.اما جنبش ها واعتراض های مردمی در غرب ثابت کرده است که خواسته های واقعی مردم را براورده نه کرده است. سیستم نا عادلانه کنونی برای اقلیتی همه نعمت ووفرت به همراه داشته  واما اکثریت مردم از یک زندگی عادی بی بهره بوده است. همین وضعیت نا عادلانه ی کنونی ازدل دموکراسی ها بیرون امده است  ونظام تبعیض آمیزی را ایجاد کر ده است.  هما ن گونه که درقر ن گذشته دوجنگ جهانی اول ودوم ،  چون عفریتی بخشی بزرگی از مردم دنیا را به کام خود فروبرد و- به گفته برخی اندیشمندان به اندازه جنگ های تمام تاریخ بر مردم دنیا اسیب وارد کرد تلفات به بار اورد این بار نیز کاستی های درونی نظام دموکراتیک ممکن است فجایعی بزرگی را به دنبال داشته باشد ولذا است که این امیدواری ها به وجود آمده است که ازدل این تحولات،  نظامی دیگری سر بر آورد که به مراتب بهتر از دموکراسی کنونی باشد و نقطه های ضعف کم تری داشته باشد. برخی هم چنین باور دارند که نظام بین المللی کنونی این اگاهی را به وجود آورده است که نظام اقتصادی دنیا دچار دگر دیسی گردد وسرمایه داران تحولات کنونی دینارا جدی بگیرندتا ازاسیب های نظام سرمایه داری کاسته شود ومردم کشور های غربی از امتیاز های بیشتری برخوردارگردند.   تحولی دیگری که در همسایگی کشور ما اتفاق افتاد وبی شک بی ربط با ما نیست آنست که آمریکایی ها در یک حمله  تعدادی ازسربازان پاکستانی در آن سوی مرز افغانستان  را کشتند  که مقام های اسلام اباد را به خشم اورده وآن اقدام را نقض حاکمیت ملی پاکستان خواندند . گرچه هنوز علت معلوم نیست که خشم پاکستانی ها واقعی است یا دروغی، اما همین که ان حمله از خاک افغانستان بر سربازان پاکستانی صورت گرفته است پرسش های فراوانی را ایجاد کرده وپی آمد هایی را نیز به همراه خواهد داشت. آن حمله هم چنان احساست مردم پاکستان را به جوش آورده وپرچم ایالات متحده امریکا را به آتش کشیده اند  وشعار های ضد امریکایی سر داده اند. دراین رابطه  کار وان های اکمالاتی نا تو از رسیدن به مقصد باز مانده وگفته می شود که مقام های اسلام اباد خواستار تجدید نظر درروابط خود با امریکا هستند. گرچه مشخص نیست که این گونه بلوف ها برای فرونشاندن احساسات مردم دران کشور است یا آن که شکل واقعی خواهد داشت؛  زیرا مقام های حکومت غیر نظامی در پاکستان، به هر نحوی می کوشند تا رابطه ی  سیاسی آن کشوربا امریکارا حفظ کنند تا حد اقل از شر سر نگونی توسط استخبارات ارتش ان کشور در امان بمانند. در حاشیه این رخدا د آنچه جالب به نظر می رسد پیام تسلیت فرمانده سپاه پاسداران ایران به مقام های نظامی پاکستان است . البته نباید پنداشت که دل مقام های ایران به سربازان  پاکستانی سوخته است وبا خانواده های کشته شدگان پاکستانی ابراز هم دردی می کنند بلکه این پیام، یک پیام سیاسی بیش نیست گرچه از طرف یک نظامی صادر شده است .از یک سوی این ذهنیت را القا می کند که شما اقدام کنید ما پشت سر تان هستیم در مقابل امریکا هیچ عقب ننشینید. هم چنان هشداری است برای امریکا که در صورت ار تکاب چنین اشتباهاتی سایر کشور های منطقه نیز بیکار وبی طرف نخواهد ماند. به هر صورت این پیام شکل واقعی ودلسوازنه ندارد. آن عمل چون از سوی امریکا  صورت گرفته است  مورد توجه مسئولان ایران قرار گرفته است . اگر این گونه پیام ها جنبه های انسان دوستانه وواقعی   داشت مردم مظلوم وستم کشیده افغانستان هر از گاهی از سوی تروریست های ساخت پاکستان به شهادت می رسندو بیشتر مستحق ابراز هم دردی هستند تا چند فرد تروریست پرور پاکستانی ولیکن هیچ بازتابی ندارد وهیچ ابراز همدردی ای صورت نگرفته ونمی گیرد.  هنوز اشک های بچه چند ساله ای که پدر را در حادثه تروریستی" سیتی سنتر" کابل از دست داده بود ازیاد نبرده ام که در آغوش مادر زاراز می گریست،  دیدن آن صحنه ها برای هرانسانی تلخ ترین واندوه ناک ترین صحنه است وهر زمانی حال آن خانواده را در نظرم مجسم می کنم که بدون هیچ گناهی تنها نان اور خانه اش را ازدست دادند ودر غربت وبی کسی وبی نانی همیشگی فرو رفتند، چشمانم لبریز اشک می شود ودلم پر از غصه می گردد؛ اما هیچ مقامی را چه از داخل یا از خارج ندیدم ونشنیدم که پیامی تسلیتی فرستاده باشد وبااین خانواده مظلوم ابراز هم دردی کرده باشد . معلوم می شود که ترحم وحس انسان دوستی به معنای واقعی آن از میان ما آدم ها رخت بر بسته وابراز هم دردی ما نیز وابسته به مقادر منفعت سیاسی است که به دست می اوریم.  