عاشورا در عاشورا
. آنچه جنایت سه شنبه گذشته را با تعجب وتحیر همراه کرده است، بی سابقه بودن آن د رده سال گذشته است. در سال های گذشته مردم افغانستان شاهد ترور شخصیت های مهم کشور بودند وبسی از فرزندان دلبند خودرا خود کفن کردند وبه خاک سپردند اما فاجعه ی به این پهنا وگستردگی کم تر دیده بودند. بعد از شکست گروه مزدور طالبان واقدام ها ی فرقه گرایانه ان گروه، این اولین بار است که پیروان مذهب شیعه به صورت بر نامه ریزی شده وهدفمند مورد خشونت وکینه توزی های آدم کشان حرفه ای قرار می گیرند . درزمان اشغال افغانستان توسط این گروه مزدور شاهد بودیم که شیعیان را به کشتار واخراج متهم می داشتند اما بعد از افول ستاره اقبال طالبان چنین حادثه ی کمتر اتفاق افتاده بود، حتا گفته می شد که رهبریک چشم طالبان به گروه وابسته به خود دستور داده است که از ایجاد تفرقه های قومی پرهیز نمایند. اما این که چرا چنین حادثه ی اتفاق افتاد و طالبان چنین جنایت هولناکی را مرتکب شدندو از پذیرفتن این جنایت نیزابا ورزیدند وان را به دوش نگرفتند نیا زمند تحلیل وتبصره های فراوانست. وشاید برای اشکار شدن آن زمان بیشتری لازم باشدتا دلیل آن روشن شودکه چرا طالبان مسئولیت حمله به مردم بی گناه را به دو ش نه گرفتند. البته گمانه هایی وجود دارد، اولین دلیل شاید دامنه ی وسیع وگستردگی آن باشد؛زیرا این حاثه به قدری وحشت ناک وغیر قابل باور بود که دل هر آدمی را به درد اورد وبا توجه به این که اکثریت کشتگان را کودکان وزنان تشکیل می داد احساس ها بیشتر بر انگیخته شد ولذا گروه طالبان برای آن که ازخشم عمومی مسلمانان دنیا وافغانستان بر کنار باشد و خواسته باشند دامان خودرا ازاین ننگ پاک نگاه دارند؛کوشیدند بار این جنایت را به دوش نگیرند؛زیرا دست یازیدن به چنین جنایتی هول ناکی آحساس هر انسانی را بر می انگیزد ونسبت به عاملین آن تنفر ایجاد می کند. گروهی که مدعی مسلمانی است سخت است که این بار جنایت را به دوش گیرد وان را توجیه اسلامی نیز کند. گرچه طالبان چنین جنایاتی را همیشه انجام داده اند.دومین دلیل ممکن است روز وقوع این حادثه باشد، این حادثه ی غم انگیز درروز عاشورای حسینی اتفاق افتاد، روز ی که شیعه وسنی در کنار یک دیگر قرار می گیرند وازاین روز خونبار تجلیل می کنند. بر خلاف گزارش های برخی خبر گزاری ها که این جنایت را یک حرکت فرقه گرایانه خوانده است. در افغانستان هیچ گاه فرقه گرایی دینی با عث .وبانی این همه جنایت نشده است . حتا اگر جنگ وخشونتی نیز میان گرو های سیاسی رقیب رفته است بیشتر ازان که مبنای دینی داشته باشد، ریشه در عصبیت های قومی داشته است. لذا نمی توان این خشونت را صرف برای ایجاد تفرقه به حساب آورد نه سنیا ن کشور دست به چنین جنایتی آلوده اند ومی الایندونه هم شیعیان آین جنایت را منسوب سنیان می دانند.بنابراین نباید چنین پنداشته شود که تعصب های مذهبی باعث چنین جنایت فجیعی شده باشد . وقتی مردم عاشورارا گرامی می دارند، نماد گرامی داشت پیامبر عزیز اسلام و حضرت علی خلیفه چهارم اسلام می شمارند وحضرت حسین رانیزفزند کسی می دانند که مزار او در مزار شریف قبلگاه دل های مشتاقان فراوانست،وبی حرمتی به حسین وکو چک شمردن نام ومقام اورا تحقیر حضرت علی می شمارند که خلیفه چهارم بعد از پیامبر اسلام است. لذا هیچ دلیلی نمی توان اقامه کرد که این حرکت ضد انسانی را یک حرکت ضد شیعه منصوب به سنی ها بتوان به شمار آورد . اما همان گونه که طالبان دردوران امارت خود به این گونه حرکت های فرقه گرایانه دست زدند در جنایت های اخیر نیز می توان آنهارا دخیل دانست زیرا دینی که طالبان ارایه داده اند، دینی است که عصبیت های آن بیش از محتوای دینی آنست یا می توان این گونه گفت که آنچه طالبان ارایه داده اند ومی دهندعصبیت های قبیله ای است که جامه دین به تن کرده است. بنابراین فاجعه ی هول ناک وضد بشری هفته گذشته، می تواند بر خاسته از تفکر منحط طالبانی باشد که دراین مدت نه به سنیان رحم کرده اند ونه بر شیعیان مروت. وفقط از گرو ه های افراطی بر می اید که دست به این گونه عمل بزنند