تندی در گفتار ونرمش در عمل
. هم چنان از حمایت پاکستانی ها نیز برخوردار بوده اند.بعد از کشته شدن اسامه پاکستان تحت فشار فراوانی قرار گرفت واین فشار ها به حدی جدی بود که مقام های اسلام اباد را وادار کرد که قبله تعویض کنند وبعد ازاین به سوی چین روی اورند . رفت وامد هایی نیز صورت گرفت این تغیر دید گاه دو عامل عمده داشت. نخست این که کشته شدن اسامه در خاک پاکستان، احساست ملی پاکستانی ها راجریحه دار کرده بود وپاکستانی ها احساس ضعف می کردندکه با ان همه تجهیزات وادواتی که در اختیار داشتند کماندو های امریکایی توانست همه را پشت سر بگدارد ودر یک حمله غافل گیرانه کاسه وکوزه اسامه را به هم بریزد واورا از حیات ساقط کند در حالی که ایستگاه پولیس در چند صد متری اقامتگاه اسامه قراردداشته است ازسوی دیگر روابط نزدیک امریکا با هندوستان برای پاکستانی ها مایه نگرانی شده است وبدین گمان اند که بهتدریج دهلی جایگاه اسلام اباد را در سیاست های راهبردی امریکا احراز می کند ودیری نخواهد گذشت که اسلام اباد از حیز انتفاع خارج خواهند شد واین بد ترین حالتی است که برای پاکستان دست خواهدد داد؛ زیرا کشوری که با کمک های غرب زنده است وقتی آن کمک ها قطع گردد به ماهی ای می ماند که اب را ازاو گرفته باشند. بنابراین اسلام اباد میان مرگ وزندگی در نوسان بودو روی آوردن بهچین نیز دو وجه داشت وجه اول آن بود که به امریکایی نشان دهد که بدون کمک های آن کشور نیز می تواند به حیات خود ادامه دهد وجه دوم آنست که به امریکایی بفهماند که درصورت نبود شما چین می توند جایگاه شماراپرکند . امادراین بازی های سیاسی امریکا از تحمل وبرد باری بیشتر استفاده برد نه پاکستان را به حال خود رها کرد که او میدان عمل وسیع دراختیار داشته باشد ونه هم آن تنگنای ضیقی ایجاد کرد که به یک باره اسلام اباد سیاست خود در قبال امریکارا تغیر دهد وبه سوی چین بلغزد. امروز اما امریکا ساز مان استخبارات آن کشوررا نشانه رفته است، تمام ادعاها یا اتهامها آنست که ساز مان استخبارات پاکستان با گروه حقانی ارتباط داردو تا هنوز مقام های بلند پایه امریکا چون مایک مولن رئیس کمیته ستاد مشترک ایالات متحده امریکا ، برخی سناتور های حمهوری خواه در کنگره آن کشور اتهام های مشابهی را مطرح کرده اند وبر خی نیز کمی گام های تند تر ی برداشته اند وخواستار آن شدند که استخبارات پاکستان درلیست سیاه تروریسم قرار گیرد. در لیست سیاه قرار گرفتن به معنای اعمال محدودیت های فراوان برای آن ساز مان است که شامل محدودیت های مالی، سیاسی ورفت و آمد می شود. اما نشانه رفتن سازمان استخبارات پاکستان ن به چه منظور صورت گرفته است؛ ایا امریکا می خواهد بگوید که حساب حکومت غیر نظامی از استخبارات آن کشور جدا است وهر یک حکم جداگانه ای دارند یا آن که استخبارات ان کشور بهانه ای است برای تحت فشار قراردان رژیم سیاسی پاکستان؟
البته تحلیل گران دراین زمینه اتفاق نظر ندارند بر خی گمان دارند که حملات مکررلفظی امریکایی ها برپاکستانبیشتر براین مبنا استواراست که می خواهد ساز مان استخبارات ان کشور را از بدنه حکومت غیر نظامی آن کشور جدا کند زیرا اگردست استخبارات آن کشور کوتا ه نشود وساحه عمل آن محدود نه گردد. بی گمان نهتنها حملات تروریستی بر نظامیان امریکا درخاک افغانستان قطع نخواهد شد بلکه یک سیستم سیاسی پاسخ گو در برابر مجامع بین المللی وایالات متحده امریکا نیز ایجاد نخواهد گشت لذا اتهام هایی که برساز مان استخبارات آن کشور وارد می شود دو جنبه دارد؛ اول این اتهام ها می تواند زمینه حذف آن را در افکار عمومی فراهم آورد از جانب دیگر با حذف یا تضعیف آن گروه زمینه ای ایجاد یک سیستم پاسخ گورا می توان فراهم آورد. سکوت مقام های افغانی در برابر