نشست بن وخواسته های بی سرانجام!
اینک که راهی گشوده شده است تا آنها دریک همایش خارجی خودی نشان دهند زیور افکار را به نمایش بگذارند باز هم از سوی حکومت نادیده گرفته می شوند واز حقوق محرزومعلوم خویش محروم می گردند واز شرکت در نشست بن باز می مانند. آخر تاکی چنین ظلمی عظیمی باین موجودات لطیف برود وگوهر وجود شان چنین درجامه بی مروتی پیچیده شود وگوهرخرد شان به خذف فراموشی ارباب بی مروت سیاست پیچیده شود ودر خانه ها بنشینند خدمت شوهروفرزندان کنند ودنیاازتلالوی افکار شان بی نصیب بماند! آخر تا کی این همه جفا بر آنها وبر خلق خدا روا داشته شود شمع وجود این جمع بسوزد اما نه پروانه راپری بسوزدونه هم هم محفلی را نوروروشنایی بخشند !واقعیت هم همین است تا کی خانه نشستن را تحمل کنند وتا کی در خانه نشینند وبه دنیا بفهمانند که دراین ده سال چه تحول شگرفی در وجود آنها رخ نموده است وچه مرواریدی در خود پرورده اند وچه علم وهنری که دراین سینه کوچک فراهم آورده اند. از سوی دیگر جامعه مدنی جبین گره زده اند که در چنین نشست هایی باید وشاید که سهم ما بیشتر از همه باشد؛ زیرا ما نهادی هستیم که پای بر بسیاری از ارزش های کهنه وفرتوت گذشته نهاده ایم ؛قومیت وملیت ومذهب گذشته را فرو هشته ایم ودنیاراوخدای عالم را پاک تازه تر از دیگران می خواهیم. چرا پای اازین حضر ها در کشیم با حضور خویش اندیشه های نو خویش رادرمعرض دید وداوری قرار ندهیم.
بیزارم ازاین کهنه خدایی که تو داری هر لحظه مرا تازه خدای دیگر هستی
این جماعت که مدعی اند که صورت وسیرت دنیا رابا دیدمدرن می نگرند هم چنان خواهان مشارکت هر چه بیشتر در همه عرصه ها وصحنه ها هستند ودوری ازاین محضر را خیانت نا بخشودنی به جامعه می دانند ودهن کژی به مدرنیته واندیشه های نو. این جماعت خودرا هم چون گلی می بینند که در خار زاری به نام افغانستا ن روئیده باشد شرکت این ها در نشست بن همانا نمود آنست که درده سال گذشته بسی از تلاش ها به بار نشسته است وبسیاری از نهال ها ثمر داده است دریک کلام که این جمع خودرا مستحق تر از سایرین می دانند تا هنوز نیز افرادی را برای شرکت دران نشست معرفی کرده اند. اما طالبان کرام نیزخواهان شرکت هر چه پررنگ تر در بن دوم هستند و می خواهند ازاین دیگی که در بن خواهد جوشید سهمی وحصه ای برای خود بر گیرند. نماینده آنها در یک مصاحبه خواسته های طالبان مکرم ! را بیان داشته و تاکید کرده است تا دست تیمن وتبرک طالبان دران دیگ نخورده است اصلا نباید سر دیگ بن باز شود . این نماینده که نام خویش را "رحیم الله یوسف زی" کارشناس پاکستانی معرفی کرده است ،خواسته های طالبان را برای حاضر شدن در میز مذاکره با دولت افغانستان به هفت نقطه خلاصه کرد ه:
1-آزاد ساختن تمام زندانیان گوانتانامو،
2-آزاد ساختن تمام طالبان زندانی در زندان های افغانستان،
البته قبل ازان که این پیشنهاد را از سوی طالبان صورت گیرد حکومت افغانستان خود بدین امر مبارک اقدام کرده است درمدت چند سال گذشته طالبان را بدون هیچ شرطی مورد عفو ملوکانه قرار داده ورها کرده است یاآن که دروازه زندان را به روی آنها گشوده وازآنها خواسته بروند دیگر به سوی افغانستان بر نگردند که متاسفانه آن گروه به وعده وفا نکرده، باز هم باردیگر بر گشته اند تا تعدادی بیشتری رابه خاک وخون بکشانند. چه می شود نیش عقرب نه از پی کین است -مقتضای طبیعتش اینست .شاهد قوی این مدعا، گشودن دروازه زندان قندهار بود که همه مردم کشورما ازان آگاهی دارند ومی دانند که جریان ان چقدر رسوا وافتضاح آمیز بود بنابراین دانسته نشده است که چرا طالبان این پیشنهاد خیلی مضحک را بار دیگر مطرح کرده است.
