تعهد جامعه بین المللی وحکومت افغانستان
البته اسان ترین راه آنست که همه کاسه کوزه هارا بر سر حکومت بشکنیم وهمه ناکامی هارا به حکومت نسبت دهیم ونگرانی ها ودغدغه هارا از خود دور کنیم؛ ولیکن این امر نه عادلانه است ونه هم کار گشا. مردم افغانستان امید می برند که حکومت ومخالفان ومنتقدان سیاسی حکومت دور هم بنشینند وبرای ایجاد یک راهکار مناسب به مشوره بپردازند. تنها انتقاد کردن ودستی دور به آتش داشتن واعتراض کردن همان گونه که تا حال دردی از این کشور مداوا نکرده است بعد ازاین نیز نخواهد توانست. البته این گام نیز با این پیش زمینه برداشته می شود که هم حکومت وهم مخالفان سیاسی ومنتقدان، بدین امر دست یافته باشند که نه تمام زشتی ها ونا کارا آمدی ها در کنار حکومت نشسته است؛ ونه همه خوبی ها ونیکویی ها بامخالفان سیاسی همراه وهم گام شده است. به تعبیر دیگر نه مخالفان سیاسی منشای همه خیرات وبرکات است وچنین بپندارند که"آنچه خوبان همه دارند آنها تنها دارد" که اگر حکومت کنونی نبود آنها این کشوررا گلستان می کردند ونه چنین پنداشت صواب است که گفته شود که حکومت فاقد همه خوبی ها ونیکویی ها ومنشای همه بدیها وشرارت ها است. بنابراین ارسیدن بدین تامر مطلوب نیاز مند یک دید جامعه شناسانه به تمام جامعه ی افغانستان در سی سال گذشته است.و تا این دید جامه شناختی ایجاد نشده است، حکومت ومخالفان سیاسی به یک دید مشترک نرسیده اند ودر جهت واحد به حرکت نیفتاده اند، بسیار دشوارا ست که به تعهدات بین المللی عمل شود وهم چنان از جامعه بین المللی نیز خواسته شود که آنچه گفته اند عمل کنند. متاسفانه همین عدم درک وآگاهی اجتماعی حکومت ومخالفان از وضعیت اجتماعی افغانستان باعث شده است که هردو جناح قدرت هریک در جهت مخالف هم کار کنند ودر نتیجه آنچه که زیان دیده ومی بیند مردم افغانستان بوده واست .دراین چند سال گذشته نیز معمول ومتعار ف بوده است که گروه های مخالف حکومت بر مبنای نقد حکومت ایجاد شده اند وتمام هدف شان سود بردن واستفاده جویی از ضعف ونا کا آمدی حکومت بوده نه آن که اپوزیسیون سیاسی بر اسا س یک دید مثبت به وجود آمده باشند وراهکار های مشخص ومفیدی برای فرا شد از وضعیت کنونی داشته باشند. جبهه ملی گذشته، به رهبری استاد ربانی، ایتلاف تغیر و امید به سر کردگی عبدالله عبدالله وجبهه جدید ملی به رهبری سه تن دیگر، هیچ کدام طرحی برای فراشد از وضعیت اشفته کنونی نداشته اند. همین نداشتن طرح وبرنامه مدون وتاکید بر بعد منفی حکومت بدون ارایه یک راهکار مناسب، سبب شده است که احساس بد بینی روز تا روز بیشترشود، زمینه های گسست روز به روز افزایش پیدا کند. ایتلاف هایی که هرروز مانند قارچ این طرف وان طرف اعلام موجودیت می کنند هیچ سخنی جدیدی برای گفتن وهیچ برنامه وطرحی برای بیرون شدن از وضعیت کنونی کشور ندارند و حکومت افغانستان نیز نتوانسته است یا نخواسته است با تواضع وفروتنی دست نیاز به سوی آگاهانی درازکند که سخنی برای ارایه دارند اما در صف مخالفان سیاسی احراز موقف کرده اند.آنچه مایه نا امیدی است، آنست که هردو جناح حکومت ومخالفان سیاسی همانند دو کودک لجوج وبی منطق عمل کرده اند. باز ی هایی که مجلس نمایندگان با حکومت وبر عکس ،در یک سال اخیرانجام داده اند، نماد ونمودی ازاین بازی های کودکانه است. هیچ یک از طرفین مصالح کشوررا در نظر نه گرفته اند وبرای رفع مشکلات کشور تلاش نورزیده اند. هر کدام تلاش کرده است یک دیگر را مغلوب کند ونسبت به یک دیگرموضع برتر داشته باشد. تا وقتی که این باز ی های بچگانه در سیاست افغانستا ن معمول باشد، توان وپوتانسیل های حد اقلی موجود نیزهدر خواهد رفت، تعهدات افغانستان در قبال جامعه ی بین المللی نیز به انجام نخواهد رسید وافغانستان همانند گذشته در جا خواهند زد . اما زمانی که این آگاهی به وجود اید که همه ضعف دارند ، یکی کمتر دیگری بیشتر، ومی توان از قوت یکی در جهت کاستن از ضعف دیگر استفاده برد واین ها می توانند مکمل یک دیگر باشند؛ آنگاه می توان امید وار بود.البته متاسفانه باید گفت که فراشدن ازاین وضعیت چندا ن هم ساده نیست، بلکه این جهل مرکب است که هردو طرف برآن مرکب سواراند وهردوخودرا در موضع حق می دانند،هردو خودرا انسان های کامل می پندارند، وهردو نیز از دیگری توقع می برد که موضع اوبرجسته شود وهم ازاو طرفداری صورت گیرد، نتیجه این تخالف وتخاصم وتعارض آن شده است که می بنیم .
