انفعال تا چه وقت؟
براي چند مين بار است كه نظاميان پاكستان به گلوله باري مناطق مرزي افغانستان مبادرت مي ورزند. تا حال عده اي كشته وزخمي شده اند وبسياري از خانه هاي مردم نيز تخريب گرديده است. آنچه دراين ميان قابل اهميت است اين پرسش است كه غرض پاكستان ازاين گونه حملات چيست، اياغرض ازاين گونه حملات ايجاد رعب ووحشت در ميان افغانها وقدرت نمايي است يا آن كه پاكستاني هااهداف سياسي خاصي را دنبال مي كنند وآنچه را با مذاكره سياسي يا فرستادن تروريست ها به دست نياورده اند ومي كوشند ازاين راه به دست اورد؟
گمانه هايي دراين زمينه وجوددارد، برخي تحليل گران بدين باور اند كه پاكستان تحت فشار بيش از حد ايالات متحده امريكا قرار داردوممكن است در اينده هاي نزديك عملياتي را عليه آن كشور به راه اندازد وپاكستان براي آن كه بتواند راهي براي فرار ايجاد كند با گلوله باري مناطق مرزي افغانستان مي خواهد پايگاه هاي تروريستان طرفدار خودرا درداخل خاك افغانستان انتقال دهد. دراين صورت بخشي از اتهام هاي امريكا بر پاكستان رفع مي شود وپاكستاني ها با مدارك وشواهد خواهند گفت كه تروريست ها در خاك خود افغانستان زندكي مي كنند وعمليات را داخل خاك افغانستان سازماندهي مي كنند.
گمانه ديگر آنست فشار هاي امريكا باعث شده است كه پاكستاني ها عمليات محدودي را در مناطق قبايلي اغاز كنند واين عمليات موثر هم باشد قبل ازان بايد گرو هاي تروريستي موافق حكومت را ازن مناطق تخليه كند وبه نظر نظاميان پاكستان بهترين محل براي استقرار ان نيرو ها داخل خاك افغانستان است وتا وقتي جاي مشخصي براي ان نيرو هاايجاد نشده است وبخشي از مناظق مرزي تخليه نشده است عمليات ادامه خواهدداشت تا محل استقرار تروريست ها در داخل خاك افغانستا مساعد گردد.
گمانه سومي نيز وجو دارد كه بر خي تحليل گرانروي آن درنگ كرده اند وآن حل مناقشه تاريخي ميان افغانستان وپاكستان است. درده سال گذشته پاكستان از اهرم هاي سياسي، نظامي واقتصادي سود جست تا بتواند حكومت افغنستان راوادار به مذاكره سياسي كند تا راه حل هايي براي خط ديورند بيابد. اما دراين مدت جز گفت وگو هاي بي ثمر ميان دو كشور حاصيل ديگر نداشته است. اما اين بار با گلوله باري مناطق مرزي مي خواهد به حكومت افغانستان بفهماند كه مشكل افغانستان وپاكستان حل نخواهد شد مگر آن كه حكومت كابل به خود جرات وجسارت دهد وپاي پيش بگذارد تا مشكلات دو كشو ربراي هميشه حل شود.از سوي ديگر اگر پاكستان تا هنوز با گسيل داشتن افراد طالبان وبا تجهيز آنها باعث خشونت وكشتار وده ها مصيبت ديگر شده است اينك دريافته كه تداوم اين وضعيت فشاري مضاعفي بر پاكستان تحميل خواهد كرد وبراي آن كه ريشه هاي اختلاف ها حل گرد بايد حكومت كابل به حل اختلاف بپرازد كه سالها است ميان دو كشور وجود دارد.
اگر مجموع از گمانه قرين به واقعيت باشد، لازمست كه حكومت افغانستان به جاي فرافگني ومتهم داشتن ديگران يك باروبراي هميشه برسر اختلافات دو كشور انديشه كند تاراه حلي پيدا شود.حكومت افغانستان نيز مي داند تا اختلاف هاي تاريخي ميان دو كشور حل نشود وخواسته هاي پاكستان به صورت منطقي در چهار چوب روابط دبين المللي مورد بررسي قرار نگيرد؛ دشوار است كه خشونت از افغانستان رخت بربنددو ما گمان داريم كه براي حكومت افغانستا ن بهترين شرايط است كه جرات به خرج دهد وبا نظارت ناظران بين المللي وبا استفاده از حضور پررنگ امريكا در منطقه به بررسي روابط خود با پاكستان بپردازد وراه حل هميشگي پيدا كند.
اين كه حكومت افغانستان بدون داشتن يك تحرك سياسي مثبت يا با استفاده از احساسات مردم همه مشكلات را بذهديگران نسبت دهد يا به فراموشي بسپارد نمي تواند يك راه حل پايدار وراهبردي براي افغانستان ومنطقه باشد. بنابراين وضعيت كنوني افغانستان؛مواضع وديد گاه هاي همسايگان ما دررابطه به افغانستان ونياز مندي هاي اساسي افغانستان براي يك ارامش د ايمي، ايجاب مي كند كه حكومت افغانستان بيش از پيش تلاش ورزد ابتكار عمل را دردست گيرد وراه مذاكره با پاكستان را براي حل معضل ميان دو كشور همواركند واگر حكومت ازاين شرايط سود نبرد وبه حل مشكلات نپردازد بي ترديد نسل هاي بعدي حكومت كنوني را مقصر خواهد دانست. مردم افغانستان درسي سال گذشته خواهان يك حكومت مسئوليت پذير بود كه درد مردم را درك كند حال كه اين حكومت به انتخاب مردم ايجاد شده است مي طلبد كه درراه امنيت مردم قدم هاي مثبتي را بردارد.