تهاجم فرهنگي،فريادي براي هيچ!
وقتي تهاجم فرهنگي گفته مي شود در ذهن ها چنين متبادر مي گردد كه دراين سر زمين فرهنگي غني اي وجوددارد واين فرهنگ از استحكام واستواري نيرومندي برخوردار است و رسيدن برخي كشور هاي غربي رابه مقصد شانباز مي دارد وآن كشورهابراي آن كه منافع خويش را ازاين كشوربه دست آورند؛ مي كوشند تا اول از همه فرهنگ اين كشوررا از ميان بردارند تا به مقاصد خويش دست پيدا كنند..وجه ديگر تهاجم آنست كه مقاومتي وجودداشته باشد تا تهاجم صورت گيرد. بايد پرسيد آن كدام فرهنگ است كه دربرابرفرهنگ غرب مقامت مي كند يا كرده است كه غرب را احيانا واداشته باشد تنا تهاجمي را سامان دهد؟
دوم اين كه چه شواهدي وجوددارد كه غربي ها به اين توافق رسيده باشند كه بدون از بين بردن فرهنگ كشور ما به مقصد نمي رسند ازاين رو دور هم آمده باشند وتصميم به ازبين بردن فرهنگ ما گرفته باشند! وقتي تهاجم گفته مي شود اين ذهنيت به وجود مي ايد كه اراده اي آگاهانه فراهم آمده تا اين فرهنگ را ازبين ببرند.
اگر فرض را براين بگذاريم كه واقعا تهاجمي وجوددارد؛ آن فرهنگي كه مورد تهاجم قرار گرفته است چيست؟
هم پاسخ بدين پرسش اسان است وهم سخت. اسان است ازاين جهت كه به صورت كلي مي گوئيم منظور اروپايي ها فرهنگ ديني ما است.اما سخت است كه فرهنگ ديني را تبين كنيم ومصداق براي آن پيدا كنيم .باز اين پرسش ايجاد مي شود كه كدام وجه دين مانع رسيدن غربي ها به مقصد شان شده است. ايا احكام ديني است يااعتقاد ديني ويا اخلاق ديني ،كدام يك؟
احكام ديني همين احكام عبادي است كه تا هنوز كسي نديده است كه مانعي درراه آن ايجاد شده باشد وكسي از مسجد رفتن كسي را منع ونهي كرده باشند يا احكام ديني را به تمسخر واستهزا گرفته باشند وجوانان را از عمل بدان نهي ومنع كرده باشند. اگر تصور آن باشد كه غربي ها در افغانستان تبليغ مسيحيت مي كنند. اين امكان بر اي افغان ها نيز مساعد است تا دين خودرا تبليغ كنند اگر امكانات بيشتري دردست غربي ها قرار دارد وما فاقد ان هستيم بكوشيم اين امكانات را فراهم اوريم. .تبليغ مسيحيت را نيز نمي توانيم به عنوان تهاجم به حساب آوريم زيرا مشخص نيست يا دليلي وجود ندارد كه بدين پندار باشيم كه اجمع همگاني براي ترويج مسيحيت بوجود آمده باشد. هر كس دين خود را دوس دارد وكساني هم تبلغ مسيحيت مي كنند دلبستگي هايي كه بدان دارند مي كوشند ازاين فرصت استفاده كنند نه اين كه اراده سياسي دراين زمينه وجچودداشته باشد.