حملات پاکستان نیز چنینپیامی را می تواند تداعی کند. همان گونه که همه می دانند این باردوم در سال اخیراست که مناطق وسیعی از افغانستان مورد تجاوز پاکستانی ها قرار می گیرد اما واکنش حکومت دربرابر آن چندان جدی نبوده است. بر خی گمان دارند که واکنش حکومت کابل فشار بیشتری بر حکومت غیر نظامی وارد خواهد آورد ودرنتیجه ممکن است قدرت نظامیان را افزایش دهد. از سوی دیگر شاید این حملات پیامی ازسوی استخبارات پاکستان برای افغان ها باشد که در پاکستان به رغم حکومتغیر نظامی درآن کشور اما تصمیم گیری اصلی ازآن استخبارات آن کشور است. بنابراین گمان می رود که فشار های سیاسی امریکانیز برای بقای حکومت غیر نظامیان صورت می گیرد. حکومت کنونی پاکستان گرچه باز خورد شدید ی با اتهام های مقام های امریکا نشان داده است اما بی شک این اتهام ها چندان خالی از فایده هم نیست زیرا تا وقتی نظامیان ازقدرت تصمیم گیری برخورداربا شند، بسیار بعید است که غیر نظامیان قدرت واقعی حکومت را دردست داشته باشند. هر قدر زمان بگذرد بازهم بر نظامیان آن کشور نمی توان اعتمادکرد. ممکن است با کاهش فشار های بین المللی نظامیان بار دیگر دست به کودتا ببرند ووضعیت پاکستان را به حالت گذشته دراورند واین امر بعیدی نیست واکنش نظامیان در برابر اتهامهای مقام های امریکا نیز همین واقعیت راجامه می پوشاند. در حکومت های دموکراتیک ومردمی نظامیان تحت فرمان سیاست مداران است واز خود ابتکارعمل ندارند اما در پاکستان چنانکه دیده می شود نظامیان با تشکیل جلسه ای مخالفت شان را با تصمیم مقام های امریکا بیان داشتند وقطع ارتباط با شبکه حقانی را رد کردند. این گونه موضع گیری استخبارات پاکستان نشان میدهد که قدرت تصمیم گیری هنوز در دست نظامیان است وحکومت می کوشد در سایه اقتدارنظامیان به قدرت پوشالی خویش ادامه دهند. اگر یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان وزیر خارجه آن کشوررا از امریکا فرا می خواند واو نیز سفر خودرا نیمه کاره رها می کند بیشتر شکل ظاهری دارد وبرای سر پوش گذاشتن به واقعیت های تلخی است که درآن کشور جریان داردوحکومت پاکستان می خواهد وانمود کند که تصمیم گیرنده اصلی نظامیان نیست بلکه حکومت غیر نظامنی است.
به هرحا ل برای مردم افغانستان مهم وجود یک حکومت پاسخگو در پاکستان است این که در برابرپرسش هایبی شمار پاسخ قانع کننده داشتهباشد وهمین انتظار نیز از حکومت ایالات متحده امریکا است که گفتار های تند وگزنده اگر همراه با عمل نباشد ونظامیان پاکستان را وادار به قبول مسئولیت نکند نفعی به حال مردم افغانستان وکاهش خطر تروریزم نخواهدداشت. گرچه انتقاد هایی بر حکومت افغانستان وارد می شود که چرا بعد از کشته شدن بن لادن نتوانست استفاده لازم راازآن حادثه ببرد واز حکومت امریکا بخواهد با تغیر راهبرد خویش در قبال پاکستان از بازی های سیاسی دست بردارد وبا یک عمل عاقلانه پاکستان را تحت فشار قراردهد تا آن کشور مجبور شود که دست از حمایت تروریزم بردارد. اما آن گونه کهدیده می شود امریکایی ها سیاست پیچیده ای در قبال اسلام اباد در پیش گر فته اند. سیاستی که هم بر ماندن پاکستان در عرصه بین المللی نظر دارد وهم از نفوذساز مان استخبارات پاکستان کاسته شود.البته این سیاست به نفع ایالات متحده امریکا است اما افغانستان ازاین گونه بازی های موش وگربه نفعی نمی برد بلکه زیان بیشتر می بیند.زیرا تا وقتی امنیت لازم بر قرار نباشد دشوار است که بتوان بر نامه ریزی دقیق صورت داد حتا درنبود امنیت یک امار تقریبی نیز به دست نخواهد آمد چه رسد به این که حکومتی یک برنامه کلان بازسازی در نظر داشته باشد یک احتمال دیگر آنست که بازی های امریکا با پاکستان تحت تا ثیر پیمان استراتژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا قرار گرفته باشد. تا وقتی پیمان امضا نشود وتضمینی برای ماندن امریکا فراهم نیاید به نظر نمی رسد که مقام های واشنگتن شدت عمل مناسب به کار بندد وپاکستان را وادار به باز نگری در بر خورد با تروریزم کند.