اسیب شناسی اندیشه های حاکم بررسانه های افغانستان:

       یکی از اسیب های جدی رسانه های کشورما فهم ودرک بسیار سطحی ارباب واصحاب رسانه ها  ازوضعیت  اجتماعی ما وبحران های دامن گیر آنست.  اگر نیک نگریسته شود وبحران ها ی پیدا وپنهان کشور دسته بندی گردد. جامعه ی ما با بحران های شدیدی مواجه است .بحران هویت ، بحران معنویت ،بحران اخلاق؛ این ها بحران هایی است که وجوددارد ؛اما متاسفانه کمتر بدان

 اسیب شناسی اندیشه های حاکم بررسانه های افغانستان:

       یکی از اسیب های جدی رسانه های کشورما فهم ودرک بسیار سطحی ارباب واصحاب رسانه ها  ازوضعیت  اجتماعی ما وبحران های دامن گیر آنست.  اگر نیک نگریسته شود وبحران ها ی پیدا وپنهان کشور دسته بندی گردد. جامعه ی ما با بحران های شدیدی مواجه است .بحران هویت ، بحران معنویت ،بحران اخلاق؛ این ها بحران هایی است که وجوددارد ؛اما متاسفانه کمتر بدان ها پرداخته شده است واصحاب وارباب رسانه های ما ازدرک این بحران ها عاجز هستند.همیشه از دستگاه دولت انتقاد صورت گرفته است  وفساد حاکم بر آن  دستگاه ها افشا شده است؛ ولیکن هیچ گاه به ریشه های فساد  توجهی صورت نگرفته است . در حالی که ریشه های کثیری از معضل ها، ریشه در بحران اخلاقی این جامعه دارد .کدام رسانه توانسته است مسایل اجتماعی را به صورت دقیق تر ودرست تر بشکافد وریشه های آن را بیابد وبرای درمان گری آن اقدام کند حد اقل راه حل نظری ارایه دهد. وقتی از فساد سخن می رود حد اقل انتظار آنست که دامن منتقدان به فساد آلوده نباشد، در حالی که بسیاری از گردانند گان رسانه ها خود به انواع حیل دست می برند تا پولی بدست اورند .آن که به دریوزگی در صدد تحصیل پول هستند بدست اوردن پول، نهایت هدف وغایت زندگی شان شمرده می شود، اگر به چوکی قدرت نیز دست یابند همان کاری را خواهند کرد که دست اندر کاران فاسد حکومت   مرتکب می شوند.اگر به علل  عدم تاثیر رسانه ها در گشودن گره مشکلات کشور توجه صورت گیرد. بی تردید عمده ترین علت را به همین هاضمه ای سیری نا پذیراصحاب رسانه ها باید دید.زیرا آنکه با نفس آلوده به فساد وزیاده خواهی به نقد می پردازد همانند کاسه سفالین صدایی بلندی ندارند تا شنیده شود وتحولی را سبب شود اگر انتقاد های مستمر رسانه ها بر کار کرد دولت نتوانسته است گوشی برای شنیدن بیابد، باید رسانه هادر کار کرد خویش تردید روادارند وبه کاستی های خود با دید ژرفتربنگرند به جای فرا فگنی بکوشند تا جامه ی خویش را رفو کنند. اگر اصحاب رسانه به این امر تفطن کنند که رسانه در سطح جهان تحولات شگرفی افریده اند وحتا انقلاب های عظیمی توسط انها رهبری شده است، به کاستی های خویش پی خواهند برد ودر صدکار آمد کردن خود خواهدشد.

 اندیشه درایجاد انگیزه: هیچ رسانه ای بدون داشتن یک انگیزه قدرت مند وقوی ایجاد نمی گردد ؛یا انگیزه ها اقتصادی است یا سیاسی وفرهنگی. اگر بدست آوردن پول وامکانات اقتصادی غایت ایجاد یک رسانه را تشکیل دهد صاحبان رسانه خواهند کوشید بر نامه هایی را روی دست گیرند که پول ساز باشد وبتواند منفعتی برای صاحبان خود به وجود اورد این گونه رسانه ها بدون توجه به هنجار های اجتماعی وارزش های اخلاقی جامعه، بر نا مه های خودراتدوین کند دراین گونه رسانه ها اصل برای بدست اوردن منافع بیشتراست.

