نشست های ناکام،صلح در گروگان
1- فشار های بین المللی بر پاکستان:نشست استانبول وقتی بر گزار گردید که اسلام اباد بیش از هر زمان دیگر تحت فشار جامعه بین المللی به ویژه وایالات متحده امریکا قرار دارد.اسناد ومدارکی که ازسوی آمریکا ارایه شده، نشام می دهد که اسلام اباد در بسیاری از ترور ها وحملات انتحاری دست داشته است وهم چنان اسنادی که از سوی رياست امنیت ملی افغانستان ارایه گردیده نقش پاکستان درطرح ترور استاد ربانی را آشکار می سازد .خانم کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا برای چندمین با ر پاکستان را مورد خطاب قرار داد که دست از حمایت شورشیان طالب بردارد وصادقانه با جامعه بین المللی هم کاری کند. همین هفته گذشته بود که رسا نه های گروهی اعلام داشت که خانم کلینتون یک بار دیگر اعلام کرد ه است که اسناد موثق وغیر قابل انکاری دردست دار ند که نشان می دهد که پاکستان همکار گروه های هراس افگن وتروریست در خاک افغانستان است.
2- راهبرد جدید امریکا :برخی روز نامه های چاپ امریکا از راهبرد جدید امریکا در قبال شورشیان خبر می دهد. درراهبرد جدید نقش بیشتر به پاکستان داده شده است تا با گام های جدی تر ی دراین مسیر بردارد وکوشش کند گروه های شورشی را وادار سازد تا بر سر میز مذاکره با حکومت افغانستان بنشیند. طبق گزارش ها این آخرین راهبرد آمریکا در قبال شورشیان وفرصتی برای پاکستان است که دست از لجاجت بردارد وخواسته های امریکارا بپذیرد.این در حالی است که سربازان ارتش امریکا در مرز میان افغانستان وپاکستان مستقر شده اند واین خبر نا گواری برای پاکستان است.
3- پیمان های راهبردی افغانستان :حکومت افغانستان با امضای پیمان های راهبردی جدید، گام های بیشتری را درراه بسط روابط سیاسی –راهبردی خود با کشور های جهان برداشته است. هندوستان، اولین کشوری بودکه پیمان رهبردی با آن کشوربه امضا رسید وفرانسه دومین کشور ازاین دست خواهد بود که با افغانستان رابطه استراتژیک دراز مدت امضا می کند وبعدا اتحادیه اورپا وامریکا کشورهای بعدی است که دراین مسیر قرار گرفته است. مجموع این پیمان ها افغانستان را به یک وضعیت جدید قرار می دهد. وضعیتی که به پاکستان این پیام را می رساند که دیگر زمان سلطه طلبی وتحمیل خواسته های یک طرفه بر افغانستان گذشته است. در حالی که پاکستان همیشه این آرزو را داشته است که افغانستان درحال انزوا قرارداشته باشد وارتباط ان محدود به چند کشور باشد تا درصورتی که فشاری از سوی همسايه هابر افغانستان وارد شود. هیچ کشوری به آن اعتنا نکند. اما پیمان های جدید به معنای آنست که افغانستان از انحصا روانزوای همسایگان به در آمده است وبه عنوان یک بازیگر بین المللی در سطح دنیا مطرح می گردد.همان گونه که کمک های مادی کشور های غربی می تواند راهی به سوی صلح وثبات در افغانستان وجهان باشد به همان گونه نیزمی تواند کمک های سیاسی کشور های غربی راهی به سوی آینده ای نیکو تر فراراه افغانستان قرار دهد. گمان بر آنست اگر افغانستان در حیات سیاسی گذشته خویش توانسته بود پیمان های مشابهی را با کشور های دنیا به امضا برساند واز حصار همسایه های آزمند وافزون طلب بیرون شود شاید با این همه مصایبی که حال گریبانگیر اوست گرفتار نمی آمد؛ لذا امضای پیمان های دوجانبه راهیست به سوی توسعه افغانستان وبیرون شدن از حصر همسایگان.هم چنان حکومت افغانستان به این تجربه دست یافته است تا وقتی از توان سیاسی وروابط خارجی با کشور های دیگر برخوردار نباشد همسایگان به خواسته های مشروع آن تمکین نه خواهد کرد. واقعیت آنست که همسایگان افغانستان هیچ کدام نمی خواهند افغانستان در مسیر توسعه گام بردارد. شرایط جدید می تواند گامی بلندی درراه توسعه کشور وخارج شدن از انزوای همسایگان باشد.
