اولين پرسش آنست كه واقعا اقاي رهين به پديده به نام تهاجم فرهنگي  در كشور ما باور دارد اي واقعا فكر مي كنند كه دست اندر كارني وجود دارد كه "اهانه وازروي عمد درصدد از بين بردن فرهنگ كشور ما هستند ؟ دوم اين كه منظور از فرهنگ در اين اصطلاح چيست كه اينك مورد تهاجم قرار گرفته است وكشور هاي بيگانه مي خواهند اين فرهنگ را از بين ببرند؟ سومين پرسش‌انست كه واقعا اقاي رهين بدين باوراند كه فرهنگ دراين كشور از يك هما نندي وهمساني بر خوردار است كه كسي بخواهد اين يك ساني ويك دستگي را دچار نوسان كند؟

   نگارنده باور  دارد كه اقا ي رهين- برخلاف آنچه مي گويد- مي داند كه فرهنگ خالص ديني وملي دردنيا وجود ندارد وافغانستان نيز استثنا نيست وهر فرهنگي  معجوني از فرهنگ هاي  گونا گون جديد وقديم  وخاليصض ونا خاليص است در دنيا يامروز از طرز لباس پوشيدن مردم تا طرز تكلم وسخن گفتن شان همه نوعي تكثر وتنوع را مي توان ديد . دراين جغرافيايي كه ما زندگي  كه ما زندگي مي كنيم ،زبان ما آداب وروسوم ، طرز ديد وتلقي ديني ما خوردن ونشستن همه ادا واطوار اين مردم معجوني از فرهنگ هاي گذشته وحال يا به سخني سنتي ومدرن  وبر گرفته ار قاره ها وكشور هاي گونا گون است. اقاي رهين به مجلس نمايندگان رفته يا فرستاده شده اواو از خود دفاع كرده وآنگاه مجلس نمايندگان به او راي  اعتماد داده وباو به صفت وزير تعين گرديده.همين روند در كجاي فرهنگ  گذشته ي ما قرار د ارد ودر كدام كتاب تاريخ ما ثبت ضبط است؛  مگر نه آنست كه طي كردن همين روند بر گرفته از فرهنگ غرب است. همين نكتايي كه اقاي رهين به گردن مي آويزد يا همين طرز لباس پوشيدن در فرهنگ سنتي ما وجودنداشته است . بيرون از چهار چوب فرنگي ما واحتمالا از كشور هاي غربي به كشورما وارد شده وامروز به عنوان جزيي از فرهنگ ما درامده است وهيچ كس حساسيت هم نشان نمي دهد انتخابات ،بانكداري ، پارلمان اين پديده ها هيچ كدام در فرهنگ گذشته ي كشور وجودنداشته است اما چنان معقول بوده امروزبراي ما قابل ارج واحترام وپذيرش است.

   اگر مقصو ونظور اقاي رهين از فرهنگ ديني وفرهنگ ملي  خلوص آنهم داراي شك وترديد فراوانست  همان گونه هيچ كشوري فرهنگ ديني وملي خاليص ندارد ما هم استثنا نيستيم. وبي ترديد اقاي رهين مي دانند كه فرهنگ ديني ما نيز متاثر از سطوح علمي فلسفي وهنر وعلم اين مردم است. در هر جامعه اي مجموع اين زندگي ها رشد كند فرهنگ ديني نيز با تاثير ازهمين مفاهيم رشد مي كند لذا فرهنگ ديني پيوند وپوستگي عامي با مجمووعه اي از مولفه ها وگزينه هار دارد د به تعبير يكي از نو انديشان ديني آدميان داراي چهار نوع زيست مي باشد. زيست ديني،زيست علمي، زيست هنري وزيست فلسفي زيست ديني يكي از چهار نوع است كه هخمين زيسن ديني بي تاثير از زساير زيست ها نيست.  وقتي ما اين اجازه را اشته باشيم كه علوم انساني جديد ، فلسفه تحليلي، فلسفه زبان دراين كشور تدريس شود، علوم تجربي جديد دراين كشور رونق پيدا كند، چگونه مي توان اميد داشت كه فرهنگ ديني همانند سابق بماند وتغيري حاصيل نشود! آنانكه داد از تهاجم فرهنگي مي زنند ومردم از آن بيم مي دهند چند هدف را دنبال مي كنند. يا منظور شان از فرهنگ فرهنگ وديد مرد م عوام نسبت به دين وفرهنگ ديني است.درديد مردم عوام هر آنچه بوي كهنگي نداشته باشد در معرض تهاجم قرار گرفته است وفرهنگ ديني نيز وقتي براي آنها قابل قبول است كه هم سطح آنها باشد هرانچه خلاف ميل آنها باشد بوي كفر ازان مي ايد.  اكثر علماي كرام كشور آنهايي كه در صف مخالفان حكومت هم نيستند اما ديد شان به دين چنان تنگ است ه هيچ

