.همسایه تاثیر گذاردیگر افغانستان یعنی ایران نیز نشست بن را ادامه نشست ها ی استانبول می داند وراهکاری برای حضور نیرو های امریکایی در منطقه به حساب می آورد. علاوه بر شرتایط داخلی کشور، دوستی ها ودشمنی های جدید منطقه نیز بی تاثیر درنشست بن نخواهد بود ومجموع عوامل منفی سایه سنگین خویش را به آن نشست خواهد افگمدونتایج ان را کم رنگ خواهد کرد.اما شرایط جدید منطقه ای یکی تیره شدن روبط ایراین وترکیه است که در چند سال گذشته روابط نیک ودوستانه با هم داشتند واین راوبط چنا نبهم نردیک بود که هردو کشور تاثیر گذار در افغانستان هیچ گونه رقابتی میان خود نداشتند اما حوادثی که در سوریه اتفاق افتاد میان این دو کشور شکافی جدی ای ایجاد شده است ودراینده این روابط سرد  وشبه دشمنی تاثیر خودرا بر افغانستان نیز خواهد گذاشت از جمله نشست بن نیز بی تاثیر ازاین خصومت ها نخواهد ماند. روسیه همانند خرس های قطبی، پای  ازقطب سرد سیاست بیرون نهاده وبه غربی ها هشدار داده است که بیش ازاین به سوریه دستور عمل صادر نکنند تا زمینه برای مذاکران حکومت آن کشور با مردم خود مساعد گردد . یعنی روسیه در حقیقت بر خلاف غرب وامریکا بازی خواهند کرد ویاخواهند کوشید موضع گیری ها ی غربی هارا خنثا کنند گرجه پرسش هایی بعد از لوی جرگه نیز مطرح کرد که  باید امریکایی ها ماندن خود در افغانستان را واضح سازد.در مجموع آنچه قابل توجه به نظر می رسد ـآنست که پیوند های جدید در منطفقه وپیرامون افغانستان شکل گرفته است که بی تاثیر بر افغانستا نخواهد بود. رابطه ایران با پاکستان نیز به خاطر حمله اخیر امریکا بر نظامیان پتکستانی نزدیک تر دشه است.فرمانده سپاه ایران به مقام های پاکستانی ابراز هم دردی کرده اند وکشته شدن نظامیان را تسلیت گفته اند وهم چنان مجلس ایران در یک قطع نامه ای روز چهاراشبه گذشته که از تلویزن ایران پخش شد کشته شدن نظامیان پاکستانی را محکوم کردند.حال این ابرازهمدردی وتسلیت چقدر عمیق وریشه دار است اینده مشخص خواهد شد. اما آنچه قابل توجه است تغیر مواضع ایران در قبال پاکستان است. در گذشته شنیده می شد که مقام های ایرانی به رسا نه های خود دستور داده اند که لحن تند تری علیه اسلام اباد داشته باشند اما حوادث اخیر نشان می دهد که ایا این لحن به نفع پاکستان تغیر یافته است یا ان که مقام های ایران می خواهد با استفاده از جو ضد امریکایی در پاکستان مقام های آن کشوررا با خود همراه سازند؟

   با این وجود آنچه نشست بن را قرین موفقیت می کرد توجه وتکیه به پیش زمینه هایی بود که باید هم حکومت افغانستان بران توجه می کرد وهم مقام های امریکایی بران پای می فشرد. شاید برخی بدین پندار باشند که توجه به اوج گیری جنبش وال استریت در امریکا و.کسر بودجه آن کشور چگونه می توان انتظار برد که مقام های امریکا دراین زمینه به افغانستان کمک کند؛اما واقعیت آنست که امریکا دارای پوتاسیل های فوق ا لعاه قوی در منطقه است که می تواند درایجاد زمینه بسیار مهم وموثر باشد. به هر حال آنچه به دید نگارنده پیش فرض های نشست بن شمردهمی شود و بستر ساز موفقیت بن موادر متعدد است که بدو مورد ازان اشاره می شود.

