i.   . فساد در كشور هاي گونا گون به صورت هاي گونا گون وجود دارد هر كشوري داراي تركيب خاصي، اقتصادي ، سياسي واجتماعي است متناسب با همين تركيب ها فساد ها نيز تكتر وتنوع دارند. بنابراين همين تنوع باعث شده است كه مبارزه با آن  نيز دشوارا باشد . وتي از فساد در حكومت افغانستان سخن مي رود نوك پيكان انتقاد ها  به سوی حکوت افغانستان نشانه رفته ومي رود.در سال های اخیر هیچ رسا نه ای نبوده است كه به نحوی به فساد موجود در حكومت نپرداخته باشد وحکومت را منبع تمام نمای ان ندانسته باشد. آنچه که حکومت را بیش از پیش در معرض انتقاد قرار داده است، تمرکز فساد در كانوني به نام دولت است. وقتی کسی با پولیس،قضات،وسایر ادارات حکومتی مواجه می شود وبرای انجام یک کار کوچک بار ها مراجعه می کند وبرای یک تخلف کوچک باید جور فراوان بکشد وسر انجام با پرداخت رشوه خلاص شود اين همه فساد از منبع سرچشمه مي گيرد وبه يك منبع رجعت مي كند.وآن رجعت گاه حكومت است كه در محور ومحراق توجه قرار مي گيرد. اما فساد موجود به صورت هاي گونا گون خود نمايي مي كند مي توان انواع فساد رايافت كه به اداره هاي حكومتي مربوط است   وقتی موتری با بار اضافی داخل شهر می گردداز سوی پولیس ایست داده می شود باید رشوه بپردازد تا جان خودرا خلاص کنديا كساني كه برای ساختمان های غیر قانونی به ارگان های شهرداری رشوه می پردازد تا بتواند کار غیر قانونی خودرا به انجام رساند.صورت های گونا گون فساد را به نمایش می گذارد . اما مجموع اين فساد ها، بخشي از فساد گسترده است كه در حكومت وجوددارد. اگر کار مندی مطا بق قانون باید ساعت 8 برسر کار بیایداما بعداز دو ساعت یا بیشتر بر سر کار می اید  ودر نتیجه مراجعه کنند گان ساعت ها درراهرو های ادارات منتظر می نشینند؛ نوعی دیگری از فساداست.با دیدن چهره های گونا گون فساد در حكومت این پرسش مطرح شده است که ایا فساد در داخل ادارات حکومتی شکل می گیرد آنگاه به جامعه تسری پیدا می کند یا آن که بر عکس آن صادق است وآدمیان فاسد داخل نهاد های حکومتی می شوند واین مکروب به هر جای ديگر نشرو پخش می شود؟

ii.       بی تردید فساد اداری بر خواسته از فساد عمومی است که در جامعه وجود دارد ا گرچه حکومت موظف است که در مبارزه با فساد اداری منضبط تر اقدام کند تا  فساد در ادرات حکوتی رخت بربندد يا حد اقل كاهش بيابد اما واقعيت آنست كه فساد اداري بر خواسته از ادارات نيست بلكه خبر از فساد گسترده اي اجتماعي دارد  تا فساد ریشه دار در جامعه ي  ما وجود داردفساد از اداره هاي حكومتي كاستي نخواهد گرفت.  آنان که به نهاد های حکومتی می روند یا فرزند ان همین خانواده هاهستند، درهیمن خانواده ها تربیت یافته اند ودر همین نهاد های آموزشی تعلیم دیده اند وبا مردم همين جامعه د راراتباط بوده اند واز همین جامعه رنگ گرفته و شخصیت يافته اند بنابراین بعد از شکل گیری شخصیت وارد نهاد های حکومتی شده اند آنگاه دست به فساد برده اند.