. مثلا براي آن كه پيمان راهبردي با امريكارا مردود بدانيم به دين توسل مي جوئيم واز مفاهيم ديني مدد مي گيريم تا مخالفت خودرا موجه ومطلوب  ومشروع جلوه دهيم. در حالي كه اين گونه مفاهيم وگفتمان ها نه در قالب دين تعريف يافته اند ونه هم با حكم ديني حرمت مي يابند. علت اساسي آنست كه متاسفانه هنوز به دنياازديد منبع معرفتي واحد نگريسته مي شود ومشروعيت تمام وجوه زندگي خويش را ازدين مي ستانيم. در حالي كه يك آدم ويك شخص مي تواند انواع زندگي داشته باشد . زندگي ديني ، علمي، فلسفي، هنري وهر كدام جايگاه خودرا دارد وهيچ كدام نافي ديگري نيست. شخصي مي تواند دين دار باشد هم مي تواند داراي علم سياسي ياتجربي باشد مي تواند ديندار باشد ،وهم يك هنر مندباشد ودراين گونه زندگي هاي متكثر دين جايگاه خودرا دارد وسياست جايگاه خودرا. مقصود ازاين مقدمه بلند آنست كه:وقتی گفتمانی به نام پیمان راهبردی میان افغانستان وامریکا پیش امد، کثیری ازعقول واحساس ها دراین وادی بر انگیخته شد. علمای دینی در افغانستان كه سابقه چندان اين گونه داوري هارا در كار نامه خود نداشتند  دراين عرصه پاي گذاشتند ودست به فتوا بردند. گاهي حلال شمردند وخلاف مصالح اسلام دانستند!  پرسشي كه ايجاد مي شود،‌آنست كه پرداختن به اين گونه امور در حوزه ي كار علماي ديني مي گنجد يا خير؟ زيرا.بیشتر روحانیان - اعم از شیعه وسنی - در حوزه های فقهی به تحقیق وتفحص پرداخته اند، اگر سخني براي گفتن دارند بيشتر دراین عرصه بوده است.در سایر حوزه ها کمتر مبادرت به نظریه پردازی کرده اند وحتا دراین گونه وادی ها وارد نشده اند.  در عصر حاضر کمتر دیده شده است که عالمان دینی در عرصه اخلاق ویاتاریخ اسلام ویا تفسیر قرآن  كريم سخنی برای گفتن داشته باشند ودراین وادی ها به نظریه پردازی پرداخته باشند. بنابراین ازانها توقع نیو اندک بوده اند روحانیاني که دروادی پر مخافت سیاست گام نهاده باشند وفتوا صادر کرده باشند مگر دوره های استثنایی. اما عل العموم وعلي القاعده این چنین بوده اند. درزمان حزب دموکراتیک خلق که خوف دین و بيم جان به هم آميخت وبا قدرت حاکم در آویختند وعوام را بر انگیختند تا با حاکمان دراویزند تا انها جان به سلامت ببرند وگوشه عافیت گزینند. کثیری ازروحانیان وقتی جان به سلامت بردند وگوشه عافیت خزیدند از امر پرمخافت جهاد دست شستند وبه درس و بحث پرداختندحال که ازان دوران قدری گذشته است کشتی جان ها به ساحل امنیت پیوسته است روحانیان با ذهنيت گذشته در میدان آمده اند وبه هر بهانه ای خودی به رخ می کشند وبا فتوایی دلبری می کنند.نگارنده روحاني اي را مي شناسم كه درزمان جهاد دعامي كرد كه كاش ظاهر شاه بيايدوبد بختي هارا از ما دور كنديعني جهاد را!