3-حذف نام تمام طالبان از لیبست سیاه سازمان ملل،
حق با طالبان است! زیرا نباید ونشاید که نام طالبان در لیست سیاه باشد. آنها همیشه با پرچم سفید شناخته می شوند زیبنده نیست که آنها درلیست سیاه قرار داشته باشند باید حکومت افغانستان تلاش ورزد تا طالبان از لیست سیاه حذف گردد. این که دل شان پر از کینه ونفرت نسبت مردم است چه عیبی دارد چه کسی می فهمد! همین هایی که آدم کشته اند دست شان به خون مردم آلوده است اینک مگر در کنف حمایت حکومت قرار ندارد؛ مگر با موتر های سیاه شیشه دودی این طرف وآن طرف راه نمی روند وگاهی در رسا نه های گروهی حاضر می شوند وبه اصطلاح تحلیل سیاسی هم می کنند! از قدیم گفته اند که دست زور بالاست ؛ هم آدم می کشند وهم بالامی نشینند. اگر چتر حکومت مامن امنی برای جنایت کاران در گذشته وحال بوده است چرا برای اینده نباشد لذا این حق مسلم طالبان باید بر اورده شود وساز مان ملل نام آن هارا در لیست سفید یا خاگستری خود قرار دهد.
4-خروج تمام نیروهای بین المللی از افغانستان دردوران کوتا،
بسیاری از ما بار ها به حماقت طالبان می خندیدیم اما دیده می شود که ان گروه چندان نیز احمق نیست ودرسی که فرا گرفته اند خوب از بر کرده ومی دانند که چگونه پاسخ گویند. مطرح کردن این بخش از پیشنهاد هم بیانگر هوش وذکاوت آنها است. اخیر تاوقتی نیرو های خارجی باشد دیگرپرچم سفید این سیه دلا ن بر افراشته نمی گردد لذا می طلبد که حکومت افغانستان نیرو های خارجی را بیرون کند تا پرچم سفید طالبان به اهتزاز درآید وبار دیگر شهر ها وروستا های افغانستان به جولان گاه طالبان تبدیل گردد .
5-شناختن طالبان به عنوان یک حزب سیاسی،
این پیشنهاد نیز از آن پیشنهاد های خنده داری است. گروهی وحشی ای که جز درنده خویی وخون آشامی وآدم کشی چیزی نیاموخته اند؛ اینک مدعی اند که به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته شوند لابد مدعی اند که در قدرت نیز سهمی داشته باشند ونمایندگی پاکستان را در حکومت ومجلس افغانستان به عهده گیرند! راست هم می گویند کدام گروه سیاسی دراین کشور بر خاسته از خواسته های مردم این کشور است. اگراکثریت گروه ها ی سیاسی بر اساس پروژه ای ساخته شده باشد چرا آنها به عنوان گروه سیاسی شناخته نشوند؟
6-متوقف شدن تمام اقدامات نظامی ناتو و نیروهای افغان،
7-پذیرفتن شریعت اسلامی ( امارات طالبان ) درقانون اساسی افغانستان ( شاید هم منظور همان روش های سخت مذهبی علیه مردم و خضوضا زنان افغانستتان باشد).
قابل یاد آوری است که منظور طالبان از پذیرفتن شریعت اسلامی، دین عموم مردم افغانستان نیست؛ زیرا تا هنوز تمام افغانها به دین داری شهره بوده اند وبرای حفظ دین خود سال ها جنگیده اند -گرچه دست اورد های آنان به جیب اندکی از رهبران جهادی سرازیر شده است – منظور از شریعت اسلامی؛ اسلام طالبانی است که در پشت آن زور وسر نیزه واجبار حکومت کند. وقتی مردم روی به سوی قبله می کنند نه برای قرب خدا که برای رضای طالبان نماز بگذارند. مردم ما فهمیده اند که دینداری همین نگاه عاشقانه به خدا وپرستیدن خدا ازروی رضا ورغبت است همان که پیشوایان دینی انجام داده اند واین سنت حسنه را به یاد گار گذاشته اندکه ایمان آگاهانه وعاشقانه وشوق انگیز است که مورد رضایت خالق متعال است نه اعمال اکراه امیز وتوام با خشونت . مردم ندای ملکوتی لا اکراه فی الدین را نیک می دانند که دینی توام با اکراه واجبار باشد به پر پشه ی نمی ارزد. اما شریعت طالبان از نوع دین مردم این کشور نیست زیرا دین طالبان با جامه سیاست پاکستان گره خورده است . این دین به جای آن که در دل مردم عشق خدارا ایجاد کند تخم نفرت ونفاق می کارد. نان به جیب تعدای رفته است اما کشته شدن به
این ها سطح خواسته ها یی است که تاهنوز مطرح شده است ؛معلوم نیست که تا چند روز دیگر چه تعداد آدم ها یانهاد ها خواسته های دیگری را مطرح خواهند کرد واز حکومت افغانستا خواهند خواست که آنهارا نیز در نشست بن شرکت دهند !!
