مهاجرين افغاني؛سر گردان ناكارآمدي هاي حكومت
يك مقام ايراني اعلام داشته است كه براي نهصد هزار مهاجرافغاني كه فاقد مدرك قانوني مهاجرت هستند فرصت داده مي شود كه تا سه ماه ديگر ايران را ترك كنند. اعلام ا ين تصميم از سوي ايران با واكنش هاي گونا گوني مواجه شد. هم حكومت افغانستان بدين تصميم واكنش نشان داد وهم برخي سازمان بين المللي مهاجرت دراين ز مينه سخن گفت ،دراعلام اين تصميم كه دراين شرايط زماني صورت مي گيرد، نكته هايي در خور تاملي وجوددارد. اولين نكته متوجه حكومت افغانستان است كه متاسفانه بعد از ده سال هنوزفاقد يك راهكار عملي موثر براي جذب مهاجرين افغاني درداخل كشور است. اين بي توجهي علاوه برآن كه بر مهاجرين تاثير منفي بر جاي گذاشته وآنان رادر يك حالت سر در گمي ونا فرجامي قرار داده است ؛پيامد هاي منفي فراواني بر حكومت واينده كشور نيزخواهد گذاشت. گزارش هايي كه از پاكستان مي رسد گواه آنست كه فرزندان مهاجر بنابه هر دليلي در دامن مافيا وتروريستان گرفتار مي ايند وبه افغانستان بر مي گردند، نتيجه آن مي شود كه هرروز شاهد آن هستيم ياان كه بخشي از نيرو هاي عظيم انساني اين كشور هرز وهدر مي رود. درايران نيز وضع به تر از پاكستان نيست؛بر اساس آماري كه وزارت صحت عامه افغانستان ارايه است بيش از 80 در صد معتادين كشوررا كساني تشكيل مي دهند كه ازايران بر گشته اند يا بهتر است گفته شود كه در ايران به مواد مخدر روي آورده اند .شرايط دشوار كار هاي طاقت فرسا ، بي خوابي وخستگي هاي مفرط باعث مي گردد كه جوانان در كار گاه ها وكار خانه ها به مواد مخد روي آورند. در هر صورت چه دردامن تروريستان بيفتند، يا الوده به مواد مخدر شوند اين افغانستان است كه بخشي از توانمندي هاي بالقوه وبالفعل خودرا ازدست مي دهد.در ايران اين ضياع به صورت ديگري نيز بروز كرده است ،برخورد نا سالم در مكاتب ايران،نداشتن يك چشم اندازروشن در اينده وارتزاق ازراه هاي غير از آن چه فرزندان مهاجر تحصيل كرده اند باعث شده است كه فرزندان مهاجر در سنين جواني دچار افت تحصيلي مفرط شوند وتعدا زيادي از فرزندان مهاجر به جاي آن كه به درس وتحصيل اهتمام ورزند به كارهاي روز مره گرفتار مي ايند. البته اين ها كساني هستند كه شانس رفتن به مكتب را يافته اندودراين صورت باز هم بسياري از استعداد هاي درخشان افغاني در خارج از كشور هدر مي رود وضرر وزيان آن متوجه مردم وحكومت افغانستان مي گردد. حكومت به لحاظ قانوني مكلف است كه از اتباع كشور در هر گوشه ئ دنيا دفاع كند وبراي احقاق حق آنها بكوشد ويكي از حقوق مسلم انها ايجاد بستر مناسب براي باز گشت آبرو مدانه آنان به كشور وايجاد زمينه ي فراخور براي جذب آنها در كشور است. كه گويا حكومت افغانستان دراين زمينه ها گوش پند نيوشي ندارد. گيله اي هم نيست زيرا اين حكومت كدام گره از كار فرو مانده مردم اين گشوده است كه توجه به مهاجرين وسرو سامان دادن به آنها كار دومش باشد.