4- انزوای پاکستان:نشست سه جانبه در حالی برگزار گردید که پاکستان بیش از هر زمان دیگر در انزوای سیاسی قرار گرفته است. کشته شدن اسامه بن لادن در خاک پاکستان ودر نزدیک ترین مکان به پایتخت آن کشور وحمله تروریستی به سفارات امریکا در کابل وترور استاد ربانی، همه اسناد وشواهد متقنی دردست مجامع بین المللی گذاشته است که باید این کشور تروریست پروررا بیش از پیش تحت فشار قرار دهند .رغبت به امضای پیمان راهبردی با افغانستان از سوي كشور هاي غربي به معنای تائید این گونه اسناد وبه حق بودن مواضع افغانستان دردید کشور های عضو جامعه بین المللي است.
گرچه این ها همه پوونت های مثبتي است که می توانست پاکستان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد وآن کشور دست از لجاجت بردارد وصادقانه با کشور های دیگر همکاری کند .امابه رغم این مولفه های مثبت ، پاکستانی ها هنوز براین اندیشه هستند که صدور تروریزم سر انجام کشور های غربی را متقاعد خواهد ساخت که افغانستان را ترک کند ودران صورت باردیگر شورشیان در داخل خاک افغانستان هجوم آورند و برای تثبیت منافع پاکستان جوی خون راه اندازند.بنابراین تا وقتی استراتژی پاکستان در قبال افغنستان تغیر نیابد وپاکستانی ها دست از شرارت بر ندارد نمی توان به هیچ نشستی امید وار بود آما آنچه که مایه امید واری است، یکی آنست که ابتکار عمل از دست کشورهای همسایه افغانستان بیرون رفته است. اكنون نه پاکستان می تواند به تنهایی افغانستان را درمنگنه قرار دهد ونه هم ایران.کاری که شاید بتوانند انجام دهند همین مداخله های پیهم وپیگیر خواهند بود که کند کردن روند توسعه وپیشرفت افغانستا ن را سبب خواهد شد وایجادموانع خواهند کرد نه این که بتوانند این روند را متوقف کنند وافغانستان را به قرن گذشته طالبانی سوق دهند.
اگر پیمان های راهبردی میان افغانستان وسایر کشور ها امضا شود وافغانستان بتواند در یک موضع برتر بنشیند غیر ممکن است که پاکستان ازراه مداخله نظامی وفرستادن تروریست به اهداف خویش دستا یابد آنگاه نا گزیر راهی در پیش خواهد گرفت که از طریق یک رابطه سالم سیاسی به اهداف خویش دست پیدا کند وآن روز نیز دور نیست . زیرا پاکستان ازراه های گونا گون تا هنوزتلاش کرده است تا افغانستان رادر انزوا قرار دهد وخودرا به عنوان قیم افغانستان معرفی کند واین گونه وانمود کند که برای حل مشکل افغانستان به آن کشور باید مراجعه شود. امابازی های دوگانه پاکستان وعدم صداقت ان کشور در برخورد با جامعه جهانی این روند را بر عکس کرده است، امروز نه مردم افغانستان به عنوان یک همسایه مسلمان به او احترام می گذارد ونه جامعه جهانی وکشور های غربی به عنوان یک شر یک صادق بدان می نگرد لذا پاکستنان به هرمقدارکه سماجت بیشتر به خرج دهد بیشتر از چشم جامعه بین المللی خواهد افتاد وعیار سکه اعتبار آن کشور سقوط خواهد کرد.
در نشست استابنول اتفاقی بسیاربا اهمیتی كه افتاد وافغانها نیز به عنوان یک روند مثبت می نگرند میزبانی این نشست است. میزبانی این نشست از سوی ترکیه وشناخت بیشتر آن کشور از همسایگان طماع وزیاده طلب افغانستان ومطالبات مشروع افغانستان از همسایگان می تواند یک گام مثبت برای افغانستان شمرده شود.وبا این مولفه های مثبت حکومت افغانستان می تواند صلح را از گروگان همسایگان بیرون کند وان را محقق سازد.