وجنایتی چنین فجیعی را مرتکب شوند واز کسانی که با سلامت فکر زندگی می کنند ودین داری را خارج از تعصب های قبیلوی فهم کرده اند ودین اسلام را بر ضد تفکر شرک آمیز قبیله پرستی می دانند این گونه جنایت هر گز وبه هیچ عنوان صادر نمی شود؛ چنانچه تا هنوز در تاریخ اسلام سابقه نداشته است . اگر یزید دست به خون امام حسین آلوده کرد، عمده ترین دلیل او آن بود که خواست باآن جنایت،قصاص قتل پدران خویش را بستانند که به دست یاران پیامبر اسلام کشته شده بودند. . این که بعد ازاین واقعه این حادثه از سوی شبکه الجزیره به گروه جنگهوی پاکستان نسبت داده می شود، خود جای تامل فراوان دارد .زیرا خبر گزاری الجزیره در گذشته نیز تمایلات طالبانی داشته است وبه نفع طالبان گزارش داده است وبه نفع طالبان سخن رانده است. اگر باز هم برای رد گم کردن وانحراف افکار عمومی چنین یاوه هایی را بافته باشد هیچ بعید نیست . این پرسش ایجاد می شود که چگونه است که مقدمات تحقیق از سوی مسئولان افغانستان هنوز آماده نشده بود که شبکه الجزیره زود تر از همه گروه جنگهوی را معرفی کرد که عامل آن انفجار ها بوده است که دراین صورت دو گونه توجیه می تواند داشته باشد. یکی انست که خبر گزاری الجزیره خواسته است دامن طالبان راازاین ننگ پاک کند واین گونه القا کند که طالبان دست به این گونه جنایت ها نمی زنند تا حد اقل حمایت بخشی از مردم افغانستان را با خود داشته باشند . وقتی به گروه جنگهوی پاکستان نسبت می دهد این ذهنیت را ایجاد می گرددوبه مقام های افغانستان ومجامع بین المللی می قبولاند که اگر طالبان(احیانا) به پروسه صلح بپیوندند ودست از خشونت علیه حکومت افغانستان بردارند، باز هم پاکستان گزینه هایی دیگری داردکه بر جای طالبان بنشاند وخشونت بیافریند. لذا نباید پیوستن گروه طالبان به جرگه ی صلح را آخرین گام درراه صلح در افغانستان دانست بلکه با تضعیف طالبان یا از میان رفتن آن، خشونت هم چنان ادامه خواهد داشت وبرآنچه طالبان نتوانستند دست پیدا کنند آن گروه می تواند انجام دهد . شاید هم این خشونت ورزی ودرنده خویی آزمونی برای لشکر خشونت ورز جنگهوی نیز باشد واین گروه این عملیان خشونت ورزانه را انجام داده است تا ثابت کند که می تواند بعد ازاین دست به چنین اعمال وحشیانه ای بزند واگر تا حال مورد توجه قرار نداشته است وبهایی اندکی به انها داده می شد، بعد ازاین باید توجه ویژه بدان هاصورت گیرد ویکی از ارکان مهم القاعده به حساب آید.به هر حال همه احتمال ها وجود دارد ونباید هیچ یک را نادیده گرفت وازان در گذشت . آنچه مقام وزارت داخله کشور اظهار داشته است، ثابت می کند که این خشونت از سوی طالبان صورت گرفته است وهیچ تردید نباید داشت؛ زیرا قبل ازاین حادثه موشک های آما ده شلیک کشف وضبط شده است که نشان از آمادگی گروه طالبان برای خشونت ورزی داشته است .
اگر چنانچه این خشونت ورزی وکشتار بی رحمانه از سوی گروه پاکستانی صورت گرفته باشد مسئولیت مقام های افغانستان را چند برابر می کند وبا استفاده از فرصت باید از حکومت پاکستان در مجامع بین المللی شکایت شود که با جنایت کاران کشور خود با جدیت برخورد کند وبیش ازاین مسئولیت پذیر باشد . گزارش هایی که منتشر شده است بیان می دارد که این گروه تروریستی قبلا توسط مقام های پاکستان منحل اعلام شده است. اما هیچ گونه اقدامی صورت نگر فته است تا این گروه جنایت کاررا خلع سلاح کنند وامکانات درنده خویی وخشونت ورزی را ازاین گروه بستانند. بنابراین اگر ثابت شود که دست این گروه پاکستانی براین جنایت هولناک آلوده است بر حکومت افغانستان است که بیش از پیش برحق مردم افغانستان تاکید ورزد وپاکستان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. با توجه به این که دفتر نمایندگی ملل متحد در افغانستان ، دفتر فرستاده ویژه ملل متحد، فرمانده ناتو ونماینده غیر نظامی ناتو همه این جنایت فجیع را از نزدیک دیده اند ومحکوم کرده اند باید مقام های کشور ما یک تلاش گسترده صورت دهد تا عاملان این جنایت فجیع را بیش ازپیش رسوا کند وآنا ن رابه محاکم بین المللی معرفی نمایند.