  البته کار کرد آین گونه رسانه ها به صورت های گونا گون تبلور یافته ومی یابد.دست زدن به ابتکارهای پول ساز، تدویر وتدوین بر نامه هایی هیجانی وپربیننده؛ از شگرد های این گونه رسانه ها به شمار می رود. وقتی هدف برای یک رسانه ی گروهی ،بدست اوردن پول بیشتر باشد خواهد کوشید از هرفرصت وبستری بدین هدف دست یابد، تا بینندگان بیشتری را جلب وجذب کند تبلیغ دروغ،ایجاد بر نامه های عاطفی،باز تاب حوادث اجتماعی وافریدن داستان های هیجانی، می تواند ازکارکرد های آن رسانه به شمار اید. از آن جا که بیشترین پول را از طریق آگهی های بازر گانی بدست می آورند می کوشند علاوه برتبلیغ بازار،ذایقه ای مصرف بیشتررا نیز افزایش دهند. اما اگر رسانه ای براساس اندیشه های انسان مدار شکل گرفته باشد ارزش های اخلاقی یک جامعه مد نظر باشدوهدف نیز ارتقای ظرفیت های  اخلاق انسانی تعریف شود، بی تردید بررشد اخلاق انسانی توجه خواهند نمود وان را از اولیت های  رسانه  های خود قرار خواهند داد. ازاین منظر اگر نقدی بر رسانه های کشور وارد گردد. کثیری از رسانه ها بویژه رسانه های تصویری نمی دانند چه چیزی برای مخاطب خود انتخاب کنند یا حتا گاهی این توهم ایجاد می شود که رسانه ها مخاطب خودرا می شناسند یاخیر.به هر حال بیان هر انگیزه ای مبتنی بر اندیشه ای است هر گاه اندذیشه ها انسانی باشد انگیزه ها انسانی.تا وقتی که رسانه ها با دید گاه قانونی مورد نقد قرار گیرد، بی تردید تحولی دررسانه ایجاد نخواهد شد اما اگر دامنه ای نقد از قانون فراتر رود وبا معیار های اخلاقی بتوان به نقد رسانه پرداخت وبه سوی اخلاقی کردن قانون گام برداشته شود باید منتظر بود که تحولی درکار کرد رسانه ها ایجاد شود ودر جهت ارزش های انسانی گام بردارد.