دوستی می گفت کسانی را می شناسم که سابق براین در حوزه های علوم دینی درس دین خوانده است ونماز های روزانه را به نیکی ادا می کرده حتا گاهی به نماز شب نيز  رغبت نشان مي د اده است اما از قضای روز گار هوس کار مند شدن به سرش افتاده وراهيی کابل شد وبعد از مدتی نگذشته بود که این روحانی دین شناس چون افعی شده بود شكمي به پهناي تمام افغانستان يافته بود که دروازه نهادهای پولدار را زده بودوبا هزار تملق وريا كاري دست برده بود تا بتواند راهي به يكي ازآن نهاد ها پيدا كند. آنچه اهميت دارد قاعده بودن فساد در كشور ما است. بنابراین فساد  اداری کنونی ازعمق وپهناي عميقي برخوردا ر است كه بدون توجه به آن، مبارزه كردن وحتا كاستن ازان د شوارمي نمايد.اگر با مثالي بتوان مطلب را روشن كرد اين كشور را بايد به نمك زاري تشبيه كرد كه هرچه دران  بریزند نمک می شود. همان گونه که تذكر رفت هر آدمی نیکی وقتی وارد اين خاك شود دامن در فساد مي الاید ورنگ همین جماعت را به خودمی گیرد . لذامی توان گفت که فساد اداری در كشورناشی ازهمین جامعه فاسد است.  تا وقتی برای رفع ودفع این فساد راهی جست وجو نشود نمی توان به کاستن ویا ریشه کردن فساد در نهاد هاي رسمی خوشبين بود لذا مبارزه با فساد اداری وقتی می تواند ثمر بخش باشد که به اصل وشناخت ریشه های فساد در جامعه پرداخته شودآنگاه ریشه های فساداداري در گستره همین فساد اجتماعی مورد تحیقق وبررسی قرار گیرد. رشوه ستانی، باند بازی ها، قانون گریزی ها برخورد زشت ونا پسند با مراجه کنندگان اذیت وازار مردم، بخشی كوچکی از یک فساد عمیق ، گسترده ومهار نا پذیری است كه در کشور ما وجود دارد. گاهی اصحاب رسا نه ها بیشتر از سایرین به فساد دردستگاه حکومت می پردازند اما متاسفانه این فساد در همین نهاد های منتقد نیز وجود دارد. به طور مثال رسا نه ای که برای دریافت پول می خواهد ابروی شخصی را ببرد یا به کسانی دربدل گرفتن پول توهین روا مي  دارد خود فاسد است کسی که پول می گیرد تا مطلبی را بنویسد اما توجه ودقت کافی نمي كند یا در نوشتن مطلبی کمترین تعمق ودقت به خرج نمی دهد این ها گونه ي از فساد است، ولیکن متاسفانه این نهاد ها هیچ گاه به این فساد مزمن ومضر نه پرداخته اند. نادانی که بر اساس تملق وریا کاری فقط برای به دست اوردن پول بیشتر درراس یک رسا نه قرار مي گيرد خود نوعی به فساد گرفتار است گرچه به مذمت فاسدان مي پردازد. وقتی این ادم ها به نقد حکومت می پرردازند، اول تر از همه به ریش مبارک خود می خندد؛ یعنی کسی که خود به انواع آلودگی مبتلا است ،اما مدعی اصلاح است به جای آن که اصلاح کند به تعبیر پیامبر بزرگ اسلام فساد می کنند . لذا فساد شکل بسیار گسترده  اي دارد که فسا اداری بخشی کوچکی ازانست. برای ریشه یابی ومبارزه با فسا داجتماعی باید نهاد های گونا گونی دست به کار شوند از جمله باید ریشه های روانی واجتماعی فساد شناخته شود .ریشه های روانی فساد مورد توجه قرا رگیرد.به این پرسش پاسخ داده شود که چرا فسادبه صورت یک اپیدمی درامده است. من وقتی به همکارانم می نگرم که گاهی به وظایفی که به عهده شان گذاشته شده است وتعهدی كه سپرده اند، درادای آن سر باز می زندد بدین امر ا می انديشم كه اگر همین اهل رسا نه ومنتقد حکومت ودل گیر از فساد کنونی حکومت، درراس نهاد حکومتی قرار گیرد همان عملی را انجام خواهد داد یک کسی دیگری انجام داده است. کسی که وجدان ا نسان دوستی ورساندن خیر به دیگران در وجود او مرده باشد، کسی كه شخصیت خودرا در حد پول تنزل داده باشد وکسانی كه خودرا با پول تعریف کرده باشد، بی درنگ برای آن كه عیا روجود وجودش را بالا برددرصدد بدسـت‌اوردن پول بيشتر مي شود كه همين