توافق استراتژیک با هندوستان می تواند پی آمد وواکنش های گونا گونی را بر انگیزد. برخی حلقه های سیاسی بر ای آن که حکومت را تحت فشار قرار دهند می کوشند پیمان را زیر سوال ببرند وازهر حیلتی سود می جویند تا امضای پیمان را به ضرر کشور نشان دهند.  این طیف ها بیشتر ازین که به فکر منافع یا اضرار ملی باشند، همین که زمینه ای برای اظهار وجود پیدا می کنند وخودی به نمایش می گذارند برای آنها غنیمتی شمرده می شود. برخی هم انواع بهانه ها می آورند که وجود پیمان را به ضرر کشور نشان دهندیکی از دلایلخالفت هاانست که می پندارند که پیما ن  یا هررابطه نیک با هندوستان می تواند حساسیت های منطقه ای را بر انگیزد یعنی پاکستان بیش از پیش حساس شود ودر نتیجه حملات انتحاری افزایش یاید.  سمیناری که از سوی بنیاد جهاد برگزار شده بود وبرخی چهره های سیاسی وتحلیل گر حضور یافته بودند این گونه اظهارات فراوان صورت گرفت ونگرانی هایی این چنینی ابراز گردید. حتا شهادت اقای  ستادربانی رانتیجه ارتباط های نزدیک با هندوستان دانستند  واظهارکردند که یکی از علل شهادت اقای ربانی رفتن او به هندوستان وارتباط نزدیک او با مقام های هندی بوده است. اگر چنین سفری صورت نمی گرفت ممکن بود که پاکستانی ها بدین امر مبادرت نورزند.  بنیاد این  گونه سخنان بر این پایه استوار شده است که منافع ملی بر اساس قدرت هر کشورتعین می گردد به هر اندازه که کشور ی قدرت داشته باشد می توانند منافع ملی خویش را تعریف کند.  یعنی برای ارتباط با سایر کشور ها باید اول از همسایگان قدرتمند اجا زه گرفت ،بعد تامین ارتباط کرد. این گونه سخنان بدین معنا است اگر کشوری، توان دفاعی لازم نداشته باشد نباید منافعی برای خود تعریف کند. هر کشوری به میزان قدرتی که دارد می تواند در امورسایر کشورها نیزدخالت کند ومنافع خویش را تامین نماید. اگر منافع ملی روی این مبنا تعریف گرددبی تردید ثبات وامنیت جهانی پایدار نخواهند ماند. چون افغانستان درسی سال گذشته در ناامنی وجنگ به سر برده تمام توان وزیر ساخت های دفاعی آن از میان رفته است بنابراین منافعی نیز نمی تواند بر ای خود تعریف کند یا آن که چون ضعیف است دیگران حق مداخله درامور داخلی آن را دارددارد وکشور نباید ونشاید که دم از منافع ملی گوید بلکه همیشه در برابر سایر کشور هاکرنش کند چون دارای قدرت لازم نیست. این گونه سخنان  بی پایه در سمینار بنیاد جهاد کم گفته نشد ولازم است دریک مجالی به نقد وتحلیل آن سخنان پرداخته شود. واظهار کنندگان این گونه سخنان بدین امر تفطن یابند که منافع ملی کشورها در چهار چوب قدرت انها نیست  بلکه در چهار چوب قوانین بین المللی وکنوانسیون های آنست که کشور های عضو خودرا متهعد به رعایت آن می دانند. به هر حال این ا فاضات بیان گردید تا مواضع پاکستان درقبال افغانستان بزرگ وعمده شود وبه افغانستان نیز فهمانده شود که نباید پای از گلیم خویش فراتر برد وبیش از قدرت خود بخواهد،همین پرسش از اقای کرزی نیز صورت می گیرد یا خواهد گرفت واز او پرسیده خواهد شد که چرا دست به چنین اعمالی یازیده است؟

    نگارنده نمی داند که حکومت در برابر چنین پرسش هایی چه پاسخ خواهد گفت؛ اما به عنوان یک شهروند می توانم این  گونه پاسخ گویم،  که منافع ملی در چهار چوب قوانین بین المللی وحفظ احترام به تمامیت ارضی کشور ها تعریف می گرد دیکی از مولفه های منافع ملی حفظ تمامیت ارضی کشور ها است یکی از دلایل ایجاد سازو کار های  ساز مان ملل متحد، اجرای قوانیین بین المللی است تا کشور های قدرتمند به سار کشور ها تجاوز نکند وهر کشوری در چهار چوب قوانین بین المللی عمل کنند حال اگر منافع ملی بر اساس قدرت تعین گردد دنیا به جنگلی خواهد بود که قوانین را شیران جنگل یا زور مندان تعین می کند.

