور رشته ي صلح را به تار باريك منيت خود آويخته اند؛ . در حالي كه بايد حكومت افغانستان بيش از سايرين وخارجي ها دراين راه تلاش ورزد وهر حركت صلح خواهانه را به فال نيك گيرد وازان استقبال كند.چه از جانب امريكا صورت گرفته باشد يا از هر جانب ديگر. سرانجام اگر امريكا بار ديگر ازدر دوستي باطالبان وارد شده است ويا رهبر آن گروه را از ليست سياه خارج كرده اند اين را تنها راه به سوي بيرون رفت از بن بست بايد دانست. هيچ راهبردي به موفقيت نمي انجامد مگر آن كه انعطاف پذير باشد. حال اين شيوه كار ساز خواهدبود يا نه، امري ديگري است كه بايد تحليل وارزيابي گردد؛ زيرا براي بيرون رفت معضلات اجتماعي راه هاي گونا گوني مد نظر قرار مي گيرد كه مي تواند به پيروزي انجامد يا شكست بخورد .

   د رمورد پيمان راهبردي با امريكا نيز سخناني متناقضي برزبان رانده شد كه گوياي نداشتن يك ديد گاه روشن براي حال واينده ي كشور است . دراين كه اشتباهاتي از سوي نيرو هاي بين المللي صورت مي گيرد ترديد نبايد كرد؛ اما عين كوتاه بيني ونديدن آينده است كه پيمان را به ناف يك اشتباه گره زد. همين كه هيئات تحقيق حكومت بر گشت وگزارش خودرا به حكومت ارايه داد؛ اقاي كرزي اعلام كرد تا وقتي كه از عمليات شبانه جلو گيري نشود، پيمان راهبردي امضا نخواهد شد. اين مواضع در ديد بسياري ازآگاهان، موضع سست  وغير قابل قبول وخود پسندانه آمد واين گونه دانسته شد كه مواضع اقاي كرزي متاسفانه هميشه بر احساست خام وغير عقلاني او استور است .همانند ديكتاتور ها خود تصميم يك جانبه مي گيرد. ده سال  از تشكيل  نظام سياسي با شعار دموكراسي در كشور مي گذرد، ارزو آن بود كه به تدريج ميزان نفوذ شخص ازتصميم گيري هاي كلان كشور كاسته شود وجاي خودرا به تصميم جمعي  بسپارد اما متاسفانه آن گونه كه دانسته مي شود ده سال از حكومت كرزي گذشته است بدون آن كه اندك تجربه ي نظام سازي براي ما فراهم آمده باشد واقاي كرزي تصميم هاي كلان را به نظام ومشوره با صاحب نظران سياسي سپرده باشد. وقتي ديد گاه نخبگان سياسي كشور مانند اقاي مراديان را در فس بوك مي خوانيم به معناي آنست كه حكومت وشخص رئيس جمهور ازديد گاه اين افراد نخبه سود نمي جويد وتصميم فردي اتخاذ مي كند ودرد مندانه بايد گفت كه حتا اقاي كرزي به اين درك نرسيده است كه بداند كه مواضع او چندان با عقلانيت  سياسي پيوند ندارد. لذا در موضع گيري هاي مهم سياسي بايد از افراد نخبه استمداد بجويد وراي آنهارا در تصميم گيري هاي كلان كشور دخيل سازد. امضاي پيمان راهبردي با امريكا به معناي اين تشخيص است كه افغانستان تا ايجاد ثبات پايدار نيازمند كمك هاي كشور هاي غربي به ويژه ايالات متحده امريكا است . امريكا وكشور هاي غربي براي‌آن كه افغانستان بار ديگرمركز تروريزم نشود به افغانستان  كمك مي كند تا خشونت گران  بار دگر بر نگردند. پيمان تنها به نفع يك طرف قرار داد  نيست بنابراين هم حكومت  ومردم افغانستان ازاين پيمان سود خواهند برد وهم طرف هاي مقابل اين پيمان. ازسوي ديگر نام راهبردي بر ان نهاده شده است يعني امضاي پيمان ناظربه‌آينده افغانستان دردراز مدت است كه نبايد ونشايد كه منافع دراز مدت افغانستان به پاي خطاهاي كنوني نيرو هاي خارجي قرار داده شود.  اگر امضاي پيمان به ثبات وامنيت پايدار افغانستان كمك كند وافغان ها بتواند موانع دشوار گذار خشونت را پشت سر بگذارند همانند رسيدن به يك خير كثير است كه بايد براي اين خير كثير تلاش كرد نه آنكه آن را به تار مويي بست وهر لحظه به دنبال آن بود كه اين موي هم بگسلد.درايجاد دفتر نمايندگي در قطر وتاكيد بر عربستان سعودي نيزمواضع نا ساز گار با روح يك سيستم سياسي ابراز شد. اول هفته اعلام شد كه گشايش دفتر در قطررا نمي پذيرد در اخر هفته اعلام گرديد كه مشكلي دراين گشايش وجود ندارد . اين مواضع دو گانه ومتناقض به معناي عدم درك وشناخت اقاي كرزي از موقف كشور هاي عربي واز جمله عربستان سعودي  است . به هر حال گرچه بر روز نامه نگاران نيست كه حاكمان را نصيحت اخلاقي كنند اما اگر كسي از سر دلسوزي زبان به نصيحت اين حاكمان نا فرهيخته بگشايند كار نيكويي به انجام رسانده اند. تا آنجا كه ديده ن مي شود درنسبت دين وسياست فراوان سخن رانده اند؛ هرطيف فكري راهي را برگزيده اند ومواضعي را اتخاذ كرده اند اما در نسبت اخلاق وياست كمتر سخن رفته است ودراين كه سياست بدون اخلاق فاجعه بار است همه اتفاق نظر دارند. اگر دين با سياست رابطه داشته باشد يانداشته باشد،  پيوندسياست را با اخلاق گزير وگريزي نيست نمي توان  اين دو مولفه مهم  انساني را جدا از هم دانست حتا گفتمان هايي وجود دارد كه مورد توجه واقبال سياست مداران وعالمان اخلاق است يكي از آن مفاهيم شريف انساني، عدالت است كه هم مورد توجه اخلاق است وهم سياست. بنابراين تمنا وتوقع ازرئيس جمهوروساير حكومت گران كشور آنست كه در سياست كردن كمترين بهايي به اخلاق انساني نيز بدهند اين قدر به ذهنيت مردم شريف ومظلوم اين كشور بازي نكنندوبدانند واين همه دروغ ونيرنگ به مردم تحويل ندهند اين قدرابروي خود ومردم را به بازي نگيرند. عمر سياست وحكومت گران كوتا ه است ؛اما اگر همين عمر كوتاه با اخلاق ونيكويي ها در هم آميخته باشد عمري به درازاي تاريخ خواهد يافت وهمواره ازاو به نيكويي نام خواهند برد اميد كه ياد كرد حكومت گران كنوني با اشك چشم وآه مردم همراه باشد نه باخشم ولعنت آنان.