موج سواری های مقام های پاکستان
کرده واز همتای امریکایی خود خواسته است تا دیر نشده وقبل ازان که نظامیان پاکستانی اورا از قدرت کنار بزند دست اورا بگیرند ونگذارند که کودتایی صورت گیرد ونظامیان بار دیگر بر مسند سیاست آن کشور تکیه زند. گرچه این خبر از سوی رسا نه های گروهی پاکستان تکذیب شد اما خبر نگاری که این خبر را نشر کرده بود هم چنان بردرست بودن آن اصرار ورزید. پخش این خبر در پاکستان موجی از بدبینی در میان مردم آن کشورنسبت به حکومت پاکستان ایجاد کرد. آنچه قابل پیش بینی بود، آن بود که این نا مه نگاری ها ممکن است بر اوضاع سیاسی واجتماعی پاکستان تاثیر جدی بر جای نهد وحربه ای باشد دردست گروه های تند رووباعث گردد که حکومت کنونی پاکستان را سقوط دهد. حکومتی که بعد از کشته شدن بن لادن تحت فشار های فراوانی قرار گرفته بود ومردم ان کشور حکومت را متهم می داشتند که امریکا، حریم پاکستان را نقض کرده است ومقام های پاکستان نتوانسته در برابر آن نقض حریم آن کشور باز خورد متناسب نشان دهد.افشای نامه نگاری رئیس جمهور پاکستان بار دیگر موج بد بینی را عودداد وممکن بود که استخبارات ارتش آن کشور حکومت غیر نظامیان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. هنوز این موج رو به اوج بودومقام های پاکستان در معرض اتهام های جدی تری قرار می گرفت که حمله نظامیان ناتوبر پسته های نظامی پاکستان ازخاک افغانستان منتشر شد. حاکمان پاکستان که به رندی ودغل بازی سیاسی شهرت دارند توانستند ازاین حادثه بیشترین سود را ببرد وبر موج احساسات مردم سوار شوند وبه نحوی نامه نگاری به مقام های امریکایی را از ذهنیت مردم خود پاک کنند. همین که حمله بالگرد های امریکایی چون آب روی اتش شد واحساسات مردم آن کشوررا خاموش کرد. حال این ذهنیت ایجاد شده است که ایا حملات نیرو های نا تو یک حرکت حساب شده برای بیرون بردن مقام های پاکستان از اتهام های مردم ان کشور بود یا آن که آن حمله غیر منتظره وبر اساس ضرورتی بود که نیرو های ناتو خود احساس کرده بودند ؟برخی چنین می پندارند که ممکن است حمله نظامیان امریکا برای رهایی از اتهام های مردم آن کشور باشد.زیرا جهت احساسات مردم به یک باره به سوی دیگری برگشت واین بار امریکارا نشانه گرفت ومقام های سیاسی اسلام اباد نفس راحتی کشیدند . به گفته برخی تحلیل گران با آن که قبل از حمله امریکا به پسته های نظامی ، نامه نگاری مقام های اسلام اباد،تتر اول رسا نه های چاپی آن کشور را تشکیل می داد. امابعد از حمله ازان تتر ها دیگر خبری نیست ونوک پیکان انتقاد ها بیشتر به سوی امریکا نشانه رفته است وافکار عمومی را ازآن نامه نگاری منحرف کرده که امروز همه رسا نه ها آن را از صدر اخبار خویش حذف کرده است وخبر حملات ارتش امریکارا عنوان اخبار خویش قرار داده است. حتا مقام های پاکستان توانستند بر بخشی عظیمی از جنایات خویش در افغانستان نیز سر پوش بگذارد وچنان مظلو م نمایی کند که برخی محافل سیاسی خارجی نیز باور کرده اند که مقام های پاکستانی راست می گویند . مقام های چینی درواکنش تند ی،خواستار احترام به حاکمیت ملی پاکستان شده است. مقام های امریکایی نیز خواستار بررسی آن حادثه شده است. این در حالی است افغانستان در ده سال گذشته همواره مودر تجاوز نظامیان پاکستانی قرار گرفته.