ت وادواتی که در اختیار داشتند کماندو های امریکایی توانست همه را پشت سر بگدارد ودر یک حمله غافل گیرانه کاسه وکوزه اسامه را به هم بریزد واورا از حیات ساقط کند در حالی که ایستگاه پولیس در چند صد متری اقامتگاه اسامه قراردداشته است ازسوی دیگر روابط نزدیک امریکا با هندوستان برای پاکستانی ها مایه نگرانی شده است وبدین گمان اند که بهتدریج دهلی جایگاه اسلام اباد را در سیاست های راهبردی امریکا احراز می کند ودیری نخواهد گذشت که اسلام اباد از حیز انتفاع خارج خواهند شد واین بد ترین حالتی است که برای پاکستان دست خواهدد داد؛ زیرا کشوری که با کمک های غرب زنده است وقتی آن کمک ها قطع گردد به ماهی ای می ماند که اب را ازاو گرفته باشند. بنابراین اسلام اباد میان مرگ وزندگی در نوسان بودو روی آوردن بهچین نیز دو وجه داشت وجه اول آن بود که به امریکایی نشان دهد که بدون کمک های آن کشور نیز می تواند به حیات خود ادامه دهد وجه دوم آنست که به امریکایی بفهماند که درصورت نبود شما چین می توند جایگاه شماراپرکند . امادراین بازی های سیاسی امریکا از تحمل وبرد باری بیشتر استفاده برد نه پاکستان را به حال خود رها کرد که او میدان عمل وسیع دراختیار داشته باشد ونه هم آن تنگنای ضیقی ایجاد کرد که به یک باره اسلام اباد سیاست خود در قبال امریکارا تغیر دهد وبه سوی چین بلغزد. امروز اما امریکا ساز مان استخبارات آن کشوررا نشانه رفته است، تمام ادعاها یا اتهامها آنست که ساز مان استخبارات پاکستان با گروه حقانی ارتباط داردو تا هنوز مقام های بلند پایه امریکا چون مایک مولن رئیس کمیته ستاد مشترک ایالات متحده امریکا ، برخی سناتور های حمهوری خواه در کنگره آن کشور اتهام های مشابهی را مطرح کرده اند وبر خی نیز کمی گام های تند تر ی برداشته اند وخواستار آن شدند که استخبارات پاکستان درلیست سیاه تروریسم قرار گیرد. در لیست سیاه قرار گرفتن به معنای اعمال محدودیت های فراوان برای آن ساز مان است که شامل محدودیت های مالی، سیاسی ورفت و آمد می شود. اما نشانه رفتن سازمان استخبارات پاکستان ن به چه منظور صورت گرفته است؛ ایا امریکا می خواهد بگوید که حساب حکومت غیر نظامی از استخبارات آن کشور جدا است وهر یک حکم جداگانه ای دارند یا آن که استخبارات ان کشور بهانه ای است برای تحت فشار قراردان رژیم سیاسی پاکستان؟ البته تحلیل گران دراین زمینه اتفاق نظر ندارند بر خی گمان دارند که حملات مکررلفظی امریکایی ها برپاکستانبیشتر براین مبنا استواراست که می خواهد ساز مان استخبارات ان کشور را از بدنه حکومت غیر نظامی آن کشور جدا کند زیرا اگردست استخبارات آن کشور کوتا ه نشود وساحه عمل آن محدود نه گردد. بی گمان نهتنها حملات تروریستی بر نظامیان امریکا درخاک افغانستان قطع نخواهد شد بلکه یک سیستم سیاسی پاسخ گو در برابر مجامع بین المللی وایالات متحده امریکا نیز ایجاد نخواهد گشت لذا اتهام هایی که برساز مان استخبارات آن کشور وارد می شود دو جنبه دارد؛ اول این اتهام ها می تواند زمینه حذف آن را در افکار عمومی فراهم آورد از جانب دیگر با حذف یا تضعیف آن گروه زمینه ای ایجاد یک سیستم پاسخ گورا می توان فراهم آورد. سکوت مقام های افغانی در برابر حملات پاکستان نیز چنینپیامی را می تواند تداعی کند. همان گونه که همه می دانند این باردوم در سال اخیراست که مناطق وسیعی از افغانستان مورد تجاوز پاکستانی ها قرار می گیرد اما واکنش حکومت دربرابر آن چندان جدی نبوده است. بر خی گمان