 جايي براي ديگران نمي ماند. اگر واقعا اين گونه بنيش ها تغير يابد به معناي آنست كه تهاحم فرهنگي صورت گرفته است؟

   درذهن مردم وبه ويژه اهل رسا نه هاي ما چنين نقش بسته است كه وزير اطلاعات وفرهنگ كشور يكي از افراد فرهنگي اين كشور است. كسي كه باادبيات سرو كار دارد وهم ادبيات عرفاني را مي داند وبر آن وقوف دارد سخن گفتن در سطح عوام وذهن عوام را دچار آشوب واضطراب كردن چندان زيبنده او نيست .توقع فرهنگيان كشور آنست كه اين وزير با فرهنگ درصدد تصحيح برخي واژه واصطلاحاتي باشد كه به صورت نادرست ونا پسند دراين كشور مورد استفاده واستعمال قرار مي گيرد نه آنكه  او خود مروج ومبلغ اين گونه ابهام ها وايهام ها باشد. وقتي ما باور مند به تكثر وپلوراليزم فرهنگي هستيم ونظام هاي دموكراتيك مروج ومبلغ اين گونه ارزش هاي انساني هستندبه سخن نيكو تر كه نظام دموكراتيك بر پايه هاي پلوراليطم بنايافته است. دراين رويكرد فرهنگي برخي ارزش ها تنزل پيدا مي كند، برخي جايگاه رفيع تري مي يابد  وبر خي نيز افول مي كند وارزش هاي جديد بر جاي آن مي نشيند اگر همين هنجار را بپذيريم ديگر تهاجم فرهنگي هيچ محلي از اعراب نداردكه اقا رهين را چنين اشفته كند وبه كرات ومرات سخن از تجاهم فرهنگي بزند!

  فرهنگيان كشور از رهين توقع دارند كه وزارت فرهنگ درراه بسط ارزش هاي فرهنگي تلاش ورزدتا بستري فراهم گردد كه فرهنگيان بتوانند ارزش هاي جديد فرهنگي را نهادينه كنند ودر تصحيح برخي واژه ها واصطلاحات سهم ونقش داشته باشند  نه آن كهوزارت فرهنگ مبلغ ومروج انديشه هاي عوام باشد وبخواهد فرهنگي را در سطح عواتم تنزل دهد . مردم گرايي به معناي پيروي كردن از مردم نيست؛ بلكه محترم داشتن ذهنيت مردم همراه با تصحيح افكار وانديشه هاي عوام است.

  اقا ي رهين مي دانند كه كساني كه با دريافت پول از كشور هاي بيروني درتشويش ذهنيت فرهنگي مردت نقش دارند ، مروج واژه ها واصطلاحاتي مي باشند كه دراين كشور مصداق پيدا نكرده ونمي كند. اين طيف آدم ها از بس در كار ي كه مي كنند نادان ونا آگاه هستند مي كوشند همه چيز رابا هم خلط كنند.وبه تعبير ديكتر علي شريعتي اين جماعت جغرافياي سخن خودرا نمي دانند.

 به هر صورت نگارنده از وزارت فرهنگ وا وزيردانشمند فرهنگ اين توقع را دارد كه براي تصحيح فرهنگ مردم كمك كند نه آنكه خود ابهام زدايي نمايد.