اما هیچ یک از کشور ها وهمسایگان افغانستان ، اعمال تروریستی عوامل پاکستان را نکوهش نه کرده است . حتا حملات امریکا چنان با مظلوم نمایی عنوان شده است که اظهار نظر های مقام های کشور ما گوش شنوایی نیافته است. آن چه مقام های نظامی کشور ما بدان پرداختند،آنست که اصلا حمله بالگرد های امریکایی در خاک پاکستان صورت نگرفته وپایگاهی که از سوی پاکستانی ادعا می شود ازآنها است، در خاک افغانستان بوده وآن حمله نیز زمانی صورت گرفته که از سوی سربازان پاکستانی بر نیرو های ناتو تیر اندازی صورت گرفته.لذا آنچه پاکستانی ها با بوق وکرنا عنوان می کنند با آنچه که واقع شده است چندان مطابقت ندارد. حکومت پاکستان به این بهانه انصراف خویش در شرکت نشست بن دوم را اعلام کرده است. آنچه دراین میان قابل توجه است مواضع دو گانه یا چند گانه مقام های اسلام اباد نسبت به نقش امریکا در منطقه وبرخورد های چند گانه ان با حکومت ومردم افغانستان است. همه می دانند که پاکستانی ها با ایالات متحده امریکا پیوند نزدیک ودیرینه دارد وبه هیچ عنوان نمی خواهد این رابطه ازهم گسسته شود، ا از سوی دیگر نیز می کوشند با موضع گیرهای نمایشی وخلاف واقع، افکار عمومی دنیا ومردم پاکستان را به سوی امریکا منحرف کنند ودر حقیقت به تبریه خود بپردازد.
اما پرسش اساسی آنست که مقام های اسلام اباد تا چه وقت خواهد توانست ازاین وضعیت به نفع خود استفاده کند وبحران های موجود در کشور خودرا سر پوش بگذارد؟ آنچه در پاکستان می گذرد._ بیش ازانست که تصور می شود. امروز تبلیغات وسیع وپر حجم حکومت پاکستان ونهاد های مرتبط به حکومت است که آن کشور را از فرو پاشی بر حذر داشته است. اما این تبلیغات تا چه وقت می تواند پیوند های پوشالی را استوارنگهدارد وباعث انسجام درونی پاکستان گردد؟ در ماه های گذشته دو حادثه در انتر نت نسبت به وضعیت درونی پاکستان منتشر شد که هردو نمایشی گوشه ای از نا هنجاری های پاکستان را به نمایش می گذاشت. محاکمه خانمی در یک گوشه از پاکستان واجرای حکم تجاوز جمعی به آن، آنهم در حضور هزار نفر در یکک شوری که خودرا با نام اسلام ودین گره می زند ودفاع از پاکستان را واجب دینی می شمارد .دوم گزینه های خشونت ورزی که در کتاب های مدارس پاکستان به عنوان مواد درسی برای دانش آموزان آن کشور تهیه می گرددکه هردو گزینه بیان ازان دارد که حکومت آن کشوردرترویج خشونت دست دارند ونهادی که از حقوق انسانی مردم آن کشور دفاع کند هنوز ایجاد نشده است .حتا می توان این گونه تحلیل کرد که حکومت ها در پاکستان بر این اساس بنیان نهاده نشده اند که رهبری مردم آن کشوررا به ددوش گرفته باشند وراهی رفتن به سوی ارزش های انسانی مدرن وقابل قبول برای همه مردم دنیارا آموزش دهند. بلکه حکومت ها در آن کشور به وجود می ایند تا ارزش های پوسیده ضدانسانی وضد حقوق بشری را نهادینه کنند .دراین اواخر شبکه خبری "بی بی سی" نیز از سوی مقام های اسلام اباد مسدود شده است وحتا جلو گیری از پخش گزارش ها واخبار ازاد نیزبه گوش می رسد. در کشوری که هنوزیک نظام قضایی انسانی شکل نگرفته است،قاضیان پیچیده در جامه بربریت حکم به تجاوز جمعی در انظار عمومی صادر می کند حکومت پاکستان از کدام اسلام دم می زند وکدام اسلام را باعث انسجام درونی خود می شمارد؟!
