لویه جرگه ونتایج قابل پیش بینی آن
اگر چنین باشد اقای کرزی خواسته است به غربی ها نشان دهد که تنها فرد قابل اطمینان برای غربی او وتیم کاری او ست اگر این جرگه تشکیل نمی شد وتصویب امضای پیمان به مجلس نمایندگان سپرده می شد، ممکن بود که اکثریت مجلس نمایندگان با امضای پیمان با امریکا مخالفت کنند .ودر نتیجه تلاش های اقای کرزی نا کام بماند، بنابراین تشکیل لویه جرگه بیشترازان که منافعی برای مردم افغانستان باشد در حقیقت اتوریته وتشخصی است که اقای کرزی خواسته است در پیشگاه شرکای غربی خویش کسب کند وتنها خود وهم کاران خویش در حکومت را مورد اعتنا واعتماد نشان دهد واین حرکت گرچه به نفع اقای کرزی تمام خواهد شد وزمینه ساز ی برای تیم کاری او نیز است که بتواند در آینده در سمت ریاست جمهوری افغانستان تکیه زند. اما بی گمان نفعی برای مردم افغانستان وروند دموکراسی در کشور نخواهد بود. زیرا افغانستان نیازمند نهاد های قانونمند ودموکراتیک است اگر چنانچه این نهاد ها دچاد خطاهایی باشند باز هم نیاز مندتقویت انست وخطای روش مند به مراتب بهتر از نتایج دلپسند نا روشمند است. آنچه که حکومت افغانستان وشخص اقای کرزی بدان مبادرت می ورزد شاید برای برخی محافل غربی وبرخی افغانها دل پسند باشد اما یک حرکت نا روشممند ونا مطلوب است که در نهایت باعث ایجاد نا هنجاری هاوتضعیف نهاد های دموکراتیک در کشور می شود . جای سوال دیگری نیز است که ایا غربی ها به ویژه امریکایی ها از شخص حمایت می کنند یا از یک روند؟
اگر ازیک روند بخواهند حمایت کنندونهاد های دموکراتیک را احترام نهند، بی تردید حرکت های اقای کرزی بر خلاف آنست.
ممکن است باور برخی آدم ها آن باشد که غربی ها به دنبال شریک قابل اطمینانی هستند که با سیاست های آنان هماهنگ باشد اگر چنین باشد باز هم اقای کرزی ثابت کرده است که با سیاست های نا پایدار خویش نمی تواند شریکی مناسبی برای غرب باشد.
گرچه بسیاری از کار شناسان بدین باوراند که غرب برای بدست اوردن منافع خویش به دنبال میکانیزم پایدار هستند. ممکن است خیمه شب بازی هایی به نام لویه جرگه را به نفع سیاست های خود بدانند وزمینه ساز امضای پیمان استراژیک با آن کشور به حساب آورند. اما می دانند که سیاست های اقای کرزی چنان بی ثبات وغیر قابل اتکا است که هیچ بعید نیست که همین کرزی در مخالفت با تصمیم لوی جرگه بر نخیزد وبرای به دست اوردن دل برادران پاکستانی خود از تصمیم های لوی جرگه عدول نکند بنابراین غربی ها باید نهاد های مدنی ودموکراتیک را حمایت کنند تا امضای پیمان راهبردی شکل نهاد مند وقانونی داشته باشد.
پرسشی دیگری که ایجاد می گردد انست که ممکن است تشگیل لویه جرگه برای اقای کرزی وتیم او یک موفقیت باشد زیرا بررغم خواست اکثریت نمایندگان مردم بدین کار مبادرت ورزید؛ اما تصویب ومشروعیت امضای پیمان توسط نمایندگان مردم انجام می شود وباید ازراه قانونی صورت گیرد با توجه به مخالفت اکثریت نمایندگان، چالشی جدید ی فراراه اقای کرزی قرار نخواهد داشت ؟
دو گمانه دراین زمینه وجود دارد . اول این که اقای کرزی می دانست که اکثریت با تدویر لویه جرگه مخالف هستند واو مبادرت به این کار کرد تا مخالفت ها تشدید شود وحساسیت های بیشتری علیه او شکل گیرد ووقتی هم طرح امضای پیمان به مجلس فرستاده شود در ضدیت با او با امضای پیمان نیز مخالفت صورت گیرد دراین صورت چرا اقای کرزی دست به تدویر لویه جرگه زد؟ گمان برانست که دراین صورت بار ازدوش اقای کرزی وتیم او برداشته می شود واو به امریکایی ها نشان خواهد داد که او وتیم او خواستار امضای پیمان با آن کشور می باشد اما این مجلس نمایندگان افغانستان است که -ساز مخالف می زنند وبا تصمیم های او به مخالفت بر می خیزند با توجه به وضعیت اشفته مجلس کنونی وضدیت آنها با حکومت هیچ بعید نیست که طرح امضای پیمان با مخالفت مواجه نشودکه برگ برنده ای دردست اقای کرزی دهد واو بتواند به سادگی با آن بازی کند.دوم اگر چنانچه طرح پیمان از سوی مجلس نمایندگان به تصویب رسیددراین صورت چهفایده ای برای اقای کرزی وتیم او فراهم خواهد آمد ؟انچه دراین صورت برای اقای کرزی وتیم او حاصیل شده است تضعیف وتخویف مجلس نمایندگان بوده . بی شک، افغانستان برای حکومت کنونی جایی برای خدمت کردم به مردم ورفع مشکل مرئدم نبوده است بلکه مکان برای بروز خود خواهی وکشتی گیری وکفتن رقیب به زمین بوده است که دراین صورت نیز اقای کرزی پیروز شده است . مجلسی که تصویب کردند که در لوی جرگه شرکت نکنند اماد رنهایت بیش از نیمی از نمایندگان درآن شرکت جستند خود نمودار قدرت اقای کرزی وبه زمین زدن رقیب به حساب می اید .
به هر حال آقای کرزی دراین چند سال توانسته است برای تحکیم پایه های قدرت خویش از راه ها ونیرن گهای گونا گون سود برد ورقیبان سیاسی خویش را در تنگنا قرار دهد که البته همه پیروزی برای اقای کرزی به حساب می اید اما آنکه دراین بازی های کودکانه ضرر می کند -وکرده است-مردم افغانستان است .