نكته دوم درخور تامل. زمان اعلام اين تصميم از سوي مقام هاي ايراني است. پرسش آنست كه چرا ايران شرايط كنوني را براي اين تصميم بر گزيده است . قرار برخي گزارش ها حكومت ايران از مدت ها بدين سو اعلا م كرده بود كه حدود يك مليون مهاجر غير قانوني در خاك آن كشور زندگي مي كند وبه گفته ي نادر فرهاد سخن گوي سازمان بين المللي مهاجرت، حكومت ايران حق دارد كه مهاجرين بي مدرك را از خاك خود بيرون كند و آن ساز مان نيز گفته است كه دراين زمينه هيچ برنامه اي ندارد حتا مهاجرين فاقد مدرك اقامتي ا ز كمك هاي اندك آن ساز مان در هنگام باز گشت نيز برخوردار نخواهد گشت. سخن گوي آن ساز مان بيان داشته است كه ما به لحاظ انساني از حكومت ايران مي خواهيم كه مبادرت به اخراج افغانها نكنند زيرا شرايط افغانستان براي جذب آنان مساعد نيست. اين سخن بدين معنا است كه براي ايران هيچ الزام قانوني وبين المللي وجود ندارد كه آنهارا نگهدارد.نكته ي ديگري كه در رابطه با شرايط اين تصميم مي توان مطرح كرد انست كه به گفته ي برخي آگاهان سياسي، وضعيت ايران روز به روز اشفته تر مي شود . هرروز وماهي نيست كه مجامع بين المللي تحريم هايي بيشتري را عليه ايران وضع نكنند ودر نتيجه ايران روز به روز تحت فشار فزاينده قرار مي گيرد. برخي گزارش ها حاكي ازانست كه تورم هرروز بيش از روز ديگر افزايش مي يابد، برعكس ارزش پول ايران كاهش قابل ملاجظه اي يافته است. طرح هدفمندي يارانه ها كه يكي ازطرح هاي حكومت احمدي نژاد در چند سال گذشته بود وحكومت ايران اميد مي برد كه با اين طرح از ميزان هزينه هاي دولت بكاهد ودر نتيجه كسري بودجه سا لانه آن كشور كاهش پيدا كند با موفقيت چنداني رو برونبوده است. گزارش ها يي كه دربرخي وبسايت هاي ايران به چشم مي خورد كشمكش بر سرعملي كشدن قانون هدفمند كردن يارنه ها، اينك به يك معضل ميان مجلس ووقوه مجريه آن كشور تبذديل شده است. تخلف هايي كه از سوي حكومت ايران در قسمت هزينه كردن يارانه ها صورت گرفته توسط مجلس ايران به قوه قضائيه ان كشور سپرده شده است. اين كشمكش هاي سياسي ميان دو قوه در حالي صورت مي گيرد كه رئيس بانك مركزي ايران اعلام كرد كه فشار هايي ناشي از تحريم هاي بين المللي بيشتر از فشار هاي جنگ بر آن كشور فشار وارد آورده است. بنابراين با اين همه فشارها يي كه بر حكومت ايران تحميل شده است بايد منتظر چنين اعلامي از سوي مقام هاي ايران بود. برخي كار شناسان اعلام اين تصميم رابا سياست هاي خارجي حكومت افغانستان نيز مرتبط مي دانند اين تحليل گران بدين باوراندد كه در بسا موارد از مهاجرين به عنوان وسيله فشار بر حكومت ها نيز استفاده شده است. بعيد نيست كه حكومت ايران نيز دراين شرايط ازاين اهرم براي استفاده سياسي سود برده باشد برخي پارامتر هايي كه ممكن است حكومت ايران را وادار به اين تصميم كرده باشد به صورت مختصر اشارت مي شود. تصميم برامضاي پيمان راهبردي افغانستان امريكا،يكي ازاين پارامتر ها است . ايران همواره از حضور نيرو هاي امريكا در خاك افغانستان ابراز نگراني كرده است واين نگراني را پنهان نيز نه كرده وگفته است كه بايد نيرو هاي بيگانه از منطقه خارج شوند وامنيت افغانستان به كشور هاي منطقه سپرده شود. اين طرح بدين معنا است كه هركه نيرو مند تر است نقش وجايگاه ببشتري در افغانستان خواهند داشت؛ دراين صورت ايران حرف اول راخواهد گفت .