آیا ما به راه صلح می رویم؟
روند صلح با طالبان به یکی از مراحل حساس خود رسیده است، از یکسو شنیده می شود که امریکایی ها ده ماه قبل،مذاکرات فشرده ای را با طالبان در آلمان و قطر برگزار کرده و نتیجه آن مذاکره گشایش دفتر نمایندگی طالبان در قطر بوده است، هفته ای گذشته اعلام شد که طالبان نیز گشایش دفتردر قطر را پذیرفته و به مذاکره امریکا تن درداده است. این در حالی است که از چهار سال بدین سو حکومت افغانستان از سازوکارهای گوناگونی سود برده اما توفيقف نداشته است.
این تحولات نشان شفاف از روند صلح با طالبان به دست نمی دهد. اول این که طالبان با چه شرایطی مذاکره با امريكا را پذیرفته، چه امتیازی به امریکایی پرداخته و چه چیزی به دست آورده است؟گروهی که در چهارسال گذشته با تصلب تمام در برابر مردم افغانستان قرار گرفت و با تمام توان به تخریب سازه های افغانستان و کشتار مردم بی گناه پرداخت. وهزاران خانواده را به سوگ نشانید و جز به تشکیل امارت اسلامی و اجرای شریعت قانع نبود چگونه شد که به یک باره از آسمان خواسته ها به زیر کشیده شد و این گونه ذلیلاً نه تن به مذاکره داد؟
پذیرش مذاکره به معنای آنست که طالبان این نمادهای تحجر دست آموز و دست پرورده ای بیگانه ها بودند، اسلام و شریعت را وسیله ای برای خشونت ساخته بودند و برای کشتن و خون ریختن نیز از هیچ خشونتی ابا نورزیدند. امروز اما با تمام حقارت در دست بیگانه ها قرار گرفته اند وچنان موم تغییر می یابند.
پرسش دوم آنست که حکومت افغانستان چرا در این رابطه مواضع و دیدگاه های متناقض ابراز می دارد یک روز رد می کند و روز دیگر می پذیرد؟
غیر از آنست که حکومت افغانستان به رغم شعار صلح که سرداده است، هیچ گاه برای ایجاد یک روند، ساختارهای مناسب نه ساخته و به صلح و به آینده طالبان با دید کم عمق و بي مایه نگریسته است. در حالی كه می باید و لازم بود که حکومت افغانستان ظرفيت هایي در این زمینه ایجاد می کرد و ذهنیت مردم افغانستان را آماده پذیرش صلح با طالبان می نمود. و این ضعف و ناتوانی به قدری روشن و انکار ناپذیر است که حتا طالبان از مذاکره با حکومت افغانستان طفره رفته اند ومذاکره با امریکایی ها را ترجیح داده اند. ممکن است بخشی از این سرباز زدن ها از سوي طالباننتيجه وابستگي آنها اما از آنجایی که آنها متعلق به جغرافیای افغانستان هستند، ناگزیر اند بپذیرند که در آینده باید در همین جغرافیا زندگی کنند و با همین مردم درآمیزند.
اما مواضع ناهمگون، ایالات متحده امریکا با حکومت افغانستان راه به کجا خواهد برد و آینده صلح چگونه خواهد شد؛پرسشي است ذهنيت هاي فراواني را به خودمشغول داشته است؟
آگاهان باورمند اند که امریکا، به دلایل گوناگون باید روند صلح با طالبان را در پیش مي گرفت. تا سال 2014 که از افغانستان خارج می شود، با پیروزی و سرخ رویی از افغانستان خارج شود. از سوی دیگر وضعیت اقتصادی ایالات متحده امریکا و انتخابات ریاست جمهوری فراروی در آن کشور، می طلبد که امریکایی ها دست آورد بزرگ داشته باشند و به عنوان یک برگب رنده به رخ مردم خود بکشند تا از فشارها در امان بماند.
آنچه مايه تاسف است، بی خبری حکومت افغانستان است، زیرا، امتیازهایی که امریکا به طالبان خواهند داد از جیب آن کشور نخواهد بود بلکه از افغانستان به آنها پرداخت خواهد شد.
حال حكومت فغانستان دو گزینه در پیش دارد.
1- باید تمام دیدگاه و مواضع آمريکارا رد کند.
2- پذیرش مذاکره با طالبان و پیوستن به روندی که خود واجد آن نبوده است.
پذیرفتن گزینه اول برای مردم و حکومت افغانستان هزینه های گزافی در قبال دارد، بنابراین باید گزینه دوم را انتخاب کند اما با این شرط که از تمام ظرفیت های لازم سود جوید و در بده وبستان هايي که میان طالبان و امریکایی ها صورت می گیرد حضور داشته باشد و از منافع ملی کشور دفاع کند. گزینش این موضع نقش فعال داشتن در مذاکره صلح می تواند منافعی برای کشور به دست آورد، اما اگر آرام بنشیند و هر روز به یک رنگ موضع گیری کند، روند مذاکره از سوی امریکایی به پیش برده خواهد شد و امتیازات از جیب افغانستان پرداخت خواهد گرديد بدون آن که مردم افغانستان بر آن راضی باشد يا ازسودي بهره مند گردند.