پاكستان بر سردوراهي انتخاب!
اين پرسش ازاين جهت حايز اهميت است كه مقام هاي كاخ سفيد در چند ماه گذشته به صورت متوالي بر پاكستان اتهام وارد اورده اند كه ساز مان استخبارات پاكستان با گروه حقاني درداد وستد به سر مي برد ونا آرامي ها وخشونت ها يي كه در افغانستان اتفاق مي افتد توسط شبكه حقاني راه اندازي مي گردد. اگرتصميم مسئولا ن امريكايي براين قرار گرفته باشد كه تهاجمي عليه شبكه حقاني راه اندازي كند حكومت پاكستان را دردوراهي خطر ناكي قرار خواهد داد. پذيرش عمليات امريكا،سكوت دربربرآن براي ماندن در قدرت اما مواجه شدن با مردم پاكستان يك گزينه است . گزينه دوم ، مقامت كردن وعمليات متقابل انجام ددادن ودگر ديسي دررابطه اسلاماباد واشنگتن. ازسوي ديگر اين پرسش نيز ايجاد مي شود كه حكومت افغانستان ازاين گونه حوادث چه سودي خواهند برد؛زير اگر اتهام بر پاكستان وارد مي شود يكي از طرف هاي آن افغانستان است. گرچه مقام هاي امريكايي اظهار مي دارند كه اتهام ها براي تحت فشار قراردادن مقام هاي اسلاماباد نيست، بلكه آنها اسناد ومداركي متقن وغير قابل انكاري دردست دارند كه ثابت مي كند كه گروه هاي تروريستي با سازمان استخبارات پاكستان رابطه دارد وگروه حقاني مستقيما ازاداره ي استخباراتآن كشور فرمان مي برد وامريكا خواهان آنست كه پاكستان رويكرد خود نسبت بهان گروه را تغير دهد.كه پاكستاني ها تاهنوز انكار كرد ه اند. اماعلاوه بر اسنادي كه امريكايي ها ارايه كرده اند؛ اداره ي امنيت ملي افغانستان نيز باارايه مداركي ثابت كرد ه است كه طرح ترور استاد رباني در يكي از شهر هاي پاكستان ريخته شده وآنگاه در افغانستان عملي گرديده است. مداركي كه حكومت هندوستان بعد از حمله به ممبئي در چند سال گذشته ارايه داده اند باز هم گوياي آنست كه پاكستان در اكثر حملات تروريستي منطقه دست داشته است. مجموع اين اسناد نشان مي دهد كه كانون اكثر نا امني هاي منطقه اي ريشه در ساختار ساز مان امنيت پاكستان داردواتهام هاي امريكا چندان بي راهه هم نيست. با توجه به اين واقعيت،حكومت پاكستان با اين قضيه چگونه برخورد خواهند كرد؟ يك گمان آنست كه استخبارات پاكستان جزئي از بدنه اصلي نظام سياسي در آن كشور است هر اتهامي كه وارد مي گردد به صورت دقيق نظام سياسي دران كشور را هدف قرار مي دهد. زيرا اصل ومنشاء ترور ها در ساختار نظام سياسي پاكستان وجوددارد براي مقابله با تروريزم منطقه اي، بايد حكومت اسلامآباد تحت فشار قرار گيرد تا آن حكومت به قوانين بين المللي گردن گزارد ودست از تروروخشونت عليه ساير كشور ها بردارد. به مقامات اسلام اباد بفهماند كه اگر تروريزم براي نيل به منافع ملي مورد استفاده قرارمي گيردراه صوابي نيست، بهترين گزينه رسيدن به منافع ملي ازراه گفت وگو وتفاهم ميان كشور ها است تا صدور تروريزم در خارج از مرز هاي آن كشور.
