. حال تجمع اين نيرو ها در مرز ميان دو كشور پاكستان وافغانستان وباز رسي خانه به خانه خبر از رويكرد جديد امريكا در قبال پاكستان دارد يا‌ان كه براي ترساندن ارتش پاكستان صورت مي گيرد تا مقام هاي سياسي ونظامي آن كشور اندكي از خرد وعقلانيت خود سودبرند وبا اقدام جدي عليه شبكه ي حقاني آتش تنش هارا كاهش دهند ورابطه ميان ايالات متحده وآن كشوررا نگذارند كه به حدي برسد كه قابل بر گشت نباشد؟

   يافتن پاسخ براي اين پرسش كار دشواري است، حد اقل براي نگارنده كه نمي داند رابطه ميان سران ارتش وحكومت نظامي چگونه است. اگرطرفداري از شبكه حقاني با تباني وتوافق حكومت غير نظاميان وساز مان استخبارات ارتش پاكستان صورت گرفته باشد واكنش منفي مقام هاي اسلام آباد پرده ازاين واقعيت بر مي دارد كه مقام هاي پاكستان با تكيه برهم پيمانان جديد خود مي كوشد در برابر امريكا قدرت نمايي كند وبه امريكا بفهناند كه اگر امريكا پاكستان را ياري نمي رساند؛ چين به عنوان قدرت اقتصادي مهم آسيا ازان كشور حمايت خواهد كرد وجايگزين امريكا براي پاكستان خواهد بود. اگر چنين واقعيتي اتفاق افتاد ه باشد پاكستاني ها از مواضع خود عقب نخواهند نشست وحجم در گيري ها افزايش خواهد يافت وامريكا براي حفظ سر بازان خويش اقدام هاي جدي تري را روي دست خواهند گرفت وشايد هم حادثه مشابه بن لادن بار ديگر تكرار گردد وسران گروه حقاني توسط كماندو هاي ارتش امريكا شكار شود.درصورتي كه چنين اتفاقي بيفتد وعمليات امريكا در خاك پاكستان صورت گيرد و پاكستنان از كمند رابطه امريكا رهايي پيدا كند نا گزير امنيت افغانستان دراولويت هاي امريكا قرار خواهد گرفت و.افغانستان در محراق توجه ايالات متحدهو غرب نيز قرار خواهد گرفت.

 اما بعيد به نظر مي رسد كه اين گونه توافقي ميان ارتش وحكومت نظاميان به وجود آمده باشد تصور بر آنست كه حاكمان سياسي پاكستان خواهان بيرون شدن از سلطه نظاميان در آن كشورهستند باز خورد هايي كه از جانب آن حكومت نيز ديده مي شود بيش ازان كه واقعي باشد براي حفظ قدرت است وازجانب ديگر حكومت غير نظامي پاكستان بدين باور است كه اگر هم نوايي وهماهنگي ميان آن حكومت وايالات متحده امريكا در مبارزه با شبكه حقاني به وجود ايد؛ ممكن است به سر نوشت كودتا مواجه شود وبار ديگر ارتش قدرت سياسي را دردست گيرد وآشوب كلاني در منطقه ايجاد كند ؛كه دران صورت كل منطقه را تحت تاثير قرار خواهند داد.  البته گمان بر اين است كه ايالات متحده امريكا نيز ازعملي شدن چنين نيتي بيم دارد كه مبادا شدت عمل نظاميان امريكا باعث گرد دكه گسستي ميان ارتش وحكومت پاكستان باعث گردد كه حكومت غير نظاميان به سقوط مواجه گردد كه درآن صورت دشوار است كه نظاميان دربرابر خواسته هاي جامعه ي جهاني پاسخ گو باشند. بر خي كار شناسان احتمال هاي ديگر را نيز دور ازذهن نمي دانند آن اين كه همراهي نظاميان با گروه حقاني به صورت عمدي وبه خاطر بر انگيختن ايالات متحده امريكاصورت مي گيرد ازاين جهت از گروه هاي حقاني حمايت مي كند كه به سران امريكا بفهمانندكه اين نظاميان هستند كه قدرت واقعي را دردست دارند وهر تصميم سياسي سرانجام به راي نظاميان بستگي دارد، لذا مي خواهند توجه منابع خارجي را به خود جلب كنند تا مقام وموقعيت ازدست رفته را بار ديگر به دست اورند.  زيرا كه گفته مي شود كه امريكا وكشور هاي غربي مي كوشند با حكومت غير نظاميان درداد وستد باشند تا نظاميان از قدرت سياسي منفصل شوند. لذا  اين احتمال كه ايالات متحده امريكا با نظاميان داخل مذاكره شود وامتياز هاي اساسي را بدان ها بپردازدوبه كودتا ي نظاميان دران كشور رضايت دهد دور از ذهن نمي رسد.  اظهر نظر هخاي جنرال اشفق5 كياني به نحوي گوياي همين واقعيت است. كياني در آخرين اظهرات خويش گفته است كه پاكستان منافع دراز مكدت در افغانستان دارند ازاين رو نمي خواغهند شبكه حقاني را ازدست دهند اين گونه اظهارات مي رساند كه تصميم گيري اصلي دردست نظاميان آن كشور است نه حكومت غير نظامي.اماپرسشي كه وجود دارد آنست كه آيا نظاميان مي تواند دراين مدت از خود چهره ي  موجه ومطلوب به نمايش بگذارند كه حكومت امريكارا وادار به تغير ذهنيت نسبت به خود كند؟ باور آنست كه نظاميان به دليل ارتباط ديرينه اي كه با نظاميان امريكا وهم چنان لابي هايي كه دران كشور  داردف محتمل است كه رضايت آن كشوررارجلب كند وامريكارا مجاب سازد كه ازانها حمايت كند. حال سر نوشت گروه حقاني به كجا مي انجامد پرسشي  است كه پيشينه اين گونه جنبش ها پاسخ آن راداده است. در گذشته هاي تاريخي تنش ها ميان دو كشور باعث شده است كه جنبش هايي براي ضربه زدن به يكي از كشورطرف منازعه ايجاد شود اما همين كه تنش ها كاسته شده است آن جنبش ها خود به خود منحل شده اند يا ان كه مورد معامله ميان دو كشور متخاصم قرار گرفته اند گروه حقاني وطالبان نيز مي توانند چنين سر نوشتي داشته باشند. وپاكستان براي به دست‌اوردن منافع ملي خود تلاش مي ورزد وطالبان نيز–ه گفته  اكثر كار شناسان- وسيله اي براي دست يابي به منافع ملي آن كشور است. هرگاه پاكستان به منافع خويش دست پيدا كند يا چنان تحت فشار امريكا قرار گيرد به ناگزير دست از حمايت گروه حقاني بر خواهد داشت وعطاي آن گروه را به لقاي آن خواهد بخشيد.

 به هر حال شرايط بسيار پيچيده اي در منطقه حاكم است. ازاين پيچيدگي فقط اين واقعيت بيش اط پيش اشكار مي شود كه ارتش پاكستان همراه وهمگا م طالبان است تا هنوز ازا»ها حمايت كرده است وحال هم در كنا امريكا قرار گرفته است تا حملات احتمالي ارتش امريكارا پاسخ گويد.حال واكنش مردم وسران احزاب سياسي پاكستان چه خواهد بود هنوز اشكار نيست اما اگراحزاب سياسي همانند چند وقت قبل باشدفعاليت هاي ارتش امرريكا در منطقه مي تواند مواضع آنان را تقويت كند .