نتیجه گیری: ماحصل ونتیجه ای این مقال را می توان درچند سطرخلاصه کرد؛ اول این که موقیعیت سیاسی ، اجتماعی ، تاریخی کشور ما ایجاب می کند که رسانه های همگانی آن را بشناسد. دوم اینکه ما حدود دودهه جنگ وخشونت راپشت سر گذاشته ایم ؛اما بررغم گذشت زمان، بی تردید یکی ازعلل آن وجود همین رسا نه های بی اندیشه است که در کشور وجوددارند این رسانه ها یا خود بر اساس تفکر بحران افرین بوجود آمده اند یا آن که بلند گوی افرادی بوده اند که به این گونه افکار؛ باور واعتقاد داشته اندو هیچ رسانه  ای دردنیا وجود ندارد که چنان لجام گسیحته عمل کرده باشد، چنان چه رسانه هادر کشور ما عمل کرده  ومی کنند . رسانه های مطلوب بایداسیب های جامعه ی خودوبحران های پیدا وپنهان کشور را بشناسندوبرای رفع بحران از کار شناسان سود ببرند.رسانه هابدانند که حل همه مشکلات از کار کرد های حکومت نیست.رسانه های همگانی می توانند با تبیین جایگاه حکومت در حل معضلات اجتماعی به نقش وکار کرد خویش نیز بپردازند ودراین راستا تلاش مجدانه به خرج دهند، اگر اندیشه ای ضد دینی شکل می گیرد ،یا فلان نهاد یا شخص به مقدسات توهین روا می دارد،همه حکومت را مورد خطاب قرار می دهند وحل همه مشکلات را از حکومت می خواهند در حالی که بسیاری از این دشواری ها متوجه حکومت نیست. رسانه های گروهی باید در صدد آن باشند تا با فرهنگ سازی زمینه های این گونه نا هنجاری هارا به حد اقل برسانند . به سخن دیگر در هیج جای دنیا حکومت ها سازنده ای فرهنگ جامعه نیستند ونباید نیز دراین امر دخالت نمایند و رسانه های گروهی ،مراکز آموزشی ، دانشگاه هاو سایر نهاد های فرهنگی، مسئول فرهنگ سازی در کشور ها می باشد لذا اگر رشد فکری وفرهنگی در این کشور ایجاد نشده است ونژاد گرایی وقوم محوری فرهنگ غالب در کشور است باید باور کرد که کار کرد رسانه مثبت نبوده استها پرداخته شده است واصحاب وارباب رسانه های ما ازدرک این بحران ها عاجز هستند.همیشه از دستگاه دولت انتقاد صورت گرفته است  وفساد حاکم بر آن  دستگاه ها افشا شده است؛ ولیکن هیچ گاه به ریشه های فساد  توجهی صورت نگرفته است . در حالی که ریشه های کثیری از معضل ها، ریشه در بحران اخلاقی این جامعه دارد .کدام رسانه توانسته است مسایل اجتماعی را به صورت دقیق تر ودرست تر بشکافد وریشه های آن را بیابد وبرای درمان گری آن اقدام کند حد اقل راه حل نظری ارایه دهد. وقتی از فساد سخن می رود حد اقل انتظار آنست که دامن منتقدان به فساد آلوده نباشد، در حالی که بسیاری از گردانند گان رسانه ها خود به انواع حیل دست می برند تا پولی بدست اورند .آن که به دریوزگی در صدد تحصیل پول هستند بدست اوردن پول، نهایت هدف وغایت زندگی شان شمرده می شود، اگر به چوکی قدرت نیز دست یابند همان کاری را خواهند کرد که دست اندر کاران فاسد حکومت   مرتکب می شوند.اگر به علل  عدم تاثیر رسانه ها در گشودن گره مشکلات کشور توجه صورت گیرد. بی تردید عمده ترین علت را به همین هاضمه ای سیری نا پذیراصحاب رسانه ها باید دید.زیرا آنکه با نفس آلوده به فساد وزیاده خواهی به نقد می پردازد همانند کاسه سفالین صدایی بلندی ندارند تا شنیده شود وتحولی را سبب شود اگر انتقاد های مستمر رسانه ها بر کار کرد دولت نتوانسته است گوشی برای شنیدن بیابد، باید رسانه هادر کار کرد خویش تردید روادارند وبه کاستی های خود با دید ژرفتربنگرند به جای فرا فگنی بکوشند تا جامه ی خویش را رفو کنند. اگر اصحاب رسانه به این امر تفطن کنند که رسانه در سطح جهان تحولات شگرفی افریده اند وحتا انقلاب های عظیمی توسط انها رهبری شده است، به کاستی های خویش پی خواهند برد ودر صدکار آمد کردن خود خواهدشد.

 اندیشه درایجاد انگیزه: هیچ رسانه ای بدون داشتن یک انگیزه قدرت مند وقوی ایجاد نمی گردد ؛یا انگیزه ها اقتصادی است یا سیاسی وفرهنگی. اگر بدست آوردن پول وامکانات اقتصادی غایت ایجاد یک رسانه را تشکیل دهد صاحبان رسانه خواهند کوشید بر نامه هایی را روی دست گیرند که پول ساز باشد وبتواند منفعتی برای صاحبان خود به وجود اورد این گونه رسانه ها بدون توجه به هنجار های اجتماعی وارزش های اخلاقی جامعه، بر نا مه های خودراتدوین کند دراین گونه رسانه ها اصل برای بدست اوردن منافع بیشتراست.