ايا اخلاق ديني ما دچار نوسان ونسيان شده است؟ بدون شك امروز هم احكام ديني هنم اعتقادات ما وهم اخلاق ديني ما دچار نقص فراوان است ازبلند رتبه ترين مقام حكومتي تا دكاندار كوچه وخيابان اين كشور يا فاقد اخلاق ديني اند ياچنان كاستي گرفته است كه نيم رمقي نيز باقي نمانده است.صداقت ، درستكاري،دست گيري از بينوايان،رسيدگي به همسايه، حق ديگران را محترم داشتن براي عدالت ومبارزه با ظلم واجحاف قدم گذاتن اززير بنا هاي ه اخلاق ديني ما است كه متاسفانه دراين كشور چنان مورد انكار قرار گرفته است كه نمي توان حدي براي آن تعين كرد البته افول اخلاق را نبايد ونشايد كه به غربي ها نسبت داد از وقتي اين كشور توسط اشغالگران روسي اشغال شد ووضعيت اين كشور از حالت نر مال وعادي بر هم خورد وجرياني به نام جهاد شكل گرفت هردو سو در افول اخلاق سهم داشتند. در جامعه نا هنجار ونا برابر وبي قانون همه چيز تحت تاثير جنگ قرار مي گيرد وبسياري ازارزش ها پايمال مي گردد.بسياري ازارزش ها اگر ديروز زشت ونا هنجار مي نمود؛ امروز اما نشان زرنگي وهوشياري شمرده مي شود. دفاع از بيگانه ها اگر ديروزنا ميمون ونا مقبول مي نمود امروز اما يك كار نيكو به حساب مي ايد. اگر ديروز روشنفكري با ازادگي همراه بود. امروز ارتباط يافتن با سفارت خانه هاي خارجي وپول گرفتن وتبليغ براي ديگران كردن صفت پسنديده به حساب مي ايد. امروز روشنفكران اصطلاحي هيچ زشت نمي دانند كه با چند سفارت ارتباط داشته باشند وپول دريافت كنند وتبليغ ارزش هاي ملي !! كنند. در سطح مقام هاي بالا ي حكومتي روح قوميت ونژاد بر جاي همه ارزش ها نشسته است دريك وزارت خانه، 90% از اقوام نزديك وزير است پنج درصداقوام دورتر وپنج درصد ديگر ازديگر ولايات، اين جزيي از فرهنگ ما است.خشونت چطور جزيي قويم فرهنگ ملي ما شمرده مي شود. امروز به صورت وفور نيز توليد مي گردداز طالبان كرام ! كه مخالف مردم هستند تا مردم كوچه وبازار ما همه به نحوي با خشونت عجين هستند خشونت به نحوي توليد ه مي شود. كم است دينداري كه دراداره حكحومتي قرار گيرد ورشوه نخورد شايد درصد اندكي باشد كه نفس شان را پاك نگاه داشته باشد. پس اين فرهنگ كجا است وچرا براي از ميان رفتن اين فرهنگ تهاجم صورت گيرد. به فرض اگر تهاجم وجودداشته باشد اين غربي ها چه چيزي را مي تواند جايگزين اين ها كند؟اگر به جاي خشونت تبليغ از مدارا كند واعلام كند خشونت نورزيد كه تمام سرمايه هاي زندگي تانرا به باد مي دهيد واگر گفتند درروابط سياسي تان از عاطفه استفاده نكيند وفرهنگ فرديت وفرد محوري را درراوبط سياسي تا نمحترم بداريد ودرروابط تا با سايرين منافع تان را مد نظر قرار دهيد چيري بدي نيست و اگر تهاحجم فرهنگي همين باشد كاش اين اتفاق بيافتد وغربي ها ايكاررا انجام دهند دور هم بنشينند وبراي تغير فرهنگ خشونت ودرنده خويي ونا شكيبايي سريع تر دست به كار شوند!
واقعيت انست كه تهاجمي وجود ندارد. اتنچه گفته مي شود توهمي بيش نيست. كساني كه اين گونه واژه هار دراين كشور رواج مي دهند بيشتر با ذهنيت مردم عوام بازي مي كنند. آنهارا بيم مي دهند كه دشمني در كمين شما نشسته است درصدد بلعيدن شما است/ اين دروغ هاي شاخدار از چنان آدم هاي دم دار سر مي زند. اگر رسانه هاي گروهي اي برخي فيلم هاي مبتذل پبهنمايش مي گذارند جزبراي منفعت شخصي خود نيست نه اين كه اراده اي در كار باشد وچنين تصميمي گرفته باشند كه با پخش فيلم ها فكر وانديشه هاي مردم را دچار نوسان ونقصان كنند. غربي ها درده سال گذشته با حضور سهمگين خويش دراين كشور كمك كرده اند كهيك حكومت قانون مدار مورد قبول مردم فراهم آورند هنوز دراين مشكل مانده اند. اگر ايجاد يك حكومت پاسخگو براي اين مردم يك تهاجم باشد بسيار مقبول وميمون نيز هست چرا بايد مردم را بترسند ورسانه ها نيز مردم بتر سانند؟
اين گونه سخنان قبل ازان كه مبتني بر واقعيت باشدساختن يك فضاي بي اعمتمادي واضطراب است اين كه هيچ كس به كسي ديگر اعتماد نكنند وهميشه مضطرب باشند كه دشمن خونخواري در كمين نشسته است ومي خواهند فرهنگ مردم را نا بود كند دين مردم را ازبين ببرد. نگارنده به مردم اطمينان مي دهد اين ديني كه ما داريم مانع هيچ كاري نمي تواند شود تا تهاجمي صوت گيرد پس نه نگران دين خود باشيدونه فرهنگ ديني خود!