در هفته هاي اخير شاهد روابط پر تنش ميان اسلام‌آباد وواشنگتن بوديم ازيك سوسيل اتهام هايي است كه بر حكومت پاكستان وارد مي گردد ومقا مات امريكايي اظهار مي دارند كه اتهام ها براي تحت فشار قراردادن مقام هاي اسلام‌اباد نيست، بلكه آنها اسناد ومداركي متقن وغير قابل انكاري دردست دارند كه ثابت مي كند كه گروه هاي تروريستي با سازمان استخبارات پاكستان رابطه دارد وگروه حقاني مستقيما ازاداره ي استخبارات‌ان كشور فرمان مي برد علاوه بر اسنادي كه امريكايي ها ارايه كردند؛ اداره ي امنيت ملي افغانستان نيز بعد از شهادت استادرباني وبا ارايه گزارشي از نحوه شهادت استاد وارايه مداركي ثابت كرد ه است كه طرح ترور استاد رباني در يكي از شهر هاي پاكستان ريخته شده وآنگاه در افغانستان عملي گرديد است. مداركي كه حكومت هندوستان بعد از حمله به ممبئي در چند سال گذشته ارايه داده اند باز هم گوياي آنست كه پاكستان در اكثر حملات تروريستي منطقه دست داشته است. مجموع اين اسناد نشان مي دهد كه كانون اكثر نا امني هاي منطقه اي ريشه در ساختار ساز مان امنيت پاكستان دارد. با توجه به اين واقعيت، دو گونه برداشت وتحليل وجوددارد. يك گمان آنست كه استخبارات پاكستان جزئي از بدنه اصلي نظام سياسي در آن كشور است. اصل ومنشاء ترور ها در ساختار نظام سياسي پاكستان وجوددارد براي مقابله با تروريسم منطقه اي بايد حكومت اسلام‌اباد تحت فشار قرار گيرد تا آن حكومت به قوانين بين المللي گردن گزارد ودست از تروروخشونت عليه ساير كشور ها بردارد. به مقامات اسلام اباد بفهماند كه اگر تروريزم براي نيل به منافع ملي صورت مي گيرد،ازراه گفت وگو وتفاهم ميان كشور ها بهتر قابل وصول است تا صدور تروريزم در خارج از مرز هاي آن كشور.

  اما برخي تحليل گران بدين گمان اند كه تروريست پروري زاده ي ساختار نظامي آن كشور است دردهه هشتاد،زماني كه جنرال ضيا والحق روي كار بود، او بدين تصور بود كه با پروروش افراط گرايي مي تواند هم با هند مقابله كند وهم حكومت كمونيستي كابل رااز پاي دراورد ودر نتيجه يك توان بااگيزه در منطقه وجودداشته باشد كه هم خدمتي براي پاكستان كند وبا اين ديد افراط گرا هارا در بدنه اصلي استخبارات پاكستان جا به جا كرد با كشته شدن اواما طرز ديد او هنوز بر استخبارات آن كشور حكومت مي كند. گروه هاي افراطي درداخل ساز مان استخبارات پاكستان هم به تضعيف حكومت دموكراتيك در آن كشور انجاميده است وبعد از گذشت شصت سال هنوز يك حكومت بادوام وداراي قاعده وسيع مردمي روي كار نيامده است وهم با صدور تروريزم كشور هاي منطقه را نا آرام ونا امن كرده است. لذا مي توان گفت تروريسم كنوني هم يك چالش براي نظام سياسي پاكستان است وهم يك مشكل منطقه اي.  بنابراين براي رفع ودفع‌اين مشكل بايد كشور هاي منطقه به شمول حكومت پاكستان چاره انديشي كنند تا يك اراده ي قوي سياسي در پاكستان ايجاد شود  تا پاكستاني خود بر تروريزم فايق آيندوهم منطقه از شر تروريزم رهايي يابد. اما مشكلي كه وجوددارد آنست كه حكومت پاكستان از بيم سر نگوني هنوز جرات صف بندي ميان خود وساز مان استخبارات ان كشور را نيافته است براي آن كه از خطر سقوط در آمان بماند كوشيده است تا به صورت آگاهانه ياناآگاهانه ازساز مان استخبارات آن كشور دفاع كند. به هر حال آنچه براي افغانستان حايز اهميت است ومي تواند راهي به سوي صلح بگشايد  استفاده درست ازهمين نزاع هاي لفظي است كه ميان غرب وپاكستان ايجاد شده است . شايد براي حكومت افغانستان بارها چنين فرصت هايي دست داده باشد كه بنابر مصلحت سنجي ها نتوانسته است ازاين فرصت ها كمال استفاده را ببرد وراهي به سوي صلح وثبات در كشور بگشايد.حال كه هم فشار داخلي بر حكومت اسلام ابادرو به افزايش انهاده است و گرو هاي داخلي حكومت را تحت فشار قرارداده است وهم اسنادومدارك غير قابل انكار نسبت به دخالت استخبارات پاكستان دررابطه به ترور استاد رباني وجو دارد. بر حكومت افغانستان است كه اندكي از لاك انفعال بيرون ايد وبا اتخاذ يك سياست تهاجمي آخرين ضربه را بر پيكر استخبارات پاكستان وارد آورد وبراي هميشه شر اين جنايت كاران را از سر مردم افغانستان كوتاه كند.ده سال از جنايت هول ناك اسلام اباد گذشت اين همه جنايت به نام دين واسلام دراين كشور صورت گرفت اما به تازگي اقاي كرز اعلام مي كند كه ما دريافتيم كه مذاكره با طالبان مارا به صلح نمي رساند درحالي رسا نه هاي جمعي از مدت ها بدين سوي از حكومت مي خواستند تاراه ناكام مصالح را نپيمايد وبا فشار آوردن بر حكومت اسلام‌ابادتلاش صورت گيرد تا منشا اختلاف ها بررسي گردد ودرروشنايي خواست هاصلح مطرح گردد.با آن كه حكومت مي داند كه تمام فشار ها از جانب پاكستان بر ما وارد مي شود اما خودرا به ناداني زدومقاصيد پاكستان را انكار كرد ونمي خواست درك كند كه پاكستان چرا دست به اين همه جنايت مي برد. بنابراين وقايع وحواثي كه رخ داده است مي طلبد كه حكومت افغانستان با هماهنگي با ساير نهاد ها ي بين المللي با ايجاد يك راهبرد صحيح بتواند با اسلام‌اباد وارد مذاكره شود.وراهي به سوي صلح وامنيت در كشور بردارد.