دارند که واکنش حکومت کابل فشار بیشتری بر حکومت غیر نظامی وارد خواهد آورد ودرنتیجه ممکن است قدرت نظامیان را افزایش دهد. از سوی دیگر شاید این حملات پیامی ازسوی استخبارات پاکستان برای افغان ها باشد که در پاکستان به رغم حکومتغیر نظامی درآن کشور اما تصمیم گیری اصلی ازآن استخبارات آن کشور است. بنابراین گمان می رود که فشار های سیاسی امریکانیز برای بقای حکومت غیر نظامیان صورت می گیرد. حکومت کنونی پاکستان گرچه باز خورد شدید ی با اتهام های مقام های امریکا نشان داده است اما بی شک این اتهام ها چندان خالی از فایده هم نیست زیرا تا وقتی نظامیان ازقدرت تصمیم گیری برخورداربا شند، بسیار بعید است که غیر نظامیان قدرت واقعی حکومت را دردست داشته باشند. هر قدر زمان بگذرد بازهم بر نظامیان آن کشور نمی توان اعتمادکرد. ممکن است با کاهش فشار های بین المللی نظامیان بار دیگر دست به کودتا ببرند ووضعیت پاکستان را به حالت گذشته دراورند واین امر بعیدی نیست واکنش نظامیان در برابر اتهامهای مقام های امریکا نیز همین واقعیت راجامه می پوشاند. در حکومت های دموکراتیک ومردمی نظامیان تحت فرمان سیاست مداران است واز خود ابتکارعمل ندارند اما در پاکستان چنانکه دیده می شود نظامیان با تشکیل جلسه ای مخالفت شان را با تصمیم مقام های امریکا بیان داشتند وقطع ارتباط با شبکه حقانی را رد کردند. این گونه موضع گیری استخبارات پاکستان نشان میدهد که قدرت تصمیم گیری هنوز در دست نظامیان است وحکومت می کوشد در سایه اقتدارنظامیان به قدرت پوشالی خویش ادامه دهند. اگر یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان وزیر خارجه آن کشوررا از امریکا فرا می خواند واو نیز سفر خودرا نیمه کاره رها می کند بیشتر شکل ظاهری دارد وبرای سر پوش گذاشتن به واقعیت های تلخی است که درآن کشور جریان داردوحکومت پاکستان می خواهد وانمود کند که تصمیم گیرنده اصلی نظامیان نیست بلکه حکومت غیر نظامنی است. به هرحا ل برای مردم افغانستان مهم وجود یک حکومت پاسخگو در پاکستان است این که در برابرپرسش هایبی شمار پاسخ قانع کننده داشتهباشد وهمین انتظار نیز از حکومت ایالات متحده امریکا است که گفتار های تند وگزنده اگر همراه با عمل نباشد ونظامیان پاکستان را وادار به قبول مسئولیت نکند نفعی به حال مردم افغانستان وکاهش خطر تروریزم نخواهدداشت. گرچه انتقاد هایی بر حکومت افغانستان وارد می شود که چرا بعد از کشته شدن بن لادن نتوانست استفاده لازم راازآن حادثه ببرد واز حکومت امریکا بخواهد با تغیر راهبرد خویش در قبال پاکستان از بازی های سیاسی دست بردارد وبا یک عمل عاقلانه پاکستان را تحت فشار قراردهد تا آن کشور مجبور شود که دست از حمایت تروریزم بردارد. اما آن گونه کهدیده می شود امریکایی ها سیاست پیچیده ای در قبال اسلام اباد در پیش گر فته اند. سیاستی که هم بر ماندن پاکستان در عرصه بین المللی نظر دارد وهم از نفوذساز مان استخبارات پاکستان کاسته شود.البته این سیاست به نفع ایالات متحده امریکا است اما افغانستان ازاین گونه بازی های موش وگربه نفعی نمی برد بلکه زیان بیشتر می بیند.زیرا تا وقتی امنیت لازم بر قرار نباشد دشوار است که بتوان بر نامه ریزی دقیق صورت داد حتا درنبود امنیت یک امار تقریبی نیز به دست نخواهد آمد چه رسد به این که حکومتی یک برنامه کلان بازسازی در نظر داشته باشد یک احتمال دیگر آنست که بازی های امریکا با پاکستان تحت تا ثیر پیمان استراتژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا قرار گرفته باشد. تا وقتی پیمان امضا نشود وتضمینی برای ماندن امریکا فراهم نیاید به نظر نمی رسد که مقام های واشنگتن شدت عمل مناسب به کار بندد وپاکستان را وادار به باز نگری در بر خورد با تروریزم کند.