    اگر بیم از دخالت بشتر پاکستان است،که پاکستان تا هنوز آنچه توانسته است انجام داده وکم ترین کوتاهی نیز نکرده است از کشتن ودریدن ،خون ریختن تا محو اثار تاریخی ودزدیدن آن وانتقال آن به پاکستان از کار های پیش پا افتاده ی بوده است که حکومت پاکستان وسران" ای، اس ،ای "انجام داده است . مگر گفته نمی شد که نصرالله بابر از اشیای عتیقه افغانستان برای خود کلکسیونی شخصی ساخته است؟ مگراثار تاریخی ارزش مندی چون مجسمه های بودا توسط عوامل پاکستان از میان نرفته است ؟ هر جای اثری از تمدن کهن دراین سر زمین بوده ودست عوامل پاکستان بدان رسیده است نابود شده است. کشتار روز مره مردم بی گناه افغانستان توسط استخبارات آن کشور بیان گوشه از جنایت های بی شمار عمال پاکستان دراین کشور است. توهینی که عوامل مزدور پاکستان به مردم کشور روا داشتند. یکی را به نام زبان تحقیر کردند دیگری را به نام مذهب تهدید کردند وکسی را به نام ریش ودستار تخویف نمودند.این ها همه توهین هایی اشکاری بود که عوامل مزدور پاکستان برمردم ما روا داشت. ایا بدتر ازاین نیز می توانند انجام دهند ؟پس چرا نباید دست حکومت درتصمیم گیری های سیاسی باز باشد وهر پیمانی که منافع ملی باشد امضا شود.

   یکی از کارشناسان بعد از امای پیمان سخن جالبی برز بان راند؛ آن این بود که کاش اقای کرزی درده سال گذشته این جرات را به خرج می داد،این همه محافظه کاری را به یک سو می نهاد ودست به ابتکار می زد وبا امضای پیمان های مشابه کشوررارتباط نزدیک تری با سایر کشور ها پیدا می کرد وما می توانستیم به پشتوانه این رابطه ها سخن محکم تری باپاکستان می گفتیم. درده سال گذشته مصلحت سنجی های نا موجه، مارا از ارتباط درست وصحیح با سایرکشور های جهان باز نمی داشت.  همی=رسش هایی که درارتباط با کشور هندوستان ایجاد می شود با امریکا نیز چند برابر این گونه مپرسش هاوجوددارد .وقتی رابطه با امریکا مطرح می شودگروهی پای دین را در میان می کشد، کسی دیگری پایاززوال فرهنگ ملی سخن می گویدف تعدادی نیز از زیر سلطه رفتن استقال کشور گپی می زنند این ها تصور های  بسیار ساده وپیش پای افتاده ای است که بیشتر به درد عوام فریبی می خورد تا به درد یک تحلیل سیاسی واقع بینانه .

 هنوز کثیری از ما دنیا راهمانند گذشته می شناسیم، دغدغه های ما همانند گذشتگان است وچاره سنجی ای که  در نظر می گیریم نیز با پارایم های گذشته است. هنوز فکرمی کنیم اگر دروزاه های کشور خودرا به روی دنیا ببندیم وکسی را به خانه خود راه ندهیم ،دین ما ،فرهنگ وباور های ما پایدار خواهد ماند. اما همین که پای کشور دیگر درمیان امد فرهنگ ما به کلی دیگرگون می شودمثل کسی که از کوریای جنوبی تحلیل می کرد می گفت که فعلا شصت هزار زن بد کاره در اطراف سئول پایتخت کوره جنوبی وجوددارد یعنی همین زنان را امریکایی بدکاره ساخته اند! این گونه تحلیل ها اگر با حسن نیت هم صورت بگیرد ننتیجه خام اندیشی ونا پختگی ما است. آنان که دنیارادیگرگونه می یابند ومی شناسند می کوشند حل مشکلات را با ابزار همین دنیا به جست وجو گیرند راه حل را با توجه به وضعیت کنونی دنیا پیدا کنند آنچها  ین تحلیل گران اظهار می دارند راه حل نیست بلکه فرار از مشکلات است بنابراین هر آنچه که منافع ملی را تامین کند یک اصل است هیچ چیز دیگر به جای آن نمی شنیند ونباید  نگرانی دین وفرهنگ را داشت اگر دین وفرهنگ یک کشور وجامعه با ارتباط بادیگران خدشه دار می شود نه آن دین باقی خواهد ماند نه آن فرهنگ زیرا در دنیای امروز بدون ارتباط ممکن نیست دیوار ها ومرز های سنتی توسط رسا نهای گونا گون شکسته شده است . حفظ دین وفرهنگ با دیوار کشی وکشیدن سیم خاردار نممیسر نمی شود. اینحفظ دین وفرهنگ نیز بردوش حکومت نیست وبرای تقویت فرهنگ وارزش های دینی باید متدیان ودینداران وروحانیان همه دردست دست هم وبا شناخت زمان وشرایط وبا پی بردن به پرس های دنیای معاصر بکوشند تا پاسخ های درخور پیدا کنندوبگذارند حکومت دراین راستا برای تامین منافع ملی کشور تلاش ورزدوبا هر کشوری که منافع ملی افغنستان تامین می گردد دست به امضای پیمان بزند.