سرمقاله

امریکا و پرسش‌های بی‌پاسخ

 روزگار غریبی است نازنین، این سخن احمدشاملو شاعر بزرگ معاصر ایران است، ما نمی‌دانیم که کدام غربت بر روزگار این شاعر بزرگ سایه افگنده بود که او این چنین غریبانه سروده است اما بی‌گمان به اندازه روزگار ما افغان‌ها غریب نبوده است. مردمی که سیزده سال در سخت ترین شرایط در برابر خون آشام ترین ارتش جهان ایستاد، دردها و آلام فراوانی را تحمل کرد. هنوز زخم‌های تجاوز اتحاد شوروی التیام نیافته بود که گروه خون آشام و ددمنشی به نام طالبان ظهور یافت، و چون فرعونیان به تخويف وتهديد مردان وزنان اين مرزوبوم پرداخت،چه سرها که به دار رفت و چه تعداد زنانی که دردددره و شلاق این وحشی‌های قرون وسطی را به جان خریدند، تا آنگاه که منافع قدرت‌های بزرگ جهانی به خطر نیافته بود،‌ هیچ بانگی بر نخواست و هیچ دلی برای نقض حقوق بشرنسوخت تا آنکه آتش کینه ورزی‌های تروریستان برجان کاخ سفید نشينان افتاد و ابهت و شکوه امریکا را زیر سوال برد. غریو نقض حقوق بشر از نهادهای سردمداران امریکا برخاست، هزاران سرباز به اين سوي گسیل داشتند تا نظام طالبانی را ساقط کنند، ما افغان‌ها که در رویای دموکراسی امریکایی بودیم، از خواب پریدم و به پیشواز منادیان صلح، دموکراسی و حقوق بشرشتافتیم و قدم سربازان آن را گرامی داشتیم، اگر ظلم و اجحافی برما رفت، لب فرو بستیم و برای یک مصلحت کلانتر از حقوق روزانه خود گذشتيم تا به حق فاخر و کلا‌نی دست یابیم. اما از آن آنزمان‌ ده سال گذشت، نه نهال حقوق بشر در این سرزمین به بار نشست، نه دیوار دموکراسی استوار گشت و نه پرچم ایده‌ها و آرمان‌های انسانی بر افراشته شد. اما به رغم این نا امیدی‌ها می‌پنداشتیم که امریکا دشمن دشمن ماست و در مواضع ما قرار دارد و از حق ضایع گشته ي ما در برابر خون آشامی طالبان دفاع می‌کند، اما دیدیم که این منادی حقوق بشر، اعلام داشت که ما دشمن طالبان نیستیم و رئیس جمهور اوباما هیچ گاه سخن بی‌ادبانه در برابر هم پیمان طالب نگفته است، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد طالبان دشمن ایالات متحده امریکا نیست. شنیدن این سخنان چون پتک گرانی بر ما فرود آمد و به باورهای بی‌بنیاد خویش گریستیم و بر دروغ هاي شاخدار و بی‌باوری‌های کاخ سفید خندیدیم و دانستیم که تکیه بر گفته‌های این مدعیان جز غافل نگهداشتن ذهن خود نبوده است.

اعلام امریکا نشان داد که مقام‌های کاخ سفید، جز در اختیار گرفتن جغرافیای افغانستان و تسلط بی‌چون و چرا در محدوده این کشور نبوده است. دفاع از دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی و.. سخنانی گزافی بیش نبوده ونيست.

آنچه ايالات متحده امریکا در امریکای لاتين و خاوردور انجام دده بود و برای دستیابی به منافع خویش دست به تغییر حکومت‌ها زده بود،‌در افغانستان نیز همان سیاقت‌های کهنه را در پیش گرفته است.

ما باور داریم که تغییر سیاست‌های امريکا نه آبرویی برای آن کشور خواهد گذاشت و نه بهبودی در افغانستان به وجود خواهد آمد.

امریکا بدون پرداختن به نیازمندی‌های اصولی افغانستان و کمک به ایجاد زیرساخت‌های کشور  نخواهدتوانست که به این کشور حضور داشته باشد و آینده‌اش تضمین باشد.