ومفاد ومضار آن مسئله را بدانند. اگر جمعی بدون داشتن آگاهی از اصل مسئله ومفاد آن مورد مشورت قرار گیرد چه توقعی ازان جماعت می توان داشت ؛ایا مشوره های آن به درد حکومت ومسئولان اجرایی کشورخواهد خورد؟ اگر چنانچه مصوبات آن حیثیت قانون داشته باشد باز هم لازمست که آن افراد با آگاهی لازم در جلسات شرکت جویند وبدانند که روی مبنا واساسی تصمیم می گیرند وتصمیم شان تاثیری برایند ه کشور خواهد گذاشت. لذا از هردو منظر می تواند مورد ایراد واشکال فراوان قرار داشته باشد. علاوه بران چه شمرده شد از منظردیگر نیز می توان آن را مورد توجه قرار داد. وقتی گفته می شود جرگه عنعنوی بدین معنا است که این رسم ورواج ها از زمانی مانده است که یا حکومتی وجود نداشته است  یا ساز و کار های مدنی وقانونی وجود نداشته ومردم برای حل اختلاف میان خود ویا توجیه برخی تصمیم گیری های خودمی کوشیدند با استفاده از تدویر جرگه به حل اختلاف های خود بپردازند. اگر حاکمان نیزبدین کار دست می برده اند؛ بیشترینه برای آن بوده است که مجالس قانون گزاری که از راه های دموکراتیک ایجاد شده باشد وجود نداشته است. لذا حکومت ها مجبور بودند برای توجیه عملکرد خود به جرگه ها پناه ببرند. یکی از نمونه های توجیه گری والت دست بودن جرگه درزمان ریاست جمهوری داورد خا ن بود که داود خان تصمیم گرفت که نیات خودرا برای جرگه ارایه دهد واز آنها بخواهد که نظر موافق خودرا اعلام کندو که بیشترینه یک حالت اجبار آمیز دران وجود داشت و شکل توجیه گریاعمال وتصمیم های حکومت بود تامشورت دهی یا تصمیم گیری عملی.علاوه برآن در گذشته، هم وضعیت اجتماعی افغانستان ایجاب تدویر چنان جرگه هارا می کرد وهم ساختار حکومت ها این گونه سازو کار های سنتی راپذیرفته  بود. به گفته حضرت مولانا گوش خر با شخص خر تناسب وتلائم داشت.

 کم فضولی کن کن تو در کار قدر       در خور آمد شخص خر با گوش خر

 همین در خور بودن شخص خر وگوش خر بودکه دهان هارا می بست وکسی هم نقد جدی برآن وارد نمی اورد. بنابراین هم ذهنیت مردم با جرگه ها هماهنگ ومتوازن بوده است وهم شکل اختلاف ها وتصمیم گیری ها متناسب با جرگه بوده است. هم چنان توقع ها ازان جرگه ها نیز زیاد نبوده است. اما آنچه امروز از جرگه خواسته می شود بی تردی با گذشته ها تفوت ماهوی یافته است . وقتی رابطه یا پیمان با یک کشور بزرگ جهان می خواهد امضا شود ودراین پیمان محور منافع ملی دو طرف است.حکومت افغانستان می خواهد منافع ملی کشوررا با این گونه جرگه  به دست اورد بدین معنا است که میان گوش خروشخص خر هیچ گونه تناسبی وجود ندارد.درک منافع ملی وبه دست آوردن آن علاوه برآن که آگاهی از دشواری های کشور خود ومنطقه را می طلبد آگاهی از جهان سیاست وپیچیدگی های دنیارا نیزخواستار است.مهم است که نمایندگان بداند که ما چه می خواهیم.ایا واقعا نمایندگانی که در جرگه شرکت خواهند کرد می دانند چه می خواهند یا نه؟ چند درصد نمایندگان درزمان حال زندگی می کنند وحد اقل آگاهی دنیای کنونی را دارند؟در غیر این صورت  جرگه  وقتی می تواند کار ساز باشد ومشروعیت بیابد که دو ساز کار وجودداشته باشد که هردو نا ممکن است . یک این که ما باید به گذشته بر گردیم وخواسته ها ومطالبات خودرا با گذشته، متر ومیزان کنیم وخودرا با گذشته همگین وهما هنگ سازیم می توانیم تاریخ را به عقب برگردانیم ؛ می توانیم خواسته های خودرا در ظرف گذشته بریزیم؛ می توانیم منافع ملی را با سیاست گذشته تعریف کنیم؟ بی شک نمی توانیم، ما پاک دردنیای دیگری زیست می کنیم. درست است که سرو وضع ما، شکل زیست ما با دنیای مدرن فاصیله های زیاد دارد هنوز از صد یک راه نرفته ایم؛ اما باید بدانیم که گفتمان های مدرن دراین کشور مورد گفت گو وبحث قرار گرفته است  تا هنوز انتخابصورت گرفته است ، سخن از جامعه مدنی وحقوق آدم ها در میان است از حقوق زن سخن گفته می شود ودموکراسی مورد توجه وامعن نظر قرار گرفته استن اگرپیوند ما با گذشته گسستهنشده است بی تردید لرزه های سختی بران وارد گردیده وحالت لرزان یافته است . جهان بینی ما با گذشته تفاوت یافته است. این دنیا سازو کار ویژه ای خودرا می طلبد وباید این دنیا درک شود.برخی ذهنیت های آشفته بدین پندار اند که با تدویر لویه جرگه می توانند فرهنگ گذشته خودرا احیا کنند. ازاین رو برآن پای می فشارند. متاسفانه ذهنیت این گونه أدم ها با دنیای کنونی چندان سازگاری ندارد ونمی تواند این دنیارا درک کندوبرای آن که این دنیا وفرهنگ دنیا پاک عوض شده است اماما درجا مانده ایم