اما برخي تحليل گران بدين گمان اند كه تروريست پروري زاده ي ساختار نظامي آن كشور است.وريشه در گذشته پاكستان دارد. دردهه هشتاد،زماني كه جنرال ضيا والحق روي كار بود، او بدين تصور بود كه با پرورش افراط گرايي مي تواند هم با هند مقابله كند وهم حكومت كمونيستي كابل رااز پاي دراورد ودر نتيجه يك نيروي باانگيزه در منطقه وجودداشته باشد كه خدمتي براي پاكستان كند وتهديد ي براي دشمنان آن كشور باشدوبا اين ديد، افراط گرا هارا در بدنه اصلي استخبارات پاكستان جا به جا كرد كه با كشته شدن او؛ اما طرز ديد او هنوز بر استخبارات آن كشور حكومت مي كند. وجود گروه هاي افراطي درداخل ساز مان استخبارات پاكستان هم به تضعيف حكومت دموكراتيك در آن كشور انجاميده است وبعد از گذشت شصت سال هنوز يك حكومت بادوام وداراي قاعده وسيع مردمي روي كار نيامده است وهم با صدور تروريزم كشور هاي منطقه را نا آرام ونا امن كرده است. لذا مي توان گفت تروريزم كنوني هم يك چالش براي نظام سياسي پاكستان است وهم يك مشكل منطقه اي. بنابراين براي رفع ودفعاين مشكل بايد كشور هاي منطقه به شمول حكومت پاكستان چاره انديشي كنند تا يك اراده ي قوي سياسي در پاكستان ايجاد شود تا پاكستاني ها خود بر تروريزم فايق آيندوهم منطقه از شر تروريزم رهايي يابد. اما مشكلي كه وجوددارد آنست كه حكومت پاكستان از بيم سر نگوني هنوز جرات صف بندي ميان خود وساز مان استخبارات ان كشور را نيافته است براي آن كه از خطر سقوط در آمان بماند كوشيده است تا به صورت آگاهانه ياناآگاهانه ازساز مان استخبارات آن كشور دفاع كند. به هر حال آنچه براي افغانستان حايز اهميت است ومي تواند راهي به سوي صلح بگشايد استفاده درست ازهمين كشمكش هايي است كه ميان غرب وپاكستان ايجاد شده است . شايد براي حكومت افغانستان بارها چنين فرصت هايي دست داده باشد كه بنابر مصلحت سنجي ها نتوانسته است ازاين فرصت ها كمال استفاده را ببرد وراهي به سوي صلح وثبات در كشور بگشايد.حال كه هم فشار داخلي بر حكومت اسلام ابادرو به افزايش نهاده است و گروه هاي داخلي حكومت آن كشوررا تحت فشار قرارداده اند وهم اسنادومدارك غير قابل انكار نسبت به دخالت استخبارات پاكستان دررابطه به ترورها وجوددارد. بر حكومت افغانستان است كه اندكي از لاك انفعال بيرون آيد وبا اتخاذ يك سياست تهاجمي آخرين ضربه را بر پيكر استخبارات پاكستان وارد آورد وبراي هميشه شر اين جنايت كاران را از سر مردم افغانستان كوتاه كند.ده سال از جنايت هول ناك اسلام اباد گذشت اين همه جنايت به نام دين واسلام دراين كشور صورت گرفت اما به تازگي اقاي كرزي اعلام مي كند كه ما دريافتيم كه مذاكره با طالبان مارا به صلح نمي رساند درحالي رسا نه هاي جمعي از مدت ها بدين سوي از حكومت مي خواستند تاراه ناكام مصالحه را نپيمايد وبا فشار آوردن بر حكومت اسلاماباد تلاش صورت گيرد تا منشاي اختلاف ها بررسي گردد ودرروشنايي خواست هاصلح مطرح گردد.با آن كه حكومت مي داند كه تمام فشار ها از جانب پاكستان بر ما وارد مي شود اما خودرا به ناداني زدهومقاصيد پاكستان را انكار كرد ونمي خواهد درك كند كه پاكستان چرا دست به اين همه جنايت مي برد. بنابراين وقايع وحواثي كه رخ داده است مي طلبد كه حكومت افغانستان با هماهنگي با ساير نهاد ها ي بين المللي با ايجاد يك راهبرد صحيح بتواند با اسلاماباد وارد مذاكره شود.وراهي به سوي صلح وامنيت در كشور بردارد.
برا ي اسلاماباد فرصتي نيكويي فراهم امده است تا بااستفاده از جو ضد تروريزم در كمك به نيرو هاي امريكايي در مرز هاي آن كشور، به سر كوبي تروريزم بپردازد تا به تدريج ريشه هاي خشونت ازان كشور نيز قطع گردد. اگر پاكستاني ها بدين انديشه باشند كه با صدور تروريزم خود در امان بمانند بايد بدانند كه اين كار دشوارو نشدني است.آنچه تاهنوز انجام دادند جز دشواري بر اي آن كشور سودي به بار نياورد. لذا سر كوب تروريزم وايجاد فضاي دوستي ميان كشور ها ي منطقه مي تواند منافع كلاني را نصيب پاكستان سازد.