 باری؛ خوانند گان روز نامه ها چند مدتی است که فتاواي سياسي روحانيان را چاپ مي كنند كه در امر پیمان راهبردی دست به افتا گشوده اند. شايد براي صدور فتوايي چندين الزام والتزام شرعي وغير شرعي جودداشته باشد. اما آنچه به ذهن نگارنده مي ايدآنست كه:  براي صدور فتوايي لازمست كه آن موضوع خوب شگافته شود ابعاد گونا گون آن كاويده شود كه‌ايا آن موضوع مي تواندامنيت جان ومال وآبروي مسلمان را به مخاطره اندازديا خير؟ ايا عالمان ديني دراين باره تحقيق كرده اند كه آن كه فتواهاي شان همانند كار شناسان اين ديار به صورت كيلويي .وبدون دقت كار شناسانه بيان مي شود؟   

 اصل ديگر آنست كه فتواها معمولا در امر فروع دين صورت مي گيرد؛بنابراين وقتي فتوايي صادر مي گردد بايد داراي دو ويژگي باشد اول آن كه آن موضوع مربوط به فروع دين باشد دوم آن كه تخصص كامل دران زمينه وجودداشته باشد. اگر چنانچه موضوعی در فروع دین قرار نگرفت اما کسی نسبت به آن موضوع اظهارنظر کرد به معنای یک دید گاه ونظر است وهر کس دیگر می تواند دید گاه خویش را به عنوان یک شهروند بیان دارد وآن دید گاه برای کسی وجوب ويا حرام شرعی به میان نمی آورد. پیمان راهبردی با امریکا نیز از چنین جایگاه وموقفي برخوردار است.یعنی نه در زمره احکام دینی حساب می شود ونه روحانیان دران وادی راهی رفته اند وتفحصی کرده اند ونه تخصصي يافته اند لذا انچه می گویند می تواند به عنوان یک دید گاه مطرح گردد .

اگرچنانچه روحانیان بدین پندار اند که می توانند دراین حیطه فتوا دهند این پرسش مطرح می گردد که پیمان راهبردی با امریکا در عداد  کدام دسته از احکام قرار می گیردکه قابل فتوا باشد؟عالمان دینی سه وادی را دردین تشخیص داده اند. یکی احکام دینی دو؛موضوعات فتوا .سوم اعتقادات یا باور ها .آنچه  عالمان دینی حق اظهار فتوا دارند ومقلدان شرعا مكلف به اجراي آنست فقط در بیان احکام دینی است. یعنی فروع فروع دین. نماز فروع دین است اما احکام نماز است که عالمان دینی را وا می دارد تا دران زمینه فتوادهند یعنی شكیات نماز مبطلات نماز ...

بنابراین نه در موضوع می توانند فتوا دهند ودر نه هم در اعتقادات.پیمان راهبردی باامریكا در کدام ازین سه وادی می گنجد که باید عالمان دینی دست به افتا بزنند. با يك ديد دقيق تركار عالمان فتوا دهنده شبيه به همين سازو كار اقاي كرزي است كه براي امضاي پيمان مد نظر قرار داده است.  روحانيان بدون تفحص وتخصص فتوا صادر مي كنند وجوب وحلال وحرام شرعي مي سازند اما‌اقاي كرزي با فراخواندن چند آدم بي سواد يا كم سواد به نام جرگه عنعنوي  امضاي پيماني را مشروعيت مي بخشدكه نياز مند كار حرفه اي صاحب نظران سياست است. به هر حال اميد مي رود روحانيان كه از احترم وجايگاه رفيعي برخوردار هستند با اين فتواي بي مبناي خود قدر خودردر ميان مردم نكاهند وبدانند كه امضاي پيمان با كار آگان امور سياسي قابل قبول يا رد است  نه با فتوا. اگردين با سياست هم پيوستگي د اشته باشد بي ترديد دراين وادي نيست، زيرا فتوا وقتي صورت مي گيرد كه كه عملي انجام شده باشد وامري صورت گرفته باشددر حالي كه وادي سياست وادي برنامه ريزي است وبر نامه ريزي از فتوا بر نمي ايد. دراين جا مايلم بدين نكتهنيز اشاره داشته باشم كه پيمان راهبردي باامريكا يك كار احساسي نيست كه ابزار انگاران ورجاله هاي دين به دنيا فروش با دادن پول به برخي مردم فقير آنهارا در خدمت گيرند وبا فروش آنها به خارجي ها پولي به انبان اندازند.