 کار وان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش      وه که بس بی خبر از غلغل بانگ جرسی

.مثلا اگرگفته شود که رئیس جمهور کشور با سوار شدن مرکب به مجلس نمایندگان برود! آیا براین پیش نهاد همه نمی خندند ؟وبدون شک که خنده آـور است که با داشتن این همه وسایط مدرن چرا این پیشنهاد مضحک صورت گرفته است . اگر این پیشنهاد چنان مضحک باشد بی تردید سخن گفتن ازامضای پیمان استراتژیک با تدویر لویه جرگه با بزرگترین کشوردنیا- که شناخت آن خود یک کار علمی -تخصصی است بسیار مضحک تر از خر سواری رئیس جمهور است ! چگونه است که کسی لویه جرگه را مسخره نمی داند اما خر سواری را مضحک می شمارد؟

    گزینه دو.م آنست که ما خواسته های خودرا تقلیل دهیم، همانند گذشته،رابطه های مان با دنیا درسطح ذهن خود مان باشد؛ ایا می توانیم؟ دیده می شود که هردو گزینه منتفی است . زیرا ما دردنیایی زندگی می کنیم که نا گزیریم این گونه رابطه هارا داشته باشیم. پس دیده می شود که هم در نوع هدف گیری های ما تغیر ایجاد شده است وهم در وسایل رسیدن به انها. چه لزومی دارد که این وسیله فرسوده را برای اهداف مدرن انتخاب کنیم در حالی که می دانیم که این وسیله ها مارا بدان هدف نمی رساند .

با توجه به این گزینه ودشواری های استفاده ازانها، این پرسش ایجاد می گردد که چرا " دودیزجرگه" برای ما این قدر جاذبه دارد ومی کوشیم با تدویر آن مشکل خودرا حل کنیم ؟

 دو پاسخ متفاوت می تواند وجوداشته باشد. اول این که رئیس جمهور کشورهنوز دل از گذشته بر نکنده است هنوز آرمان وارزوی او آنست که به گذشته ها بر گردد ودرزیرسیاه چادر های کوچی زندگی کند، دنیارا نیز با چشم وعینک گذشته بنگرد وبران مباهات کند وشعر غیرت افغانی بخواند.البته رئیس جمهور می تواند به این ارزوی خود جامه واقعیت بپشاند اما حد اقل درک باید وجود داشته باشد که او رئیس جمهور یک کشور است که شهر مندانش دراین دنیا زندگی می کنند.او می تواند به تنهایی برود به خیمه ها زندگی کند اما این مردم را نمی تواند با خود ببرد. لذا تصمیم های رئیس جمهور باید رنگ جماعت را داشته باشد.

  پاسخ دوم آنست که آقای کرزی می داند که ازاین کهنه وسایط مندس وپینه بسته کار هایی جدید بر نمی اید.و اگر از طریق ساز و کار های قانونی دست به کار شودوبخواهد جرگه عنعنوی را با همین مجلس نمایندگان کنونی مورد بحث قرار دهد.هیچ بعید نیست که همین نمایندگان محترم با گرفتن پولی از کشور های بیرونی ودر یک معامله ننگین یا با انگیزه مخالفت با تصمیم های اقا ی کرزی با  امضای پیمان نیز به مخالفت بر خیزد وتمام رشته های آقای کرزی پنبه شود. که امر بعیدی نیست .در بحثهایی که درمجلس نمایندگان چندی قبل مطرح شد؛ یکی از نمایندگان که یال وکوپالی هم هم دارد مطرح کرد که ما کرزی را به دادگاه می کشانیم؛ زیرا او مرتکب خیانت ملی شده است! منظور از خیانت ملی او نیز بحث پیمان استراتژیک با امریکا بود. حالنمایندگان وقتی از دنیا این قدر عقب افتاده باشد که مطرح شدن پیمان با یک کشور خارجی را خیانت ملی به حساب آورد چه توقعی می توان از آن مجلس داشت؟ لذا می توان تدویر لویه جرگه را نا گزیری حکومت  دانست. گرچه نفوذ کشور های خارجی با پول های هنگفتی که دراین روز ها تبادله می شود زیاد است اما امتیاز آنست که تعداد افراد شرکت کننده درلویه جرگه آن قدر زیاد است که ممکن نیست همه آن ها به زودی شکار شوند ودر مخالفت با تصمیم های حکومت در آیند.

  به هر صورت لويه جرگه به هر عنوان وبهانه اي تدوير بيابد پاسخ گوي نياز هاي امروز كشو مانيست علاوه بران كه ازآن بوي كهنگي مي دهد اهداف بلند منافع ملي با اين ظرفيت دهاي تنك برآورذده نمي شود حكوت حد اقل كاري بايد مي كرد- كه نه كرد- آن بود كه يك راهكار نو را فراروي مردم افغانستان قرار مي داد يا نهاد هاي قانوني را به گونه ارج واحترام مي گذاشت كه يك كه مردم بران اعتماد مي ورزيد.