  البته کار کرد آین گونه رسانه ها به صورت های گونا گون تبلور یافته ومی یابد.دست زدن به ابتکارهای پول ساز، تدویر وتدوین بر نامه هایی هیجانی وپربیننده؛ از شگرد های این گونه رسانه ها به شمار می رود. وقتی هدف برای یک رسانه ی گروهی ،بدست اوردن پول بیشتر باشد خواهد کوشید از هرفرصت وبستری بدین هدف دست یابد، تا بینندگان بیشتری را جلب وجذب کند تبلیغ دروغ،ایجاد بر نامه های عاطفی،باز تاب حوادث اجتماعی وافریدن داستان های هیجانی، می تواند ازکارکرد های آن رسانه به شمار اید. از آن جا که بیشترین پول را از طریق آگهی های بازر گانی بدست می آورند می کوشند علاوه برتبلیغ بازار،ذایقه ای مصرف بیشتررا نیز افزایش دهند. اما اگر رسانه ای براساس اندیشه های انسان مدار شکل گرفته باشد ارزش های اخلاقی یک جامعه مد نظر باشدوهدف نیز ارتقای ظرفیت های  اخلاق انسانی تعریف شود، بی تردید بررشد اخلاق انسانی توجه خواهند نمود وان را از اولیت های  رسانه  های خود قرار خواهند داد. ازاین منظر اگر نقدی بر رسانه های کشور وارد گردد. کثیری از رسانه ها بویژه رسانه های تصویری نمی دانند چه چیزی برای مخاطب خود انتخاب کنند یا حتا گاهی این توهم ایجاد می شود که رسانه ها مخاطب خودرا می شناسند یاخیر.به هر حال بیان هر انگیزه ای مبتنی بر اندیشه ای است هر گاه اندذیشه ها انسانی باشد انگیزه ها انسانی.تا وقتی که رسانه ها با دید گاه قانونی مورد نقد قرار گیرد، بی تردید تحولی دررسانه ایجاد نخواهد شد اما اگر دامنه ای نقد از قانون فراتر رود وبا معیار های اخلاقی بتوان به نقد رسانه پرداخت وبه سوی اخلاقی کردن قانون گام برداشته شود باید منتظر بود که تحولی درکار کرد رسانه ها ایجاد شود ودر جهت ارزش های انسانی گام بردارد.

نتیجه گیری: ماحصل ونتیجه ای این مقال را می توان درچند سطرخلاصه کرد؛ اول این که موقیعیت سیاسی ، اجتماعی ، تاریخی کشور ما ایجاب می کند که رسانه های همگانی آن را بشناسد. دوم اینکه ما حدود دودهه جنگ وخشونت راپشت سر گذاشته ایم ؛اما بررغم گذشت زمان، بی تردید یکی ازعلل آن وجود همین رسا نه های بی اندیشه است که در کشور وجوددارند این رسانه ها یا خود بر اساس تفکر بحران افرین بوجود آمده اند یا آن که بلند گوی افرادی بوده اند که به این گونه افکار؛ باور واعتقاد داشته اندو هیچ رسانه  ای دردنیا وجود ندارد که چنان لجام گسیحته عمل کرده باشد، چنان چه رسانه هادر کشور ما عمل کرده  ومی کنند . رسانه های مطلوب بایداسیب های جامعه ی خودوبحران های پیدا وپنهان کشور را بشناسندوبرای رفع بحران از کار شناسان سود ببرند.رسانه هابدانند که حل همه مشکلات از کار کرد های حکومت نیست.رسانه های همگانی می توانند با تبیین جایگاه حکومت در حل معضلات اجتماعی به نقش وکار کرد خویش نیز بپردازند ودراین راستا تلاش مجدانه به خرج دهند، اگر اندیشه ای ضد دینی شکل می گیرد ،یا فلان نهاد یا شخص به مقدسات توهین روا می دارد،همه حکومت را مورد خطاب قرار می دهند وحل همه مشکلات را از حکومت می خواهند در حالی که بسیاری از این دشواری ها متوجه حکومت نیست. رسانه های گروهی باید در صدد آن باشند تا با فرهنگ سازی زمینه های این گونه نا هنجاری هارا به حد اقل برسانند . به سخن دیگر در هیج جای دنیا حکومت ها سازنده ای فرهنگ جامعه نیستند ونباید نیز دراین امر دخالت نمایند و رسانه های گروهی ،مراکز آموزشی ، دانشگاه هاو سایر نهاد های فرهنگی، مسئول فرهنگ سازی در کشور ها می باشد لذا اگر رشد فکری وفرهنگی در این کشور ایجاد نشده است ونژاد گرایی وقوم محوری فرهنگ غالب در کشور است باید باور کرد که کار کرد رسانه مثبت نبوده است