اما واقعا جای حکومت افغانستان درمیان این همه خواسته در کجا قرار دارد ؟ اگر هر گروه خواسته های مشخص خودرا مطرح کنند حکومت افغانستان از طرف کدام گروه نمایندگی خواهد کرد وچه خواسته هایی را مطرح خواهند نمود؟
این خواسته چه چیزی را تداعی می کند وچه ذهنیتی را ایجاد می کند؟
البته حساب طالبان کرام جدا از سایرین است، همه می دانند که آنها جز خشونت ودرنده خویی هیچ خواسته ای ندارند آن چه مطرح می کنند در حقیقت خواسته های پاکستان است . اما جای سوال این جا است که مدعیان داخلی وجامعه ی مدنی(معدنی) چرا چنین خواسته هایی را مطرح می کنند. آنچه که این نگارنده از جمع این خواسته ها می فهمد آنست که ما بررغم ادعاهایی که داریم هنوز ذهنیت ملی پیدانکرده ایم، هنوز نیرو ی گریز از مرکزنیرو ی عمده در وجود ما است. حتا آنان که دم از جامعه ی مدنی می زنند می کوشند خودرا تافته ی جدا بافته از حکومت معرفی کنند. بهتر نیست همه با هم برای ایجاد یک حکومت دموکراتیک تلا ش ورزیم وخواسته های حقوقی خویش رادر قالب ایجاد یک حکومت دموکراتیک محقق بدانیم . خواسته های زنان ، مردان ووجامعه مدنی همه در قالب حقوق شهروندی قابل تعریف است . زنان نیز حقوق ویژه ای ندارند دردنیا چنین نیست که زنان حق برتری از مردان داشته باشند از جانب دیگر وقتی سخن از شایسته سالاری در میان است وهر کس به قدر شایستگی خود باید قدر بیند وبر صدر نشیند دراین دید حق ویژه ای برای هیچ فرد وجمعی تعریف نمی شود. زنان اگر شایسته ای احراز موقعیتی هستند باید از حقوق مناسب با آن شایستگی برخور دار باشند نه این که چون زن هستند به موقعیت خاصی دست بیابند ودرمکانی غیر ازمکان مناسب شایستگی خود احراز موقعیت کنند . اگر زنان به شایستگی مطلوب نرسیده باشد .وصرف بر اسا س زن بودن در موقفی قرار گیرند بی تردید این موقف دیری نخواهد پائید که ازآن نردبان خواهند غلطید. تعجب وتحیر ازانست که برخی خانم ها خواهان مشارکت درصدی در حکومت هستند همان ذهنیتی که قوم گراها، برای آن دست وسر می شکنند وسهم متناسب باشعاع قوم می خواهند. زنان نیز این سهم را در قالب جنسیت مطرح می کنند . این خواسته ها همان ذهنیت های مطرود ومنفور ضد دموکراتیک است که متاسفانه با شعار دیگر وزیر پرچم دیگری مطرح می گردد. به هر حال نشست بن با این خواسته های کودکانه وبا این پندار های غیر عقلانی نتایج قابل قبولی به دنبال نخواهد داشت؛ زیرا همه برای منافع ملی تلاش نمی کنند، هیچ بعید نیست که بسیار ی از افراد با ارتباط پنهانی با برخی نهاد های خارجی، برای کسب منفعت بیشتر برای شخص خود یا گروه خود تلاش نکنند که باعث بد نامی وسر شکستگی مردم افغانستان خواهد شد. امید است تا چند روزی دیگر، خدا بر ما فضل کند وغیرت افغانی با یک ذره عقلانیت غیر افغانی درهم آمیزد وبه آنچه فکر کنیم که مورد خواست مردم وآینده ای کشور ما است .