توافق دوجانبه پاكستان و امريكا و سياست ناپايدار افغانستان سر مقاله پيام مجاهد
پس از ماهها تنش در روابط دوجانبه ميان امريكا و پاكستان، سرانجام هردو كشور به توافق رسيدند كه عمليات مشتركي را بر ضد شورشيان به راه اندازند. اين توافق در حالي صورت گرفته است كه حكومت پاكستان هر گونه عمليات بر ضد گروههاي تروريستي در خاك خود را قابل قبول نميدانست و آن را خلاف منافع ملي خود به حساب ميآورد.
اكنون به رغم آن توافق، اين ابهام وجود دارد كه چگونه امريكا از مواضع خود عقبنشيني كرد و راضي به اين شد كه با پاكستان عمليات مشترك انجام دهد. به اين ابهام دو گونه پاسخ ارايه شده است؛ اول اين كه امريكا هيچگاهي نميخواهد متحد سابق خود يعني پاكستان را از دست دهد، زيرا سياستهاي پاكستان از حد اقل شفافيت برخوردار است و امريكا ميداند كه با چه كشوري و با چه سياستي مواجه است. بنابراين، ترجيح ميدهد با كشورهايي طرف باشد كه حال وآيندهي آن قابل اعتنا و اعتماد است.
دومين پاسخ آنست كه توافق ايالات متحده امريكا با پاكستان به معناي عدم اعتماد به سياستهاي حكومت افغانستان و شخصي آقاي كرزي است. حكومت افغانستان به جاي آنكه شدت عمل امريكا پاكستان را امر مطلوب بداند و بكوشد كه كمال استفاده را ببرد، با سخنان نه چندان دل پسندي، دوستان بينالمللي خود را از دست ميدهد. شايسته آن بود كه حكومت افغانستان و شخص آقاي كرزي در اوضاع دشوار كنوني از مصاحبه با تلويزيونهاي خارجي صرف نظر ميكرد. اگر چنين امري را پذيرفته بود بايد تلاش ميكرد تا سخنان چند پهلو و با چند تحليل و تفسير بر زبان نميراند تا دوستان بينالمللي افغانستان را دل آزرده و نگران نميكرد.
سفر خانم كلينتون به افغانستان و تأكيد بر مبارزهي مشترك بر ضد گروههاي شورشي و مقصر شمردن پاكستان مبني بر دست داشتن استخبارات آنكشور با گروههاي هراس افگن، در حقيقت تقويت مواضع و ديدگاههاي حكومت افغانستان نسبت به شورشيان و حكومت پاكستان بود و ميطلبيد كه با استفاده از همين فضاي سياسي، حكومت افغانستان از طريق يك سياست عقلاني مواضع خود در قبال پاكستان را تقويت ميكرد و مواضع خود با همكاران بينالمللي را قوت ميبخشيد تا با قدرت و قوت بيشتر با افزونخواهيهاي پاكستان مقابله ميكرد؛ اما ديديم كه اين گونه نشد.
از يك سو آقاي كرزي از طريق فراخواني لويه جرگه ميكوشد پيمان استراتژيك ميان امريكا و افغانستان را صورت رسمي و قانوني دهد و اينگونه بيان دارد كه تمام كارهاي حكومت افغانستان از مجراي ارادهي مردم افغانستان صورت ميگيرد. از سوي ديگر با سخنان نا موجه خويش اينگونه وانمود كرد كه سياست افغانستان در قبال پاكستان، كشورهاي منطقه و امريكا از ثبات و استحكام برخوردار نبوده است.
ممكن است محتواي سخنان آقاي كرزي داراي ابعاد گوناگون باشد و توجيهات گوناگوني بپذيرد، اما سياست آقاي كرزي همانند سخنان او از استحكام و يكدستي برخوردار نبود. بعد از ابراز آن سخنان مشروح آنها نشر و پخش شد، ولي بخشي از سخنان آقاي كرزي كه مورد توجه رسا نههاي داخلي و خارجي قرار گرفت كه بر سياتهاي ايشان سخت لطمه وارد كرد.
به هر حال، نياز بود آقاي كرزي با استفاده از فرصت و تنشهايي كه ميان پاكستان و امريكا ايجاد شده بود حكومت افغانستان كمال استفاده را ميكرد و تا برآورده شدن تمام خواستههاي مردم افغانستان در كنار متحدان بينالمللي خود با استقامت و استواري ميايستاد؛ زيرا فرصتهاي اندكي اينگونه پيش ميآيد و سياستمدار زيرك آنست كه اين فرصتها را شكار كند و بكوشد كه از اينگونه مواقع سود ببرد. اما متأسفانه چنين نشد و اگر توافق ميان دو كشور جديد باشد به معناي آنست كه افغانستان همچنان در مواضع انفعالي خود باقي خواهد ماند.