 حکومت داری مطلوب: یکی از پیش زمینه هاوبسترهای مناسب برای عملی شدن تصامیم  نشست های بن المللی، حکومت داری مطلوب است. حکومت افغانستان بعد از نشس بن اول مکلف بود ت دراین راستا حرکت کند وبرای ایجاد یک حکومت مسئول وپاسخگو تلاش ورزداما انچه تا کنون انجام شده است هیچ یک مطلوب مردم افغانستان وجامعه جهانی نبوده است. اگر چنانچه هرفرایندی مورد تحلیل قرار می گیرد اولین نقطه را نیز ایجاد یک حکومت موزون می داند که به معنای آن نیست که همه می کوشند نقدی برحکومت افغانستان وارد آوردندوبه نحوی بخواهند حکومت را تحت فشار قرار دهند بلکه واقعیت های دنیای کنونی چه در سطوح نظری وچه در سطوح عملی وقتی دقت صورت می گیرد هیچ پروسه وجریانی به نتایج مثبت منجر نخواهد شد مگر آن که افرادی متعهد ومتخصص درراس ان قرار داشته باشد واین روند را پیش ببرد. اما در افغانستان هیچ گاهی دراین زمینه اندیشه شکل نگرفته است وهیچ گاه این باور به وجود نیامده است که روند های اجتماعی به صورت خود به خود انجام نمی گیرد بلکه باید افراد کار آزموده واموزش دیده وجود اشته باشد تا متصدی اجرای روند ها باشد تا به نتایج قابل قبول متنهی شود به طور مثال وزارت خارجه افغانستان یکی از وزارت خانه های کلیدی در کشور است که می تواند در ایجاد وتحکیم روابط سیاسی با کشورهای خارجی نقش موثر داشته باشد اما همین وزارت خارجه کنونی با آن همه اهمیتی که دارد هنوز با ذهنیت قبیلوی اداره می شود. ایا می توان برای ارتباط صحیح سیاسی واتخاذ واعلام مواضع مطلوب واجرای تصمیم های بن المللی براین وزارت خانه تکیه کرد ؟ در کجای دنیا این گونه سیستم ها جواب داده است تا در افغانستان بتوان ازاین گونه سیستم ها انتظار داشت.  دریک اداره ای که باید بهترین تصمیم های سیاسی  گرفته شود متاسفاه حضور نماینده تمام اقوام ضروری پنداشته می شود ایا این دید گاه تا کجا می تواند یک سیاست سالم سیاسی به جود آورد.آنچه که مایه نگرانی است اینست که هیچ قدمی درراستای ایجاد یک ادراه سالم سیاسی برداشته نشده است.کسانی هم دراین مکان ها موقیعیت به دست اورده اند درارتباط های خارجی کوشیده اند از مواضع قومی سخن بگویند وتوجه خارجی هارا به خود جلب کنند. لذا ما بعد ازده سال هنوز دربیماری های اولیه ده سال قبل به سر می بریم نه تنها شفا نیافته ایم بلکه بیمار تر از گذشته نیز شده ایم . وقتی یک قومندان یا یک زور مند برحکومت فشار می اورد وخواهان امتیاز بیشتر است حکومت برای آن که آن قوماندان را قانع کرده باشد یک سمت حکومتی به او می دهد بدون آن که او سزاور احراز آن باشد . ده سال گذشته این گونه بوده است وهنوز هم این گونه است  دراین صورت چه انتظاری می توان برد؟

   مجلس نمایندگان کشور که بساری از امید ها بدان بسته بود وتوجه به آن می توانست مجلس بهتری داشته باشیم، اما چنان دست درازی ها در حریم آن صورت گرفت وچنان بزکشی ها برانروا داشته شد که متاسفانه نه تنها یکنهاد مدنی نیست بلکه شبیه "وند گیرانی است که برای به دست اوردن منافع شخصی از همه چیز به سهولت می گذرد تا منافع شخص خویش را حاصیل کند. حال ان که می توانست این ظرفیت ایجاد شود.ومجلس نمایندگان یک نهاد ملی باشد که متاسفانه حکومت افغانستا چنان بازی های کودکادنه را به کار بست که امروز این نها بیش از سایرین اگر بیمار نباشد کمتر هیچ نیست.