افزون طلبي ها است كه ريشه هاي بسياري از خباثت ها شده است. . کسی با امکانات مادی تعریف شده است او ناگزیر است که دراین راه از هرراهی بخواهد تلاش ورزد تا بيشترفراهم آورد تا مورد توجه باشد. اگر متهم به بدبینی نشوم می توانم این گونه اظهار کنم که فساد در افغانستان چنان دا من گستر وفراگیر است که باید همتی بلندی دراین کشور وجود داشته باشد تا راهی به سوی کاستن ازان پیدا كند. برای مبارزه با این پدیده ي سخیف، اول تر از همه شناخت آنست باید کسانی باشند که با تحقیق وتحلیل به ریشه های این پدیده بپردازندواین امکان متاسفانه دردست حکومت افغانستان قرار ندارد زیرا شناخت وتحلیل این پدیده مهلک بایدتوسط نهادهاي علمي ودانشگاهی انجام شود اما دانشگاه های دولتی خود به حدی از فساد غرق شده اند که نیا زمند همتی می خواهد تا این افراد براي مبارزه با فساد وجود داشته باشد با ید از نهاد های اموزشی بین المللی کمک گرفته شودریشه های روانی واجتماعی آن بررسی وتحلیل گردد. اما آنچه به نظر این نگارنده می رسد آنست که در جوامع امروز دو قدرت ونیروی فوق العاده مهم برای پرهیز ار فساد وجود دارد؛ یکی عقلانيت است دوم دين. عقل مدرن ومستقل ازدين که عمدتا کشور های پیشرفته ومدرن بدان دست یافته اند و غالب اعمال شان بر آن بنایافته است با تكيه بر آن حریم یک دیگررا محترم می دارند، حقوق یک دیگررا می شناسند وبدان احترام می نهند البته بدین معنا نیست که آنان فاقد دین هستند بلکه منظور آنست که عقل داوری زندگی اجتماعی وزیست باهمی آنها است و اما آن عنصری که در جامعه عقب مانده مثل افغانستان باید داور نهایی باشد وآدمیان را از تضییع حقوق یک دیگر باز دارد و احترام یک دیگررا تلقین کند و ازز یاده خواهی وضایع کردن حقوق یک دیگر باز دارد دین است. توجه به آموزه های دینی وپای بندی بدان می تواند بزرگترین وارجمند ترین پشتوانه یک زندگی انسانی باشد.اما متاسفانه امروز به رغم ادعای كلان دين  د اري این عنصر ارزش مند در ميان ما كم رنگ است. دين در سطح جامعه بسيار پررنگشده است اما در خدمت اميال واغراض شخصي وسياسي قرار مي گيرد نه دردلها كه يك نيروي بازدارنده از بدي ها وپلشتي ها باشد.ابزار گرفتن دین در امور سیاسی وقدرت ، وسیله ای برای کوبیدن رقیب وتوجیه گری درنزاع های قبیلوی دین را به سطح بسیار نازلی کاهش داده است لذا علاوه برریشه های اجتماعی وروانیي كه ازان یاد کردیم ما نیاز مند احیای مجدد دین دردل اجتماع خود هستیم که دردل هانفوذ کند مارا از درون  کنترل کند آنچه در جامعه ما وجود ندارد دین معنوي است که زندگی ما بر آن اساس سامان پذیرد و خدارا اززبان ما به درون ما منتقل كند خدا دردل جاي گيرد،با ما انس گيرد نه دین طالباني كه جز خشونت ودرنده خويي وخون اشامي. در حقیقت ما فرو مانده از هردو موهبت بزرگ خداوندی هستیم. نگوئیم که امروز صف جماعات ما طولانی است اما اگر صف جماعت توام با احترام به ناموس ديگران ،ابروی دیگران نبا شد بايد به ان نماز وصلات تردید روا داشت . مهمترین عمل دین بازداشتن ادمیان از دست بردن با کار حرام است هر دینداری وقتی دستش به مال مردم دراز می شود خدارا در نظر می آورد وروز قیامت را که جز عمل نیک هیچ چیز به دراو نمی خورد  اين دين داري مي تواند منشاي خير وبركت فراوان براي مردم ما باشد اما جاي آن خالي است.