چالش دوم دربرابر حکومت کنونی افغانستان و جود همسایگان طماع وآزمند است. همان گونه که این قاعده برای همه قابل فهم است. هیچ کشوری موفق نخواهد شد مگر آن که ی تعادلی میان شرایط داخلی وخارجی آن ایجاد شده باشد. وقتی هر عمل نیکی درداخل با دست درازی ها وباز خوردهای منفی همسایگان مواجه شود، بی تردید راهی به سوی بهبودی گشوده نخواهدشدوهیچ کشوری بدون یک هماهنگی وهم گامی منطقه ای راهی به سوی ثبات وآرامش نخواهد پیمود. آنچه که مارا در وضعیت شکننده وتاثیر پذیر قرار داده است، سی سال خشونت ودر گیری هایی بوده که همسایگان مارادر بلعیدن توان وامکانات ما جری تر ساخته است. در سی سال گذشته وضعیت ما به گونه در حراج دید همسایگان ما قرا رگرفته که توان پنهانی نداریم که همسایگان ازآن هراس داشته باشندوما همانندصاحب خانه ای هستیم که دزد ها متاع خانه مارا می دانند وبرآن اسا س خودرا مجهز برای ربودن دارایی های ما می کند وهمسایگان نیز بر اساس یک شناخت دقیق ودرست عمل می کنند ومی دانند که نقطه ضعف ها ی ما در کجا است و با استفاده از آنها مارا در چنگ خوددارند وبا همان توان باما بازی می کنند ومارا در خدمت اهداف خود می گیرند. در نشست بن دوم، پاکستان شرکت نکرد . که این شرکت نکردن دو تلقی مثبت ومنفی به همراه داشت. برخی کار شناسان،عدم شرکت پاکستان را یک نقطه مثبت دانسته اند واظها رکردند که شرکت پاکستان جز تکرار دروغ های گذشته ی آن کشور نبود وشرکت آن کشور جز آن که انحراف اذهان جامعه بین المللی باشد ره آورد دیگر نخواهد داشت. اما برخی دیگر نبود پاکستان درآن نشست را یک نقطه منفی می دانند وبدین نظر اند که اگر پاکستان در نشست بن دوم شرکت می جست حتا اگردروغ های گذشته را تکرار می کرد، باز هم می توانست یک اعتراف باشد وجامعه جهانی را بدین امر واقف سازد که پاکستان جزدروغ وریا کاری چیزی در چنته ندارد. ایران همسایه تاثیر گذار دیگر افغانستان است که همیشه یک ساز بیشتر ندارد تا کوک کند. همیشه از ساز ایران یک آهنگ بیشتر شنیده نمی شودکه جامعه جهانی، حکومت ومردم افغانستان نیز با این آهنگ اشنایی کامل دارند و آن قدر این ساز تکراری شده است که هیچ چنگی به دل نمی زندوبرای مردم افغانستان هیچ جاذبه ی ندارد. آنان که سخنان این همسایه را تکرار می کنند و گاهی در وبسایت هانیز منتشر می شود می دانند که دروغ می گویند وریا کاری می کنند. ساز تکراری ایران همانا بیرون شدن جامعه ی جهانی از افغانستان وسپردن امنیت به دست کشورهای منطقه است. اگر چنانچه این گفته هاراناشی از باز خورد منفی ایران ندانیم وبه فرض نشان حسن نیت این کشور به حساب آوریم، بی تردید ناشی از جهل این کشور در قبال افغانستان ونیاز مندی های کشورما ونگاه متصلبانه به منافع خود آن کشور باید به حساب آورد. به هر صورت نتیجه ای که می توان گرفت آنست که تعهد افغانستان در قبال جامعه ی جهانی هم نیاز مند توجه جامعه جهانی در قبال افغانستان است اگر چنانچه به دست درازی های همسایگان افغانستان توجه صورت نگیرد ودست پاکستان هم چنان در مداخله گری ها باز باشد، حکومت ومردم افغانستان به ابادانی کشور خود بپردازند وپاکستان تخریب کند این دور باطیل تکرار خواهد شد وتوانی برای بهبود حکومت باقی نخواهد ماند. لذا می توان این گونه بیان داشت که باید تعهد بین المللی در قبال افغانستان یک تعهد مستمر وبدون گسست باشد تا افغانستان توان مقابله در برابر تهدیدات خارجی از جمله همسایگان افغانستا ن را بیابد د ودراین پیوستگی است که حکومت افغانستان ومخالفان سیاسی کشور از مواضع کودکانه بیرون ایند وبا یک عزم ملی تلا ش ورزند که ضعف های یک دیگررا کاهش دهند ودر جهت تکمیل یک دیگر حرکت کنند آنگاه می توان به اینده امید وار شد. دز غیر آن همین اشتباهات گذشته تکرار می شود. اگر تروریستان با استفاده از خلاهای امنیتی عبور کردند ومردم مارا به گلوله بستند واگر هر اشتباهی از هر که سر زد وما فقط حکومت را دیدیم وتمام کاسه وکوزه هارابر سر او شکستیم واگر حکومت چهارنعل اسب دوانیدبدون ان که خواسته های مردم را درنظر گیرد و به سخنا ن دیگران گوش فرا دهد ونهاد های مدنی را تضعیف کند وبدین پندار باشد که بیش از همه می داند باید به حال خود بگرئیم وبدانیم که وضعیت ما بهتر از گذشته نخواهد شد وتعهدی عملی نخواهد گردید.