من ازآن روزی که دست حضرت قابیل، گشت آغوشته به خون حضرت هابیل  نیک دانستم که انسانیت مرده است گرچه انسان زنده است. در دنیای عرب نیز این ابراز ها واحساس های دو گانه هم چنان ادامه داردو از یک سو قیام دوم مصری هارا می بینیم که مورد تشویق وتر غیب وتحسین قرار می گیرند از سوی دیگر مردم سوریه را می بینم که کشته می شوند اما به عنوان های تروریست وغیره خوانده می شود نه دلی را به درد می آورد ونه اشکی سرازیر می گردد. پس میزان داوری ما در حقیقت منافع سیاسی است که مارا ترغیب می کند که چه مردمی را تحسین کنیم وچه مردمی را تقبیح نمائیم.   مردم آگاه مصرباردیگر علیه حکام نظامی خویش به پای بر خاستند وتا آن که انتخبات پارلمانی در آن کشور برگزار شد وقرار است که کمیسیونی از میان انتخاب شدگان برگزیده شود وقانون اساسی مصر را مورد تجدید نظر وباز نگری قرار دهند وقانون اساسی جدیدی را تدوین کنند. البته این فرایند مورد توجه برخی از کشور های همسایه ما نیز قرار گرفته وآن را یک حرکت خالص وناب اسلامی می دانند وباورمند هستند که به زودی قانون شریعت در سرزمین فرعون! نافذ وجاری خواهد شد اما این که آن شریعت از چه نوع شریعتی خواهد بود هنوز مشخص نشده است . ایا شریعتی از نوع طالبان کرام خواهد بودکه با چشمان بسته وبا دره وشلاق قانون خدارا بر خلق او اجرا کند یاان که مصری ها دنیارا به همه طول عرض آن درک می کنند واز بزرگانی چون نصر حامد ابوزید وسایر اندیشمندان نو اندیش مصری پیروی می کنند ومتن مقدس را با ابزار ها وعلوم جدید به تفسیر می نشینند وبه دنیا با دید نو می نگرند ومیان شریعت قدیم وعلوم جدید تلاوم وتوافقی ایجاد می کنند از قرائت های حد اکثری پرهیز می کنند واحترام دین را می گذراند واخلاق رادرون مایه حکومت خویش می شمارند وقوانین مدنی را که با ضدیت وخصومت با دین خدا قرار نمی دهند، حکومت سکولار وفرادینی را در عصر کنونی ارجح ترمی دانند؟   گرچه هنوز اشکار نشده است که اسلام گرایان مصری از چه قماش هستند واما آن گونه که سابقه درخشان فرهنگی مصری ها نشان می دهد معلوم است که دین طالبانی وخشونت ورزانه، برای آن مردم قابل قبو ل نخواهد بود بلکه در مقام حکومت کردن احترام خون مردم نیز همانند دین برای شان محترم خواهند بود به بهانه حکم دین جامعه پر نفاق را به وجود نخواهند آورد زیرا دینی که با اکراه اجرا شودوبه زور برمردم تحمیل گرددبه جای انکه مسلمان پروری کند کافر کیشی را رونق  ورواج خواهد بحشید ونفاق را سکه رایج بازار دیانت خواهد کرد. مردم مصر نیک دانسته اند که مدعیان اجرای شریعت .باخشونت ورزی هم شریعت را زیر سوال بره اند وهم تجربه یک حکومت مدنی نا کام را عرضه کرده اند. خدا کند که دین خدا با اخلاق انسانی مستقر شود وحرمت آدمیان به اندازه حرمت دین آدمیان محترم دانسته شود. اما پرسش انست که این تحولات به چه درد ما خواهد خورد؟ مسلم است که اما تافته جدا بافته از جهان نیستیم همان که گونه اطلاعات وانفور ماتیک مارا به هم پیوند  داده است  هر تحولی که در جهان رخ دهد تاثیرخود را بر ما خواهد گذاشت. هما نگونه که تحو لات تونس در آفریقا توانست بسیاری از افکاررا متحول کند، بر ما نیز اثر خواهد کرد.نحوه نگرش به این تحولات ودرس های عبرتی که می توان گرفت نحوه مواجه شدن مارا مشخص خواهند کرد . اگر حکومت افغانستان قبل از غلیان احساست به خود آیند وبرای یک ساختار پاسخگو اقدام کنند وقبل ازان که طوفان ها به سمت ما بیاید سدو دیواری دربرابر ان بسازیم، بی گمان  جنبه هاب تخریبی آن کمتر خواهد بود اما اگر چنانچه حکومت وسیاست مداران ما دنیارا درست نشاسند یا با ذهنیت آلوده به فساد تفسیر کنند بی شک دامن مارا نیز خواهد گرفت  پی آمد های آن به مراتب سهمگین ترخواهد بود.  دید گاه واقعی آنست که  جنبش های خاور میانه وغرب جنبش های آگاهی است. ریشه در بیشتر وبهتر فهمیدن مردم آن کشور ها دارد وممکن است این روشنایی ونور نصیب همه مردم شود حاکمان را ببلعد لذا می طلبد که قبل از توفان برای ازمیان بردن فساد اقدامی صورت گیرد.