بی تردید مقام های اسلام اباد در تاریخ سیاسی خود همواره با دغل بازی ودورویی با مردم خود ، جامعه جهانی وهمسایگان برخوردداشته است. ایران با آن که از کشته شدن سربازان پاکستانی اظهارتاسف کرده وفرمانده سپاه ایران به مقام های نظامی پاکستان پیام تسلیت فرستاد اما بی گمان پاکستان نسبت به هیچ همسایه خود با حسن نیت برخورد نداشته است. . آنچه تحلیل گران بدان توجه کرده اند نه فرستادن نامه به مقام های امریکایی راناشی از حسن نیت آن حکومت می دانند ونه هم گریستن در مرگ سربازان خود را. زیرا باور بر آنست که فرستادن نامه به معنای انحراف افکار امریکایی ها از دغلبازی های سیاسی مقام های پاکستان است . نامه نگاری زرداری وقتی افشا شد که مقام های نظامی وسیاسی آن کشور تحت فشار شدید امریکا قرار داشت وسربازان امریکا در مرز میان افغانستان وپاکستان مستقر شده بود وگفته می شد که سربازان امریکا حملاتی را بر ضد گروه حقانی آغاز خواهند کرد اما مقام های پاکستان برا ی خارج شدن از فشار های امریکا با فرستادن نامه خواستند این ذهنیت را بر امریکایی ها القا کنند که حکومت غیر نظامی در پاکستان موافق سیاست های آن کشور در منطقه وافغانستان است آنان تابع بی چون وچرای سیاست های امریکا در منطقه است وهم چنان آنها خواستار مهار تروریسم وگروه حقانی است اما کسانی که با امریکا مخالفت می ورزند ویا آن که تروریست های باند حقانی را تقویت می کنند حکومت غیر نظامی نیست بلکه استخبارات نظامی آن کشور است وبا این ترفند خواستند هم خود را تبریه کنند و هم از حملات امریکایی ها بر خاک خود جلو گیری نمایند. اما وقتی این نامه نگاری افشا شد وحکومت تحت فشار افکارعمومی قرار گرفت ،سناریوی دیگری را طرح وکار گردانی کردند ودر عمل نیرو های امریکایی بازیگرادن این صحنه بودند. این بازی های به ظاهر ساده اما در نهایت هشیاری توانست خشم مردم رافرو نشاند وهم احساسات را متوجه امریکا نماید. وقتی درده سال گذشته وبه سیاست های چند پهلوی مقام ها ی امریکایی نگریسته می شود وبازی های دو گانه ویا چند گانه ای که مقام های پاکستانی در پیش گرفته اند می توان به مهارت های سیاسی مقام های پاکستان در قبال افغانستان وامریکا پی برد.حال به طرح این سناریوها انصراف خودرا در نشست بن دوم اعلام کرده اند که این هم ورق دیگری ازاین باز یهای مضحک است . زیرا اگر پاکستان در نشست بن شرکت جوید ممکن است مجبور به پذیرفتن تعهداتی در قبال افغانستان تشود وبرای ان که ازاین کار طفره رود هیچ تعهدی را نپذیرد به بهانه ی حمله ناتو به سربازان آن کشور، می خواهد از تعهدات بین المللی شانه خالی کند. بد بخت مردم افغانستان است که گرفتار چنین همسایگان بد طینت ودغلباز شده است.