  وقتی به توسعه کشور های بعد از جنگ نگریسته می شود بی گمتم یکی از عوامل بسیار مهمی که ان کشورهارا توانسته است وضعیت جنگ را پشت سر بگذارند ودوره گذار را به سهولت طی کنند، وجود حکومت عقل مدار وکار آمد بوده است. اما متاسفانه این گونه حکومت در افغانستان شکل نگرفت. افراد واشخص دلسوز اگر وجود داشت در میان لجن چنان غرق شد که نه صدایی ازان شنیده شد ونه عمل آنها بر جست گردید .اگر اندک فریادی از سوی آنها بلند گردید چنان در هیاهوی گنگ گم شدکه کسی نه پرسید که آن صدا ازگیست وچه می خواهد. امروز چنان فساد دامنگیر این کشور است که هیچ اعتمادی براین حکومت نیست وهر سخنی که از زبان حکومتی ها شنیده می شود قبل ازان نگاه ها معطوف به عمل آنها باشد مورد تمسخر وبی باوری قرار می گیرد.

روابط سالم منطقه ای: بی تردید یکی از نکات مهمی است که در نشست بن بران تاکیدا خواهد رفت وآن ایجاد روندصلح با طالبان است . وقتی ازصلح سخن می رود همسایگان افغانستان یکی از پارامتر های بسیار مهم دراین زمینه است  . هر مسئولی وقتی سخن می گوید بدون هم کاری های منطقه ای بویژه هم کاری همسایگان افغانستان ایجاد ثبات وصلح را نا ممکن می داند . دکتر اسپنتا مشاور امنیت ملی رئیس جمهو رکرزی در مصاحبه ای که  بایک شبکه خبری خارجی انجام داده بود، اذعان واعتراف کرده بود که بدون همراهی پاکستان صلحی در کشور ما بر قرار نخواهد شد . با توجه به این امر مهم،ایا حکومت افغانستان هیچ تلاشی جدی ای دراین راه مبذول نه کرده است؟. تا حال چند ین بار رسانه های گروهی از نقاط افتراق کابل - اسلام اباد سخن گفته است ونشست هایی پیرامون نقاط افتراق افغانستان وپاکستان تدویر یافته است اما حکومت افغانستان هیچ گاه تلاش نورزیده است تا اصل اختلاف میان دو کشور را موردتوجه قرا ردهد.باید دانست که برای یافتن ریشه های اختلاف  وحل  ما نیاز به یک جراحی داریم نه تجویز تابلت مسکن . همان گونه که جراحی توام با درد والتهاب وسوزش است، باید حکومت افغانستا برای عادی شدن ورابط میان دو کشور این درد وسوزرا بپذیرد. وبه یک جراحی تن دردهد. چرا بعداز صد سال هنوز مرز دیورند برای ما درد سرساز باشد. گاه رسانهای کشور از ذهنیت نابسامان پاکستانی ها سخن می گویند وآنان را متهم می دارند که هنوز آنها  ازروابط سیاسی قرن نزده سخن می گویند. اما هیچ گاه به خود توجه نکرده ایم که  سیاست های حکومت افغانستا ن نیزهمانند پاکستان، مبتنی بر دید گا های قرن نزده است ومافع قومی وطایفوی بر منافع ملی وامنیت ملی ترجیح دارد. چرا این گونه باشد حکومت افغانستان قبل ازان که به منافع افغانستا بیندیشد به منافع گروه پشتون تبار آن سوی دیو رند فکر می کند. لازین جهت است که حکومت افغانستان دراین راستا نه تلاشی کرده است ونه حتا جرات به خرج داده است تا معضل را به صورت اساسی مطرح کند وراه حل بطلبد؟ ما دردنیا کشور های فراوانی راداریم که به یک دیگر به عمق استرتژیک می نگرند اما همین دو کشور با کمال آرامش زندگی می کنند واین نیاز مندی را هردو پذیرفته است . نمونه این گونه روابط را می توان میان سوریه ولبنان مشاهده کرد . لبنان به دلیل نزدیکی به اسرائیل به سوریه به دید عمق استراتژیک می نگرد اما اگر چنانچه پاکستان هم به همین دید نگاه گند چرا میان دو کشو صلح وسلام حاکم نباشد؟

 به هر حال برای به بار نشستن نشست بن زمینه های فراوانی لازمست که ایجا شودف آن چه تا  کنون انجام یافته یک از هزار نیست بنابراین هیچ انتظاری نباید داشت که بن، بن بست هارا باز کند وراهی به سوی بهبودی باشد. ودستی به سوی بن مایه های بهبودی بگشاید!