هم به لحاظ مالي از درآمد نفتي بالايي برخوردار است وهم به لحاظ انساني نيرو هاي متخصص فراوان امابيكار دارد كه مي تواند دراين راستا كمنافعي براي ايران به دست آورد.از نظر امنيتي نيز مي تواند امنيتي پايداربراي آن كشور فراهم اورد واين ايده الهاي تهران وقتي مي توانست جامه واقعيت بپوشد كه افغان ها به پيشنهاد امريكا نه مي گفتند وامضاي پيمان راهبردي را نمي پذير فتند براي آنكه افغان ها به پبشنهاد امريكا براي امضاي پيمان راهبردي نه بگويند ودر خواست ايالات متحده را نپذيرند،ايران هزينه هاي فراواني را تقبل كرد دررسا نه هاي داخلي ايران هم كوشش ها در جهت ايجاد نفرت ودشمني عليه غرب بود. اگر در حمله اشتباهي نيرو هاي غربي پنج نفرزخمي مي شدند؛ رسا نه هاي ايران مي كوشيد با ضريب چند برابر به خورد مردم دهد وذهنيت هارا عليه حضور نيرو هاي خارجي تهييج كند. در داخل افغانستان نيز رسا نه هاي وابسته به جمهوري اسلامي بيشتر ازايران مايه گذاشتند و حال هم مي گذارند .بيشتر ازايران از بدي ها وزشتي هاي غرب گفتند حتا مبادرت به صدورفتوا صادر كردند. از خدا وپيامبر وحديث وآيه را در كفه ترازو ريختند تا از وزن غرب در افغانستان بكاهند و بر افغانها بقبولانند كه حضور نيرو هاي خارجي جز تباهي وفلاكت وبد بختي به بار نمي آـورد. اما به رغم اين همه تبليغات تصميم لوي جرگه وحكومت افغانستان بر خلاف اراده ي جمهوري اسلامي ايران بود واين تير ايران به سنگ خورد ونياتش عملي نشد.
دوم آن كه مذاكره با طالبان به جاي حساسي رسيده است ممكن است با يك توافق طالبان به پروسه صلح بپيودد واين روند تا سال 2014 تكميل شود دراين صورت ايران خواستار جايگاه بلندي درآينده افغانستان است . جايگاهي كه در غراق بعد از خروج كسب كرده است مي كوشد حد اكثر اين جايگاه را در افغانستان نيز داشته باشد. سوم اين كه ايران مي خواهد در مذاكرات با طالبان نيز نقش اساسي داشته باشد گرچه مقام ايراني دراين زمينه اظهار نظر نه كرده اند اما بي ميل نيستند با انها مشوره صورت گيرد وجزئيات مذاكره با طالبان با آنها در ميان گذاشته شود نا خرسندي ايران از مذاكرات پشت پرده طالبان با امريكا معطوف به چشم انداز صلح با طالبان وجايگاه ايران در آينده افغانستان است. نكته مهمي ديگريكه ايران را بيش از گذشته حساس كرده است اعلام دفتر نمايندگي طالبان در يكي از كشور هاي رقيب ايران است. شايد قطر براي تهران قابل قبول تر باشد تا تركيه يا عربستان سعودي، گشايش دفتر دريكي ازاين دو كشور به معناي بها دادن ويژه به يكي ازاين دو كشور است كه با تهران رقابت تنگا تنگي داردلذا ممكن است اين رويكرد حكومت افغانستان ،مقام هاي تهران را واردا ساخته باشد كه براي تحت فشار قراردادن افغانستان در چنين شرايطي به مهاجرين التيماتوم دهد كه سه ماه ديگر خاك آن كشوررا ترك كنند. حال مقامهاي تهران با هر انگيزه اي به اين كار مبادرت ورزيده باشد حكومت افغانستان بايد تلاش كند تا دولت ايران را قانع سازد كه دست ازاين كار بردارد در مرحله دوم بايد حكومت مصمصم باشد كه يك راهبرد منطقي تدوين كند وبراي باز گشت مهاجرين آمادگي هاي لازم را بگيرد. به هر حال از كشور هاي بيگانه هيچگاه انتظار نبايد داشت كه يك خارجي را تحمل كنند بلكه اين حكومت افغانستان است كه بايد براي شهروندان كشور فكر كند وراه حلي بيابد.